یک مرد اشرافزاده، پس از آنکه بر اثر یک سانحه پاراگلایدر از گردن به پایین فلج میشود، جوانی از محلههای فقیرنشین را به عنوان مراقب خود استخدام میکند.
این فیلم که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، به زیبایی هرچه تمامتر، تحول درونی دو شخصیت به ظاهر متضاد را به تصویر میکشد که در بستری از طنز و احساسات، به یکدیگر پیوند میخورند و زندگی را از نو برای هم معنا میکنند.
تحلیل روانشناختی فیلم بدون درک عمیق دو شخصیت اصلی آن، فیلیپ (فرانسوا کلوزه) و دریس (عمر سی)، امکانپذیر نیست. این دو نماینده دو جهان کاملاً متفاوت هستند:
کلیدیترین عنصر روانشناختی در شکلگیری رابطهی فیلیپ و دریس، فقدان ترحم از سوی دریس است. فیلیپ از پرستارانی که با او همچون یک بیمار بیدفاع و شکننده رفتار میکنند، خسته است. این نگاهها، ناتوانی او را برجستهتر میکنند. اما دریس، با بیخیالی و شوخطبعی ذاتی خود، فیلیپ را به عنوان یک “انسان” و نه یک “معلول” میبیند. او با فیلیپ شوخی میکند، او را به چالش میکشد و حتی فراموش میکند که او قادر به حرکت نیست. این رفتار، اگرچه در ابتدا ممکن است بیادبانه به نظر برسد، اما در حقیقت همان چیزی است که روان فیلیپ به آن نیاز دارد: برخورد برابر و به رسمیت شناخته شدن انسانیت او ورای جسم ناتوانش.
این رابطه را میتوان با نظریات روانشناسی انسانگرا، به خصوص دیدگاههای کارل راجرز، تحلیل کرد. راجرز بر اهمیت “توجه مثبت نامشروط” (Unconditional Positive Regard) در روابط تأکید دارد. دریس، ناآگاهانه، همین توجه را به فیلیپ ارزانی میدارد. او فیلیپ را همانگونه که هست میپذیرد و قضاوتی بر اساس معلولیتش نمیکند. این پذیرش بیقید و شرط، فضایی امن برای فیلیپ فراهم میکند تا از پیلهی انزوای خود خارج شود.
رابطهی فیلیپ و دریس یک خیابان دوطرفه است. هر یک از آنها چیزی را به دیگری میبخشد که در دنیای خود از آن بیبهره بوده است:
از منظر روانشناسی تحلیلی یونگ، فیلیپ و دریس را میتوان نمادی از دو قطب مخالف در روان یک فرد دانست: درونگرایی (Introversion) و برونگرایی (Extraversion). فیلیپ نماد تفکر، احساسات عمیق و دنیای درونی است، در حالی که دریس نمایندهی عمل، هیجان و دنیای بیرونی است. پیوند این دو، به نوعی نمادی از فرآیند “فردیت” (Individuation) است که در آن، فرد با پذیرش و یکپارچهسازی جنبههای متضاد شخصیت خود به تمامیت و کمال روانی دست مییابد.
“دستنیافتنیها” در هستهی خود، داستانی دربارهی قدرت شفابخش ارتباط انسانی است. این فیلم به ما نشان میدهد که چگونه دوستی و محبت خالصانه، فارغ از هرگونه مرزبندی اجتماعی، نژادی و جسمی، میتواند عمیقترین زخمهای روحی را التیام بخشد و به زندگی معنایی دوباره ببخشد. این فیلم تأکیدی است بر این حقیقت روانشناختی که انسانها برای رشد و تعالی به یکدیگر نیازمندند و در آینهی وجود دیگری است که میتوانند خود را بهتر بشناسند و به نسخهی کاملتری از خویشتن تبدیل شوند. “دستنیافتنیها” جشنی است برای زندگی، دوستی و این باور که حتی در سختترین شرایط نیز، دلیلی برای خندیدن و امیدواری وجود دارد.