۲۲ آذر ۱۴۰۴

چرا همیشه حق با من است؟ داستان غم‌انگیز اختلال شخصیت وسواسی-جبری

چیا قراره بخونی

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster C) طبقه‌بندی می‌شود که با ویژگی‌های اضطراب و هراس مشخص می‌گردد. OCPD با الگوی فراگیر و پایداری از کمال‌گرایی افراطی، نظم‌دوستی و نیاز به کنترل ذهنی و بین‌فردی تعریف می‌شود که به قیمت از دست دادن انعطاف‌پذیری، گشودگی و کارآمدی تمام می‌شود.

برخلاف بسیاری از اختلالات روان‌پزشکی که ماهیت دوره‌ای دارند، ویژگی‌های OCPD در طول زمان ثابت هستند. نکته کلیدی در درک این اختلال، ماهیت «همخوان با خود» (Ego-syntonic) آن است؛ بدین معنا که فرد مبتلا، افکار و رفتارهای خود را صحیح، منطقی و مطلوب می‌پندارد و اغلب بینشی نسبت به رنجی که این رفتارها برای دیگران ایجاد می‌کند، ندارد.

اپیدمیولوژی (همه‌گیرشناسی)

مطالعات نشان می‌دهند که OCPD یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت است. برآوردها حاکی از آن است که شیوع این اختلال در جمعیت عمومی بین ۳ تا ۸ درصد است. در محیط‌های بالینی، این ارقام بالاتر گزارش شده‌اند؛ به طوری که حدود ۸.۷ درصد از بیماران سرپایی و ۲۳.۳ درصد از بیماران بستری ممکن است واجد معیارهای تشخیص باشند.


از نظر دموگرافیک، این اختلال در مردان بیشتر از زنان تشخیص داده می‌شود و معمولاً علائم آن در اواخر نوجوانی یا اوایل دهه بیست زندگی ظاهر می‌گردد. همچنین، به نظر می‌رسد سطح تحصیلات پایین‌تر با نرخ بالاتر OCPD مرتبط باشد.

اتیولوژی (سبب‌شناسی)

مانند سایر اختلالات شخصیت، سبب‌شناسی OCPD چندعاملی (Multifactorial) است و حاصل تعامل پیچیده عوامل ژنتیکی، محیطی و روان‌شناختی می‌باشد:

 عوامل بیولوژیک و ژنتیک

مطالعات دوقلوها نشانگر مؤلفه وراثتی قابل‌توجهی در OCPD هستند، به طوری که عوامل ژنتیکی بین ۲۷ تا ۷۸ درصد در شکل‌گیری ویژگی‌های این اختلال نقش دارند. تحقیقات ژنتیکی همچنین به پلی‌مورفیسم‌هایی در ژن‌های مرتبط با انتقال‌دهنده‌های عصبی اشاره کرده‌اند؛ از جمله ژن SLC6A4 (مرتبط با انتقال‌دهنده سروتونین) و ژن‌های گیرنده دوپامین D3 که با ویژگی‌های اضطرابی و کمال‌گرایانه مرتبط هستند.

عوامل روان‌شناختی و رشدی

از دیدگاه روانکاوی کلاسیک (فروید)، ویژگی‌های OCPD نظیر لجاجت، خساست و نظم افراطی، ناشی از تثبیت در «مرحله مقعدی» (Anal Stage) و کشمکش‌های دوران آموزش توالت رفتن است. نظریه‌های مدرن‌تر، از جمله نظریه دلبستگی، پیشنهاد می‌کنند که این افراد ممکن است در دوران کودکی دلبستگی ایمن را تجربه نکرده باشند و یا تحت تأثیر سبک‌های فرزندپروری بیش‌ازحد کنترل‌گر و فاقد صمیمیت عاطفی رشد کرده باشند.

بیشتر بخوانید :  نگاه اساسی به توهم!

 مزاج و سرشت

مدل‌های شخصیتی نشان می‌دهند که افراد مبتلا به OCPD سطوح بالایی از ویژگی «اجتناب از آسیب» (Harm Avoidance) را نشان می‌دهند که منجر به تمرکز شدید بر اجتناب از خطا و برنامه‌ریزی دقیق می‌شود. همچنین ویژگی «پشتکار» (Persistence) در این افراد بالاست که اگرچه منجر به سخت‌کوشی می‌شود، اما در سطوح آسیب‌شناختی به جمود و کمال‌گرایی می‌انجامد.

