این اصطلاح از نمایشنامهای در سال ۱۹۳۸ و فیلمی کلاسیک به نام Gaslight در سال ۱۹۴۴ گرفته شده است. در این داستان، شوهری به طور سیستماتیک همسرش را فریب میدهد تا او باور کند که در حال از دست دادن سلامت عقلش است. او نور چراغهای گازی (Gaslight) خانه را کم و زیاد میکند و وقتی همسرش به این موضوع اشاره میکند، آن را انکار کرده و به او القا میکند که اینها همه توهمات اوست.
گسلایتینگ دقیقاً همین کار را میکند: فرد کنترلگر، واقعیت را آنقدر دستکاری میکند تا شما دیگر به چشمها، گوشها و قضاوت خودتان هم اعتماد نکنید.
گسلایتینگ به زبان ساده چیست؟
گسلایتینگ یک تاکتیک روانی است که در آن یک فرد یا گروه، با ایجاد شک و تردید در ذهن فرد هدف، باعث میشود که او به حافظه، درک و سلامت روان خود شک کند. هدف نهایی گسلایتر، به دست آوردن قدرت و کنترل بر فرد مقابل از طریق فرسایش اعتماد به نفس و وابسته کردن او به خود است. این یک نوع آزار عاطفی پنهان است که به آرامی اما به طور پیوسته، دنیای روانی قربانی را ویران میکند.
چند مثال رایج از جملات گسلایتینگ:
برای اینکه بهتر با این پدیده آشنا شوید، به این جملات که اغلب از زبان یک گسلایتر شنیده میشود، دقت کنید:
- انکار آشکار: «من هرگز این کار را نکردم/این حرف را نزدم. داری از خودت داستان میسازی.»
- کوچکشماری احساسات: «تو زیادی حساسی! فقط یه شوخی بود.»
- زیر سؤال بردن حافظه: «حافظهات جدیداً خوب کار نمیکنه، این اتفاق اونجوری که تو میگی نیفتاد.»
- مقصر جلوه دادن شما: «ببین چیکار کردی که من مجبور شدم اینجوری رفتار کنم!»
- استفاده از دیگران: «همه دوستاتم میدونن که تو چقدر اغراق میکنی.»
- ابراز نگرانی ساختگی: «من نگرانتم، فکر کنم حالت خوب نیست و به کمک احتیاج داری.»
انواع و تاکتیکهای رایج گسلایتینگ
گسلایتینگ میتواند در هر رابطهای رخ دهد؛ از روابط عاطفی و خانوادگی گرفته تا محیط کار و دوستی. در ادامه با انواع و تاکتیکهای اصلی آن آشنا میشویم:
۱. انکار قاطعانه (Withholding/Denial)
این کلاسیکترین شکل گسلایتینگ است. فرد آزارگر به طور کامل حرفها یا کارهایی را که انجام داده، انکار میکند.
- مثال: شما به شریک عاطفی خود میگویید: «تو دیشب جلوی دوستانمان به من توهین کردی و ناراحت شدم.» او پاسخ میدهد: «من؟ هرگز! تو اشتباه میکنی، من فقط داشتم باهات شوخی میکردم و همه هم خندیدند. تو همیشه همهچیز رو به خودت میگیری.»
۲. منحرف کردن بحث (Diverting)
وقتی شما موضوعی را مطرح میکنید، گسلایتر به جای پاسخ دادن، موضوع را عوض کرده یا اعتبار شما را زیر سؤال میبرد.
- مثال: شما به مدیرتان میگویید: «شما قول داده بودید که این پروژه به من سپرده شود.» او پاسخ میدهد: «الان واقعاً وقت این حرفهاست؟ بهتر نیست روی وظایف فعلیت تمرکز کنی؟ مثل اینکه جدیداً خیلی حواسپرت شدی.»
۳. کوچکشماری و بیاهمیت جلوه دادن (Trivializing)
در این تاکتیک، فرد کنترلگر احساسات و نگرانیهای شما را بیارزش و بچگانه جلوه میدهد تا شما از ابراز آنها احساس شرم کنید.
- مثال: شما از رفتار یکی از اعضای خانواده ناراحت هستید و به او میگویید: «این حرفت من را رنجاند.» او میگوید: «وای، چقدر لوسی! جنبهی شوخی داشته باش. دنیا به آخر نرسیده که!»
۴. زیر سؤال بردن حافظه (Countering)
این تاکتیک مستقیماً حافظه شما را هدف قرار میدهد. گسلایتر روایتی جایگزین و کاملاً متفاوت از یک رویداد ارائه میدهد تا شما به یادآوری خودتان شک کنید.
- مثال: شما به دوستتان میگویید: «یادت هست که قرار بود این هفته پولم را پس بدهی؟» او میگوید: «نه! ما اصلاً همچین قراری نداشتیم. فکر کنم داری با کس دیگهای اشتباه میگیری. من گفتم ماه دیگه.»
۵. فراموشی گزینشی (Blocking/Forgetting)
فرد گسلایتر ادعا میکند که مکالمه یا اتفاقی را به یاد نمیآورد تا از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
- مثال: «یادم نمیاد همچین قولی بهت داده باشم.» یا «اصلاً یادم نیست در این مورد صحبت کرده باشیم.»
چگونه از خود در برابر گسلایتینگ محافظت کنیم؟
اگر احساس میکنید قربانی گسلایتینگ هستید، بدانید که شما دیوانه نیستید و احساسات شما معتبر است.
- به غریزهتان اعتماد کنید: اولین قدم این است که به حس درونی خود اعتماد کنید. اگر حس میکنید چیزی درست نیست، احتمالاً حق با شماست.
- شواهد را ثبت کنید: اتفاقات، تاریخها و مکالمات را در یک دفترچه یادداشت یا در گوشی خود بنویسید. این کار به شما کمک میکند تا هنگام شک و تردید، به واقعیت رجوع کنید.
- از دیگران کمک بگیرید: با یک دوست قابل اعتماد، عضو خانواده یا یک روانشناس صحبت کنید. شنیدن دیدگاه یک فرد بیطرف میتواند به شما کمک کند تا واقعیت را واضحتر ببینید.
- مرزهای مشخص تعیین کنید: به فرد مقابل بگویید که چنین رفتاری را نمیپذیرید. مثلاً بگویید: «من میدانم چه چیزی دیدم/شنیدم و دیگر حاضر نیستم در این مورد بحث کنم.»
گسلایتینگ یک بازی روانی خطرناک است که میتواند سلامت روان شما را به شدت تهدید کند. شناسایی آن اولین و مهمترین گام برای رهایی از این چرخه مخرب است. به یاد داشته باشید که شما شایسته روابطی سالم و مبتنی بر احترام متقابل هستید.
منبع: