مردی خجالتی که هرگز رابطه عاشقانه نداشته، زمانی که با یک مادر مجرد آشنا میشود، با تحریک دوستانش، فشار بیشتری را احساس میکند.
شخصیت اصلی، اندی، مردی است که با وجود سن نسبتاً بالا هنوز رابطه نداشته و این موضوع برایش منبعی از اضطراب، خجالت و خودپنداره پایین شده است. اضطراب او بیشتر زمانی شدید میشود که باید با زنان ارتباط برقرار کند یا درباره وضعیتش صحبت کند. رفتارهای او مانند طفره رفتن از تماس تلفنی، اجتناب از روابط یا باورهای منفی درباره خودش، نشانههایی از اضطراب اجتماعی است.
اندی ابتدا از مواجهه با ترسهایش دوری میکند اما طی مسیر فیلم، تحت تاثیر دوستان و شریک عاطفی خود آرامآرام با ترسها و باورهای منفیاش روبرو میشود. زمانی که حقیقت را درباره خودش به تریش بیان میکند، متوجه میشود که قضاوت دیگران (بر خلاف باورهای خودش) الزاماً منفی نیست و پذیرش را تجربه میکند. این لحظه برای افرادی با اضطراب اجتماعی نمادین است: بیشتر ترس و اجتناب ناشی از افکار منفی غیر واقعبینانه است.
دوستان اندی اگرچه گاهی نصیحتهای غیرعلمی و یا اشتباه میکنند، ولی حضور آنها و تشویق برای عبور از مرزهای امنت روانی نقشی تعیینکننده در تحول او دارد. همچنین رابطه با تریش، فضای امنی برای ابراز عواطف و تجربه پذیرش فراهم میکند که یک مولفه مهم در درمان اختلالات اضطرابی محسوب میشود.
فیلم ضمن شوخی، پیامهای مثبت درباره خودپذیری، اهمیت تجربه عشق واقعی و نقش صبر و صداقت در رشد شخصیت را منتقل میکند. اگرچه فیلم گاهی با نگاهی همراه با کلیشه اجتماعی و طنز به موضوع پرداخته، ولی در نهایت ترویج میکند که رشد فردی به معنی تطابق بیقید و شرط با هنجارهای اجتماعی نیست، بلکه شامل پذیرش خود و عبور از ترسهای درونی است.
این فیلم به طور نمادین نشان میدهد که اضطراب اجتماعی و ترس از قضاوت، گاهی بیشتر از واقعیت خارجی، سرچشمه در ذهن فرد دارد و با مواجهه تدریجی، حمایت اجتماعی و پذیرش خود میتوان این موانع روانشناختی را شکست.