تظاهرات بالینی و معیارهای تشخیصی (DSM-5-TR)

تشخیص OCPD بر اساس معیارهای بالینی انجام می‌شود. طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5-TR)، برای تشخیص این اختلال، فرد باید الگوی پایداری از کمال‌گرایی و کنترل را نشان دهد که با حداقل چهار مورد از موارد زیر مشخص می‌شود:

  1. اشتغال ذهنی با جزئیات: فرد چنان درگیر قوانین، لیست‌ها، سازمان‌دهی و جداول می‌شود که هدف اصلی فعالیت گم می‌شود.

  2. کمال‌گرایی مخل: کمال‌گرایی فرد مانع از تکمیل وظایف می‌شود (مثلاً پروژه‌ای تکمیل نمی‌شود زیرا استانداردهای سخت‌گیرانه فرد برآورده نشده‌اند).

  3. تعهد افراطی به کار: وقف کردن خود به کار و بهره‌وری تا حدی که فعالیت‌های تفریحی و دوستی‌ها حذف می‌شوند (بدون نیاز اقتصادی آشکار).

  4. انعطاف‌ناپذیری اخلاقی: وجدان‌مندی بیش‌ازحد و عدم انعطاف در مسائل اخلاقی، ارزشی یا قواعد (که با هویت فرهنگی یا مذهبی فرد قابل توجیه نیست).

  5. احتکار (Hoarding): ناتوانی در دور ریختن اشیاء فرسوده یا بی‌ارزش، حتی زمانی که فاقد ارزش احساسی هستند.

  6. عدم واگذاری مسئولیت: بی میلی به تفویض وظایف یا کار با دیگران، مگر اینکه آن‌ها دقیقاً از روش فرد تبعیت کنند.

  7. خساست: اتخاذ سبک خرج کردن خسیسانه برای خود و دیگران؛ پول به عنوان چیزی دیده می‌شود که باید برای فجایع آینده انباشته شود.

  8. سرسختی و لجاجت: نشان دادن جمود فکری و کله‌شقی در تعاملات.

کمال‌گرایی چیست و چه انواعی دارد؟

 

تشخیص افتراقی (Differential Diagnosis)

یکی از چالش‌های اصلی بالینی، تمایز OCPD از سایر اختلالات است:

  • اختلال وسواس فکری-عملی (OCD): این مهم‌ترین تشخیص افتراقی است. در OCD، بیمار افکار مزاحم (Obsessions) و رفتارهای تکراری (Compulsions) دارد که معمولاً ناخواسته و آزاردهنده هستند (Ego-dystonic). اما در OCPD، افکار و رفتارها همخوان با خود هستند و فرد آن‌ها را درست می‌داند. همچنین در OCPD معمولاً تشریفات و ریچوال‌های خاص OCD (مثل شستشوی مکرر دست) وجود ندارد.

  • اختلال اضطراب فراگیر (GAD): نگرانی در GAD معمولاً فراگیر و مربوط به مسائل روزمره است، در حالی که در OCPD تمرکز بر نظم، کمال و کنترل است.

  • اختلال طیف اوتیسم (ASD): اگرچه هر دو گروه ممکن است پایبندی سفت و سختی به روتین‌ها داشته باشند، اما ASD با نقص در ارتباطات اجتماعی و شروع زودهنگام در کودکی متمایز می‌شود.

بیشتر بخوانید :  نابینایی: سپری پنهان در برابر اسکیزوفرنی؟

پاتوفیزیولوژی

پاتوفیزیولوژی دقیق OCPD هنوز به خوبی شناخته نشده است، اما فرضیاتی مبنی بر اختلال در سیستم انتقال‌دهنده عصبی سروتونرژیک (مشابه OCD) وجود دارد. مطالعات تصویربرداری عصبی (Neuroimaging) ناهنجاری‌هایی را در نواحی مغزی مرتبط با تصمیم‌گیری، تنظیم هیجان و شکل‌گیری عادت، به ویژه در قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex) و آمیگدال نشان داده‌اند.

