شباهتهای درمان شناختی رفتاری (CBT) و رواندرمانی آدلری؛ دو مسیر موازی برای تحول روانی
درمان شناختی رفتاری (CBT) امروز یکی از رایجترین روشهای رواندرمانی در سرتاسر جهان است و برای طیف گستردهای از مشکلات روانشناختی و رفتاری به کار میرود. اما شاید جالب باشد بدانید که بسیاری از بنیانهای CBT، به ویژه در شاخههای شناختمحور آن، ریشه در رواندرمانی فردمحور آلفرد آدلر دارد. این دو رویکرد در ارزیابی فرد، مفهومسازی مسائل، و برنامهریزی درمانی، شباهتهای قابل توجهی دارند و هر دو بر تغییر باورهای ناسازگار و تقویت رفتارهای سازنده تمرکز میکنند.
سیر تحول CBT و نقش آدلر
CBT در سه موج اساسی تکامل یافت: موج اول با تمرکز بر رفتار و فنون شرطیسازی؛ موج دوم با تأکید بر تغییر افکار و باورها؛ و موج سوم با رویکردهای مبتنی بر ذهنآگاهی و پذیرش. آدلر یکی از نخستین روانشناسانی بود که به اهمیت باورهای بنیادین در سلامت روان اشاره کرد و بر جایگاه فرد در خانواده، تجربههای دوران کودکی، و “منطق خصوصی” وی تأکید داشت. این باورها امروز در قالب “طرحوارهها” در CBT و به ویژه درمان مبتنی بر طرحواره مورد توجه قرار گرفته است.
ارزیابی و مفهومسازی مشکل در هر دو رویکرد
هر دو روش، به شناسایی الگوهای تفکر، سبک زندگی و رفتار معیوب میپردازند. در CBT بر افکار ناکارآمد (اتوموبیلهای ذهنی، باورهای میانی و طرحوارهها) و در درمان آدلری بر سبک زندگی، خاطرات اولیه، جایگاه تولد و احساس تعلق اجتماعی تأکید میشود. هدف کلی، کمک به مراجع برای شناسایی و اصلاح باورها و رفتارهایی است که منجر به مشکلات روانی میشوند.
همکاری درمانگر و مراجع
در هر دو رویکرد، درمانگر و مراجع به صورت فعال و برابر همکاری میکنند. این رابطه صمیمی و تشویقی کمک میکند تا مراجع مسئولیت روند تغییر و یادگیری مهارتهای جدید را بپذیرد و با اعتماد بیشتر در مسیر درمان قدم بردارد. راهبردهای مشترک شامل بازسازی شناختی، دادن بازخورد، آموزش مهارتهای اجتماعی، استفاده از تکنیکهای نمایشی و استعاری است.
مطالعه موردی؛ رویکردی جامع به ارزیابی و درمان
مقاله با ارائه نمونهای بالینی به نام “گری” نشان میدهد که چگونه ارزیابی سبک زندگی و خاطرات کودکی میتواند الگوی مشکلات فعلی (مانند انزوا، کمبود مهارت اجتماعی و افسردگی) را توضیح دهد. در مرحله درمان، بسته به رویکرد، روی تحلیل باورهای ناکارآمد یا ارتقای مهارتهای اجتماعی و افزایش علاقه اجتماعی تأکید میشود. نکته کلیدی در هر دو روش، شناخت عوامل زمینهساز و تمرکز بر تغییرات رفتاری و شناختی است.
جمعبندی
در نهایت میتوان گفت بسیاری از نسخههای مدرن CBT، خصوصاً درمانهایی که بر تغییر باورها و آموزش مهارتهای رفتاری تمرکز دارند، در واقع توسعهیافتهی رواندرمانی آدلری محسوب میشوند؛ هرچند امروزه با ساختار و فنون تخصصیتری اجرا میگردند.
جدول تطبیقی عناصر کلیدی CBT و رواندرمانی آدلری
در ادامه، جدول تطبیقی میان عناصر کلیدی دو رویکرد بر اساس مقاله مذکور آورده شده است. این کد آماده استفاده در ویرایشگر وردپرس است:
| عنصر کلیدی | رواندرمانی آدلری | درمان شناختی رفتاری (CBT) |
|---|---|---|
| ارزیابی | تأکید بر سبک زندگی، جایگاه تولد، خاطرات اولیه | شناسایی رفتارها و باورهای ناسازگار، طرحوارهها |
| مفهومسازی مشکل | الگوهای ناسازگار ناشی از منطق خصوصی و سبک زندگی | شناسایی طرحوارههای منفی، افکار خودکار، باورهای میانی |
| هدف درمان | افزایش علاقه اجتماعی و اقدام سازنده | کاهش باورها و رفتارهای ناسازگار، توسعه الگوهای مثبت |
| راهبرد مداخله | تکنیکهای تشویقی و استعاری، سؤال سقراطی، داستان | بازسازی شناختی، آموزش مهارت، قرارگیری تدریجی، فعالسازی رفتاری |
| رابطه درمانی | همکاری فعال، احترام متقابل، تأکید بر نقاط قوت | همکاری فعال، وظایف خانگی، بازخورد و خودپایشی |