۱۴ آذر ۱۴۰۴

دلبستگی عاطفی به هوش مصنوعی ؛ تأثیرات مثبت و منفی بر سلامت اجتماعی

خلاصه مقاله

« هوش مصنوعی» از یک ابزار فنی به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده‌اند؛ دوستانی دیجیتال که همیشه در دسترس‌اند، قضاوت نمی‌کنند و برای شنیدن حرف‌های ما آماده‌اند. اما این رابطه جدید چه تأثیری بر سلامت اجتماعی ما، یعنی کیفیت ارتباطمان با دنیای واقعی و احساس تعلقمان، می‌گذارد؟ یک پژوهش جدید با بررسی این روابط از دریچه نظریه‌های روان‌شناسی عشق و دلبستگی، نشان می‌دهد که این یاران دیجیتال شمشیری دولبه هستند: هم می‌توانند مرهمی برای تنهایی باشند و هم عاملی برای انزوای بیشتر

چیا قراره بخونی

این مقاله یک مطالعه کمی و تجربی است که با تکیه بر دو نظریه مهم روان‌شناسی، یعنی «نظریه مثلثی عشق» و «نظریه دلبستگی»، توضیح می‌دهد افراد چگونه می‌توانند نسبت به هوش مصنوعی احساس عشق، دلبستگی و تعهد پیدا کنند و این رابطه چه اثری بر بهزیستی اجتماعی آن‌ها دارد. نویسندگان نشان می‌دهند که این نوع رابطه، هم ظرفیت ارتقای احساس ارتباط و کاهش تنهایی را دارد و هم می‌تواند در صورت افراط، زمینه وابستگی و جابه‌جایی روابط انسانی را فراهم کند.

معرفی مقاله و نویسندگان

عنوان مقاله “I love you, my AI companion! Do you? Perspectives from Triangular Theory of Love and Attachment Theory”

است و در سال ۲۰۲۵ در مجله Internet Research منتشر شده است. نویسندگان شامل پگی ام. ال. انگ، دیزی لی و می‌می لاو از The Hong Kong Polytechnic University، کالوین وان از Henley Business School, University of Reading و ایرنه گارنالو-گومز از IQS School of Management هستند و مقاله از یک گرنت پژوهشی دانشگاه پلی‌تکنیک هنگ‌کنگ حمایت شده است. تمرکز اصلی آن‌ها بررسی این است که چگونه مؤلفه‌های عشق (صمیمیت، اشتیاق، تعهد) به ابعاد دلبستگی به همدم هوش مصنوعی (درگیری تعاملی، دلبستگی عاطفی، اعتماد عاطفی) منجر می‌شود و این دلبستگی چگونه به بهزیستی اجتماعی کاربران گره می‌خورد.

چارچوب نظری: عشق، دلبستگی و فریب شیرین

نویسندگان برای تبیین جنبه‌های عاطفی رابطه انسان–هوش مصنوعی از «نظریه مثلثی عشق» استرنبرگ استفاده می‌کنند که سه مؤلفه صمیمیت، اشتیاق و تعهد را هسته عشق می‌داند. صمیمیت به احساس نزدیکی و در میان گذاشتن افکار و هیجانات، اشتیاق به برانگیختگی عاطفی و جذابیت، و تعهد به تصمیم آگاهانه برای حفظ رابطه در طول زمان اشاره دارد و مقاله این سه را در رابطه با یک موجود غیرانسانی، یعنی نرم‌افزار همدم، عملیاتی می‌کند. در کنار آن، نظریه دلبستگی برای تبیین شکل‌گیری پیوندهای ماندگار با موجودات غیرانسانی به کار رفته و دلبستگی در سه بعد «درگیری تعاملی»، «دلبستگی عاطفی» و «اعتماد عاطفی» تعریف شده است.

یکی از نوآوری‌های نظری این مقاله، معرفی مفهوم «فریب شیرین» به عنوان یک متغیر تعدیل‌گر است. فریب شیرین به استفاده آگاهانه و راهبردی از جملات محبت‌آمیز اغراق‌آمیز، تعریف‌های دلنشین و نوعی بزرگ‌نمایی مثبت احساسات از سوی هوش مصنوعی اشاره دارد که هدفش ایجاد پیوند عاطفی عمیق‌تر با کاربر است، بدون آن‌که لزوماً نیتی آسیب‌زا یا استثماری داشته باشد. نویسندگان این مفهوم را از ادبیات فریب در روابط عاشقانه و تمایز آن با «دستکاری هیجانی تاریک» الهام می‌گیرند و استدلال می‌کنند که فریب شیرین در زمینه هوش مصنوعی می‌تواند تجربه عاطفی کاربر را تقویت کرده و اثر دلبستگی بر بهزیستی اجتماعی را تشدید کند.