مدیریت و درمان

درمان OCPD چالش‌برانگیز است زیرا بیماران اغلب نیازی به درمان احساس نمی‌کنند مگر اینکه دچار عوارض ثانویه مثل افسردگی یا تعارضات شدید زناشویی شوند. هیچ درمان «استاندارد طلایی» قطعی وجود ندارد، اما ترکیبی از روش‌ها پیشنهاد می‌شود:

 روان‌درمانی (Psychotherapy)

روان‌درمانی درمان انتخابی برای OCPD محسوب می‌شود.

  • درمان شناختی-رفتاری (CBT): این رویکرد بر تغییر الگوهای فکری ناکارآمد (مانند تفکر «همه یا هیچ») و رفتارهای مخرب تمرکز دارد. تکنیک‌ها شامل مواجهه با موقعیت‌های ترسناک (مانند ایجاد اشتباهات عمدی کوچک) برای به چالش کشیدن باورهای فاجعه‌آمیز است.

  • روان‌درمانی پویشی (Psychodynamic Therapy): هدف این رویکرد کمک به بیمار برای درک ریشه‌های ناخودآگاه نیاز به کمال‌گرایی و کنترل است تا بتواند الگوهای رفتاری انعطاف‌پذیرتری را اتخاذ کند. مطالعات نشان داده‌اند که این روش می‌تواند به بهبود عملکرد کلی بیماران کمک کند.

 دارودرمانی (Pharmacotherapy)

هیچ دارویی توسط FDA به طور اختصاصی برای درمان OCPD تایید نشده است. با این حال، داروها برای مدیریت علائم یا بیماری‌های همبود (Comorbid) استفاده می‌شوند:

  • مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs): داروهایی مانند فلوکستین (Fluoxetine) و فلووکسامین (Fluvoxamine) بیشترین شواهد پژوهشی را دارند. مطالعات نشان داده‌اند که دوزهای بالا ممکن است به کاهش کمال‌گرایی و رفتارهای احتکار کمک کنند.

  • سیتالوپرام (Citalopram): در برخی مطالعات، این دارو در کاهش معیارهای OCPD مؤثرتر از سرترالین بوده است.

پیش‌آگهی و نتیجه‌گیری

سیر OCPD متغیر است. بدون درمان، این اختلال می‌تواند منجر به انزوای اجتماعی، افسردگی اساسی و فرسودگی شغلی شود. با این حال، با مداخله درمانی مناسب، به ویژه زمانی که بیمار به بینش دست یابد که کمال‌گرایی او ریشه مشکلاتش است، پیش‌آگهی بهبود می‌یابد. رویکرد بین‌رشته‌ای شامل روان‌شناس و روان‌پزشک برای مدیریت جامع این اختلال ضروری است.

منابع

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/books/NBK597372/

https://my.clevelandclinic.org/health/diseases/24526-obsessive-compulsive-personality-disorder-ocpd

 

ساعت ۲ بامداد است، اما چراغ اتاق کار سهراب هنوز روشن است.

سهراب مدیر پروژه‌ای موفق و بسیار محترم است، اما همکارانش پشت سر او آه می‌کشند. روی میز او، پرونده‌ها با دقتی میلی‌متری و بر اساس کد رنگی چیده شده‌اند. فردا مهلت تحویل یک پروژه بزرگ است، اما سهراب هنوز درگیر فونت تیترهای صفحه سوم گزارش است. او پنج بار گزارش را بازنویسی کرده چون احساس می‌کند «لحن» آن هنوز کامل نیست. همسرش، لیلا، ساعت‌ها پیش با دلخوری به خواب رفته است؛ آن‌ها قرار بود امشب برای سالگرد ازدواجشان شام بیرون بروند، اما سهراب باز هم گفت: «فقط ده دقیقه دیگر کار دارم» و این ده دقیقه، چهار ساعت طول کشید.

سهراب از درون رنج می‌کشد. او احساس می‌کند اگر خودش بالای سر کار نباشد، همه‌چیز فرومی‌ریزد. او فکر می‌کند دیگران بی‌دقت و بی‌مسئولیت هستند. اما در واقعیت، این استاندارهای غیرممکن سهراب است که دیواری نامرئی بین او، خانواده‌اش و لذت بردن از زندگی کشیده است. سهراب فقط «منضبط» نیست؛ او در زندانی که خودش ساخته گرفتار شده است. نام این زندان، اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD) است.

