یک ربات که وظیفه پاکسازی زمینی پوشیده از زباله را بر عهده دارد، با ربات دیگری ملاقات کرده و عاشق او میشود. آنها با هم سفری را آغاز میکنند که سرنوشت بشر را دگرگون خواهد کرد.
شخصیت وال ای نماد تنهایی وجودی و تلاش برای یافتن معناست؛ او سالها در ویرانههای زمین تنهاست و با جمعآوری اشیاء، تماشای ویدیوها و موسیقی گوش دادن، به زندگی خود معنا میبخشد. ترس او از مرگ و اندوه به خاطر تنهایی، بعدی فلسفی به شخصیتش میدهد و او را به دنبال ارتباط و عشق سوق میدهد. این جستوجوی معنا، بازتاب نیاز روانی انسان به هدفمندی و معنای زندگی است.
فیلم تصویری از آیندهای را نشان میدهد که انسانها به شدت به تکنولوژی وابسته شدهاند و زندگیشان به مصرف بیوقفه، چاقی و بیحرکتی محدود شده است. انسانها روابطشان را از دست دادهاند؛ ارتباطاتشان غالبا مجازی است و از لمس و تجربههای واقعی محروماند. این وضعیت، پیامدهای روانی چون کاهش کیفیت زندگی، فقدان رضایت، و افسردگی را تداعی میکند.
در لحظهای تاثیرگذار، وال ای حافظهاش را از دست میدهد و دیگر ایو را نمیشناسد، که این رویداد آسیبپذیری حافظه، نقش تعیینکننده آن در هویت فردی و روابط انسانی را یادآوری میکند. فیلم نشان میدهد که خاطرات و پیوندهای عاطفی چگونه هویت روانی شخصیتها را شکل میدهد.
در روند داستان، وال ای تحول روانی و اجتماعی را تجربه میکند؛ از وابستگیاش به ایو، وفاداری، مهربانی و توانایی فداکاری او، میتوان کلیدواژههایی مانند رشد شخصیت، خودکنترلی و تربیت اخلاقی را استخراج کرد. این خصلتها الگویی برای تقویت ارزشهای انسانی همچون نوعدوستی، دوست داشتن، شجاعت و وفاداری هستند.
فیلم، انسانهایی را نشان میدهد که جزئی از یک سیستم بزرگتر هستند و هویتشان تحت تاثیر ساختار اجتماعی تعریف شده است. بیداری تدریجی شخصیتها از خواب مصرفزدگی و تلاش برای تجربه آزادی، یادآور اهمیت تعامل اجتماعی سالم، خودآگاهی و مسئولیتپذیری است.
در مجموع، وال ای به واسطه پرداختن به موضوعاتی چون تنهایی، معناجویی، وابستگی عاطفی، اثرات منفی فناوری و ارزشهای اخلاقی، فرصت مناسبی برای تحلیل روانشناختی فراهم میکند و بسیاری از مسائل عصر مدرن را به شکل هنرمندانه به تصویر میکشد