«زمانی که تهدیدی موسوم به نام جوکر، مردم گاتهام را به آشوب و ویرانی میکشاند، بتمن، جیمز گوردون و هاروی دنت باید با یکدیگر همکاری کنند تا به این جنون پایان دهند
شخصیت جوکر در «شوالیه تاریکی» به عنوان یک «آنارشیست با اعتبار روانشناختی» توصیف شده است. او نماد هرجومرج است و انگیزهی اصلیاش این است که ثابت کند انسانها در اساس غیراخلاقی هستند و قوانین اجتماعی، پوششی شکننده برای پنهان کردن این ماهیت است.
ویژگیهای روانشناختی جوکر با اختلال شخصیت ضداجتماعی (سایکوپاتی) مطابقت دارد :
فریبندگی و جذابیت سطحی: او استاد دستکاری دیگران است. اگرچه ظاهرش ترسناک است، اما کلام نافذی دارد که میتواند دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
فقدان پشیمانی و احساس گناه: جوکر به راحتی دروغ میگوید و هیچگونه عذاب وجدانی بابت اعمال وحشتناک و جانهایی که گرفته است، احساس نمیکند.
سبک زندگی منحرف: جنایت برای او مانند یک ماده مخدر عمل میکند. او به دنبال هیجان ناشی از اعمال مجرمانهاش است و برای رسیدن به تحریک بیشتر، جرایم پیچیدهتر و سادیستیتری را طراحی میکند.
جوکر با روایت داستانهای متفاوت و ضدونقیض دربارهی زخمهای صورتش، هویتی نامشخص و غیرقابل پیشبینی برای خود میسازد. این کار ابزاری برای ایجاد وحشت و جلوگیری از درک انگیزههای واقعی اوست. او هوش بالایی دارد، برای جنایتهایش با جزئیات دقیق برنامهریزی میکند و روانشناسی بتمن را به خوبی درک کرده است. هدف نهایی جوکر کشتن بتمن نیست، بلکه به چالش کشیدن اصول اخلاقی او و فاسد کردن اوست تا نشان دهد که «جنون مانند جاذبه است، فقط به یک فشار کوچک نیاز دارد».
بروس وین، یا همان بتمن، پیچیدهترین شخصیت فیلم است. انگیزهی او برای مبارزه با جرم و جنایت از ترومای عمیق دوران کودکیاش، یعنی مشاهدهی قتل والدینش، نشأت میگیرد. این آسیب روانی میتواند به نوعی اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) منجر شده باشد که در آن، مبارزه با جرم و جنایت راهی برای اعمال کنترل بر دنیای غیرقابل کنترل اطرافش است.
هویت دوگانهی او به عنوان بروس وین و بتمن، سوالاتی را در مورد اختلال مسخ شخصیت-مسخ واقعیت (DDD) یا حداقل یک بحران هویت جدی مطرح میکند. شخصیت بتمن به او اجازه میدهد تا ترومای خود را در یک هدف به ظاهر شریف تخلیه کند، اما در عین حال یک مکانیسم مقابلهای ناسازگار است که نمیتواند آن را رها کند. جوکر مانند آینهای در برابر بتمن عمل میکند و مبارزات روانی خود بتمن را به او بازتاب میدهد و او را مجبور میکند با مرزهای اخلاقی خود روبرو شود.
هاروی دنت، «شوالیه سفید گاتهام»، پس از رویدادهای آسیبزایی که منجر به سوختگی نیمی از صورتش و کشته شدن نامزدش، ریچل داوز، میشود، تحولی تراژیک را به شخصیتی انتقامجو به نام «دو چهره» تجربه میکند. در ابتدا، او علائم اختلال استرس حاد (ASD) را نشان میدهد که بعداً به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تبدیل میشود. این اختلال با درد شدید عاطفی، بازگشت به خاطرات آسیبزا و احساس جدایی از واقعیت مشخص میشود.
به عنوان «دو چهره»، وضعیت او بدتر میشود. سکهای که برای تصمیمگیری پرتاب میکند، نماد شخصیت دوگانهی اوست که بین خودِ قدیمی و خودِ جدید و انتقامجویش در حال مبارزه است. این تغییر شدید در رفتار و درگیری بین هویتهایش، جنبههایی از اختلال هویت تجزیهای (DID) را تداعی میکند، هرچند او شخصیتهای چندگانهی کاملی را نشان نمیدهد.
«شوالیه تاریکی» با نمایش تعامل میان این سه شخصیت، یک مطالعهی عمیق روانشناختی را شکل میدهد. فیلم به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه تروما و هرجومرج میتوانند افراد مختلف را به مسیرهای متفاوتی سوق دهند. جوکر تجسم روانپریشی و هرجومرج است، هاروی دنت نشاندهندهی سقوط یک انسان خوب در مواجهه با تراژدی است، و بتمن نماد مبارزهی بیپایان با آسیبهای روانی گذشته است. در نهایت، این فیلم یک اثر سینمایی قدرتمند است که پیچیدگیهای سلامت روان و مرزهای شکنندهی انسانیت را به تصویر میکشد