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD) چیست؟

بسیاری از افراد سهراب را با فردی که «وسواس» (OCD) دارد اشتباه می‌گیرند، اما این دو متفاوت‌اند. اختلال شخصیت وسواسی-جبری (OCPD) یک وضعیت سلامت روان است که با کمال‌گرایی شدید، نیاز به نظم و کنترل بیش‌ازحد مشخص می‌شود.

بر خلاف OCD که فرد ممکن است از افکار مزاحم و تکراری (مثل ترس از آلودگی) رنج ببرد و بداند که رفتارهایش غیرمنطقی است، افراد مبتلا به OCPD معمولاً معتقدند که روش آن‌ها «تنها راه درست» انجام کارهاست. آن‌ها این رفتارها را مفید و ضروری می‌دانند (Ego-syntonic) و اغلب متوجه نمی‌شوند که چقدر باعث آزار اطرافیان می‌شوند.

علائم و نشانه‌ها: فراتر از یک نظم ساده

بر اساس معیارهای تشخیصی (مانند آنچه در DSM-5 آمده است)، افراد مبتلا به OCPD الگوی پایداری از رفتارهای خشک و غیرقابل‌انعطاف دارند که از اوایل بزرگسالی شروع می‌شود. اگر شما یا اطرافیانتان چهار مورد یا بیشتر از نشانه‌های زیر را دارید، ممکن است زنگ خطر OCPD باشد:

  1. شیفتگی به جزئیات و قوانین: فرد آن‌قدر درگیر لیست‌ها، سازمان‌دهی، جداول و جزئیات ریز می‌شود که هدف اصلی فعالیت گم می‌شود. (مثل سهراب که آن‌قدر درگیر فونت گزارش بود که اصل محتوا و زمان تحویل را فراموش کرد).

  2. کمال‌گرایی فلج‌کننده: استانداردهای آن‌ها آن‌قدر بالاست که عملاً هیچ کاری تمام نمی‌شود. پروژه‌ها نیمه‌کاره می‌مانند چون هرگز به آن نقطه «ایده‌آل» نمی‌رسند.

  3. تعهد بیش‌ازحد به کار: آن‌ها زندگی، تفریح و دوستان را فدای کار و بهره‌وری می‌کنند، حتی وقتی نیازی اقتصادی به این کار نیست.

  4. انعطاف‌ناپذیری اخلاقی: در مورد مسائل اخلاقی، ارزش‌ها یا قواعد رفتاری بسیار خشک و سخت‌گیر هستند و هیچ عذری را نمی‌پذیرند.

  5. احتکار اشیاء بی‌استفاده: نمی‌توانند اشیاء کهنه یا بی‌ارزش را دور بریزند، حتی اگر هیچ ارزش احساسی نداشته باشند (به قول خودشان: شاید روزی به درد بخورد!).

  6. ناتوانی در واگذاری کارها: به‌سختی کارها را به دیگران می‌سپارند، مگر اینکه مطمئن شوند طرف مقابل دقیقاً طبق روش آن‌ها عمل می‌کند. آن‌ها معتقدند: «اگر می‌خواهی کاری درست انجام شود، باید خودت انجامش دهی.»

  7. خساست: آن‌ها پول را چیزی می‌دانند که باید برای روز مبادا پس‌انداز شود و ممکن است نسبت به خود و دیگران خسییس باشند.

  8. سرسختی و لجاجت: تغییر عقیده برایشان دشوار است و انتظار دارند همه طبق اصول آن‌ها رفتار کنند.

رنجی که پنهان می‌ماند

اگرچه افراد مبتلا به OCPD در ظاهر ممکن است افرادی موفق، دقیق و قابل‌اعتماد به نظر برسند، اما در دنیای درونشان طوفانی برپاست. آن‌ها دائماً تحت فشار اضطراب هستند تا همه‌چیز تحت کنترل باشد. کوچک‌ترین اشتباه یا بی‌نظمی می‌تواند خشم یا اضطراب شدیدی در آن‌ها ایجاد کند.

اما بزرگ‌ترین آسیب متوجه روابط آن‌هاست. همسران و فرزندان این افراد اغلب احساس می‌کنند «هرگز کافی نیستند». آن‌ها در فضایی زندگی می‌کنند که انتقاد زیاد است و ابراز احساسات و صمیمیت کم. فرد مبتلا به OCPD ممکن است ابراز احساسات را نشانه ضعف یا عدم کنترل بداند، که این موضوع باعث سردی روابط عاطفی می‌شود.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ (علل و ریشه‌ها)

هنوز علت دقیقی برای OCPD مشخص نشده است، اما تحقیقات نشان می‌دهند ترکیبی از ژنتیک و محیط نقش دارد:

  • ژنتیک: مطالعات دوقلوها نشان داده که ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با OCPD تا حد زیادی ارثی است.