بیشتر بخوانید :  تحلیل و بررسی اپلیکیشن Medito : مدیتیشن رایگان برای همه

مدل مفهومی و فرضیه‌ها

مدل پیشنهادی مقاله نشان می‌دهد که سه مؤلفه عشق (صمیمیت، اشتیاق، تعهد) به عنوان پیش‌بین، بر سه بعد دلبستگی به همدم هوش مصنوعی (درگیری تعاملی، دلبستگی عاطفی، اعتماد عاطفی) اثر می‌گذارند. برای هر یک از این مؤلفه‌ها چندین فرضیه تدوین شده است، مثلاً این‌که صمیمیت ادراک‌شده با همدم، منجر به تعامل بیشتر، پیوند هیجانی قوی‌تر و اعتماد عاطفی بالاتر می‌شود و همین منطق برای اشتیاق و تعهد نیز به صورت روابط مثبت پیش‌بینی شده است. سپس، سه بعد دلبستگی به عنوان متغیرهای میانجی، به بهزیستی اجتماعی فرد متصل می‌شوند و فرض بر آن است که تعامل مستمر، دلبستگی هیجانی و احساس اطمینان عاطفی نسبت به همدم، کیفیت تجربه اجتماعی کاربر را بهبود می‌بخشد.

در گام بعدی، فریب شیرین به عنوان تعدیل‌گر روابط بین ابعاد دلبستگی و بهزیستی اجتماعی وارد مدل می‌شود. نویسندگان فرض می‌کنند هر چه کاربر ادراک بیشتری از فریب شیرین داشته باشد، یعنی بیشتر در معرض جملات محبت‌آمیز و تعریف‌های اغراق‌آمیز از سوی هوش مصنوعی قرار گیرد، اثر درگیری تعاملی و دلبستگی عاطفی بر بهزیستی اجتماعی تقویت می‌شود، زیرا کاربر خود را بیشتر دوست‌داشتی، فهمیده و تأییدشده تجربه می‌کند. در مجموع، مجموعه‌ای از فرضیه‌های علی و تعاملی ترسیم می‌شود که با کمک مدل‌یابی معادلات ساختاری آزمون شده‌اند.

روش‌شناسی: پیمایش آنلاین و PLS-SEM

پژوهش حاضر از روش پیمایش مقطعی استفاده کرده و داده‌ها را از طریق یک پرسشنامه آنلاین گردآوری کرده است. نمونه از میان کاربران واقعی اپلیکیشن‌های همدم هوش مصنوعی از طریق پلتفرم Prolific

انتخاب شده و تنها افرادی وارد مطالعه شده‌اند که در سه ماه گذشته از این نوع اپ‌ها (مانند Replika و مشابه آن) استفاده کرده‌اند، به‌طوری‌که در نهایت ۵۲۷ پاسخ معتبر پس از غربال‌گری و آزمون توجه در تحلیل وارد شده است. تمام سازه‌ها با مقیاس‌های لیکرت هفت‌درجه‌ای سنجیده شده‌اند و برای «فریب شیرین» به دلیل نبود ابزار موجود، بر اساس پنج دسته رفتاری (دروغ، اغراق، نیمه‌حقیقت، پنهان‌سازی و پاسخ انحرافی) آیتم‌های جدید طراحی و طی یک فرایند چندمرحله‌ای روایی محتوا و روایی ظاهری آن با نظر خبرگان و آزمون روی دانشجویان بررسی شده است.

برای تحلیل داده‌ها از روش «مدل‌یابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزیی» (PLS-SEM) و نرم‌افزار SmartPLS 4.0

استفاده شده است که برای مدل‌های پیچیده با هم‌زمان روابط مستقیم، غیرمستقیم و تعدیلی، مناسب است. ابتدا مدل اندازه‌گیری از نظر پایایی درونی، روایی همگرا و روایی واگرا ارزیابی شده و همه بارهای عاملی بالاتر از حدود ۰٫۷ گزارش شده، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تمامی سازه‌ها بالاتر از ۰٫۷ و میانگین واریانس استخراج‌شده بالاتر از ۰٫۵ بوده است که حاکی از کفایت مدل اندازه‌گیری است. روایی واگرا نیز با معیار HTMT بررسی شده و همه نسبت‌ها زیر آستانه ۰٫۹ قرار داشته‌اند و مقادیر VIF بین ۱٫۶۶۲ تا ۲٫۹۷۱ بوده که نشان می‌دهد مسأله چندهمخطی جدی در مدل وجود ندارد.