  • سبک فرزندپروری: کودکانی که والدینی بسیار کنترل‌گر، کمال‌گرا و غیرصمیمی داشته‌اند، یا کودکانی که فقط در ازای «عملکرد بی‌نقص» محبت دریافت کرده‌اند، بیشتر در معرض خطر هستند.

  • فرهنگ: جوامعی که به شدت بر قوانین، اقتدار و سخت‌کوشی تأکید دارند، ممکن است بستر مناسب‌تری برای بروز این ویژگی‌ها باشند.

آیا راه نجاتی هست؟ (درمان و مدیریت)

خبر خوب این است که OCPD قابل مدیریت و درمان است، اما چالش اصلی اینجاست که افراد مبتلا معمولاً خودشان برای درمان مراجعه نمی‌کنند؛ مگر اینکه با تهدیدی جدی (مثل طلاق همسر یا اخراج از کار) روبرو شوند یا دچار افسردگی و اضطراب شدید شوند.

روان‌درمانی (Psychotherapy):
این اصلی‌ترین و مؤثرترین روش درمان است.

  • درمان شناختی-رفتاری (CBT): به فرد کمک می‌کند تا باورهای غیرمنطقی خود را درباره کمال‌گرایی و لزوم کنترل همه‌چیز به چالش بکشد. آن‌ها یاد می‌گیرند که «اشتباه کردن فاجعه نیست».

  • درمان روان‌پویشی: به ریشه‌یابی این نیاز به کنترل (که اغلب ناشی از ناامنی‌های دوران کودکی است) می‌پردازد.

دارودرمانی:
اگرچه داروی مخصوصی برای OCPD وجود ندارد، اما داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین (SSRIs) که برای کاهش اضطراب و افسردگی تجویز می‌شوند، می‌توانند به کاهش سخت‌گیری و کمال‌گرایی کمک کنند.

سخن پایانی

داستان سهراب نباید با تنهایی و فرسودگی تمام شود. OCPD یک انتخاب نیست، بلکه یک ساختار شخصیتی است که فرد در آن گرفتار شده. اگر شما یا عزیزانتان با این نشانه‌ها دست‌وبنجه نرم می‌کنید، اولین قدم آگاهی است. درک اینکه «زندگی سیاه و سفید نیست و طیف‌های خاکستری هم زیبا هستند»، می‌تواند شروعی برای رهایی از زندان کمال‌گرایی باشد.

تحریف های شناختی چیست؟ 15 خطای فکری که زندگی شما را مختل می‌کند

اختلالات روانی

4

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلی مطلب خفن دیگه ...

چرا اضطراب در نسل Z این‌قدر زیاد شده؟ نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) نسلی است که با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فشار مقایسه، ناامنی شغلی و بحران‌هایی مثل کرونا بزرگ …

نوجوانان و سلامت روان

مارشا لینهان و تاریخچه پیدایش رفتاردرمانی دیالکتیکی مارشا لینهان با خلق «رفتاردرمانی دیالکتیکی» (Dialectical Behavior Therapy یا همان DBT) دنیای روانشناسی را دگرگون کرد. احتمالاً نام DBT به گوشتان خورده …

روان‌درمانی و مشاوره

این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روان‌شناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجله‌ی Science …

مغز و روانشناسی علمی

مقدمه و پیشینه پژوهش پدیده افزایش عملکرد فیزیکی متعاقب دشنام‌گویی (Swearing) موضوعی است که در دهه اخیر توجه روان‌شناسان ورزشی و عصب‌شناسان را به خود جلب کرده است. مطالعات پیشین …

مغز و روانشناسی علمی

با ظهور اینترنت، دسترسی به محرک‌های جنسی بصری (پورنوگرافی) به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. ویژگی‌هایی همچون دسترسی آسان، هزینه پایین و ناشناس بودن، باعث شده است میلیون‌ها کاربر به …

مغز و روانشناسی علمی نوجوانان و سلامت روان

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster …

اختلالات روانی

نظرتو بهمون بگو راجب مقاله :>