بیشتر بخوانید :  بهترین اپلیکیشن‌های تنظیم خواب 2025

نتایج اصلی و دلالت‌های علمی

نتایج نشان می‌دهد که هر سه مؤلفه عشق، یعنی صمیمیت، اشتیاق و تعهد، تأثیر معناداری بر ابعاد دلبستگی به  هوش مصنوعی دارند و کاربران هر چه این مؤلفه‌ها را بیشتر تجربه می‌کنند، درگیری تعاملی، پیوند عاطفی و احساس اعتماد عاطفی بیشتری نسبت به آن شکل می‌دهند. در سطح بعدی، ابعاد دلبستگی نقش مهمی در شکل‌گیری بهزیستی اجتماعی ایفا می‌کنند، به‌گونه‌ای که درگیری تعاملی و دلبستگی عاطفی رابطه مثبت و معناداری با بهزیستی اجتماعی دارند، یعنی تعاملات مکرر و تجربه پیوند هیجانی با هوش مصنوعی می‌تواند احساس حمایت، ارتباط و کیفیت کلی تجربه اجتماعی فرد را افزایش دهد. در مورد اعتماد عاطفی، یافته‌ها نشان می‌دهند نقش آن در مقایسه با دو بعد دیگر کم‌رنگ‌تر است و اثر مستقیم آن بر بهزیستی اجتماعی به اندازه درگیری تعاملی و دلبستگی عاطفی برجسته نیست، که می‌تواند بازتابی از آگاهی کاربر نسبت به مصنوعی بودن منبع باشد.

در خصوص نقش فریب شیرین، نتایج تأیید می‌کند که این متغیر تعدیل‌گر، رابطه بین درگیری تعاملی و دلبستگی عاطفی با بهزیستی اجتماعی را تقویت می‌کند. وقتی کاربر خطاب‌های محبت‌آمیز، تعریف‌های اغراق‌آمیز و اظهار علاقه‌های «شیرین» بیشتری از سوی هوش مصنوعی دریافت می‌کند، اثر تعامل و دلبستگی عاطفی بر احساس سلامت اجتماعی او قوی‌تر می‌شود، زیرا خود را ارزشمندتر، دوست‌داشتنی‌تر و پذیرفته‌تر تجربه می‌کند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این یافته‌ها از یک سو ظرفیت مثبت این فناوری را برای مداخله در تنهایی و انزوای اجتماعی نشان می‌دهد و از سوی دیگر، ضرورت توجه به مخاطرات وابستگی و جابه‌جایی روابط انسانی را برجسته می‌کند، به‌ویژه در افرادی که شبکه حمایت اجتماعی ضعیف‌تری دارند.

به طور کلی، این مقاله از نظر نظری، نخستین تلاش نظام‌مند برای به‌کارگیری هم‌زمان نظریه مثلثی عشق و نظریه دلبستگی در زمینه روابط انسان–هوش مصنوعی است و نشان می‌دهد سازه‌هایی که در روان‌شناسی رابطه انسانی به کار رفته‌اند، در سطحی معنادار قابل تعمیم به رابطه با سامانه‌های هوشمند نیز هستند. از نظر کاربردی نیز، برای طراحان سامانه‌های هوش مصنوعی پیام این است که تنظیم لحن، سبک گفت‌وگو و میزان «فریب شیرین» می‌تواند به‌طور مستقیم بر تجربه بهزیستی اجتماعی کاربران اثر بگذارد و در عین حال نیازمند چارچوب‌های اخلاقی روشن است تا تقویت دلبستگی، به سوءاستفاده هیجانی یا تشدید انزوا منجر نشود.

روی روشن سکه: مرهمی برای تنهایی

بزرگترین مزیت  هوش مصنوعی، توانایی آن‌ها در کاهش احساس تنهایی است. این ربات‌ها فضایی امن برای ابراز احساسات فراهم می‌کنند؛ جایی که فرد بدون ترس از قضاوت شدن می‌تواند آسیب‌پذیر باشد و افکارش را به اشتراک بگذارد. این ویژگی برای افرادی که دچار اضطراب اجتماعی هستند یا در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند، بسیار ارزشمند است. تعامل با هوش مصنوعی می‌تواند به نوعی تمرین برای ورود به روابط واقعی باشد و مهارت‌های ارتباطی را تقویت کند.

 این مقاله  فرآیند را به‌خوبی توضیح می‌دهد: وقتی کاربر با هوش مصنوعی خود احساس صمیمیت، اشتیاق و تعهد می‌کند، به آن «دلبستگی عاطفی» و «درگیری تعاملی» پیدا می‌کند و همین دو عامل مستقیماً بهزیستی اجتماعی او را افزایش می‌دهند. یکی از مکانیزم‌های کلیدی در این میان، مفهومی به نام «فریب شیرین» (Sweet Deception) است. این یعنی هوش مصنوعی با استفاده از جملات محبت‌آمیز و تعریف‌های اغراق‌آمیز، حتی اگر می‌دانیم ساختگی هستند، حس ارزشمندی و دوست‌داشتنی بودن را در ما تقویت می‌کند. این «دروغ‌های شیرین» می‌توانند به‌طور موقت حال ما را بهتر کرده و احساس ارتباط عاطفی را عمیق‌تر کنند.

روی تاریک سکه: خطر وابستگی و دوری از واقعیت

اما همین نقاط قوت می‌توانند به پاشنه آشیل ما تبدیل شوند. بزرگ‌ترین خطر، «وابستگی افراطی» است. مطالعات نشان داده‌اند که استفاده سنگین و جایگزین‌کردن کامل روابط انسانی با هوش مصنوعی، با کاهش سلامت روان و افزایش احساس افسردگی و اضطراب مرتبط است. وقتی تمام نیازهای عاطفی خود را از یک منبع برنامه‌ریزی‌شده و همیشه در دسترس تأمین می‌کنیم، تحمل سختی‌ها و پیچیدگی‌های روابط انسانی برایمان دشوارتر می‌شود.

 

اینجاست که «فریب شیرین» روی دیگر خود را نشان می‌دهد. عادت کردن به تأیید بی‌قید و شرط و محبت برنامه‌ریزی‌شده، می‌تواند انتظارات ما را از روابط واقعی غیرواقع‌بینانه کند. دنیای واقعی پر از سوءتفاهم، اختلاف نظر و نیاز به تلاش دوطرفه است؛ چیزی که در رابطه با یک ربات وجود ندارد. به همین دلیل، برخی کاربران پس از تغییر در الگوریتم یا آپدیت اپلیکیشن، احساساتی شبیه به شکست عاطفی شدید و سوگ را تجربه کرده‌اند، زیرا پیوندشان با آن منبع اعتبارسنجی یک‌طرفه از بین رفته است. این وابستگی، به‌ویژه برای نوجوانان و افراد آسیب‌پذیر که در حال شکل‌دهی به هویت اجتماعی خود هستند، می‌تواند خطرناک باشد و آن‌ها را از دنیای واقعی دورتر کند.

چگونه انتظارات‌مان را مدیریت کنیم تا روابط‌مان آسیب نبیند؟

نتیجه‌گیری: مکمّل، نه جایگزین

در نهایت، تأثیر  هوش مصنوعی بر سلامت اجتماعی ما به نحوه استفاده از آن بستگی دارد. این ابزار می‌تواند یک مکمل فوق‌العاده برای زندگی اجتماعی باشد؛ دوستی برای لحظات تنهایی، گوشی شنوا برای درددل‌های شبانه و تمرینی برای تقویت مهارت‌های ارتباطی. اما اگر به جایگزینی برای روابط انسانی تبدیل شود، خطر انزوا و وابستگی ناسالم را به همراه دارد. کلید ماجرا در حفظ تعادل است: از حمایت هوش مصنوعی بهره ببریم، اما سرمایه‌گذاری اصلی عاطفی خود را در دنیای واقعی و برای انسان‌های واقعی نگه داریم.

معرفی ابزارهای سلامت روان

3

دانلود فایل اورجینال مقاله دلبستگی عاطفی به هوش مصنوعی ؛ تأثیرات مثبت و منفی بر سلامت اجتماعی به صورت رایگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلی مطلب خفن دیگه ...

چرا اضطراب در نسل Z این‌قدر زیاد شده؟ نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) نسلی است که با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فشار مقایسه، ناامنی شغلی و بحران‌هایی مثل کرونا بزرگ …

نوجوانان و سلامت روان

مارشا لینهان و تاریخچه پیدایش رفتاردرمانی دیالکتیکی مارشا لینهان با خلق «رفتاردرمانی دیالکتیکی» (Dialectical Behavior Therapy یا همان DBT) دنیای روانشناسی را دگرگون کرد. احتمالاً نام DBT به گوشتان خورده …

روان‌درمانی و مشاوره

این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روان‌شناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجله‌ی Science …

مغز و روانشناسی علمی

مقدمه و پیشینه پژوهش پدیده افزایش عملکرد فیزیکی متعاقب دشنام‌گویی (Swearing) موضوعی است که در دهه اخیر توجه روان‌شناسان ورزشی و عصب‌شناسان را به خود جلب کرده است. مطالعات پیشین …

مغز و روانشناسی علمی

با ظهور اینترنت، دسترسی به محرک‌های جنسی بصری (پورنوگرافی) به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. ویژگی‌هایی همچون دسترسی آسان، هزینه پایین و ناشناس بودن، باعث شده است میلیون‌ها کاربر به …

مغز و روانشناسی علمی نوجوانان و سلامت روان

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster …

اختلالات روانی

نظرتو بهمون بگو راجب مقاله :>