یک محافظ ایتالیایی-آمریکایی از طبقه کارگر، راننده یک پیانیست کلاسیک آفریقایی-آمریکایی در یک تور اجرایی در سراسر ایالتهای جنوبی آمریکا در دهه ۱۹۶۰ میشود
تونی واله لونگا (با بازی ویگو مورتنسن)، در ابتدای فیلم، نمونهای بارز از یک مرد سفیدپوست طبقه کارگر و ایتالیایی-آمریکایی در نیویورک آن زمان است. روانشناسی شخصیت او بر پایه چند اصل استوار است:
سفر با دکتر شرلی، تونی را در موقعیتی قرار میدهد که مجبور به رویارویی با این ساختارهای ذهنی میشود. این سفر، برای تونی یک «فرآیند یادگیری» تدریجی است.
شخصیت دکتر دان شرلی (با بازی ماهرشالا علی)، از دیدگاه روانشناختی، بسیار پیچیدهتر و تراژیکتر است. او در یک برزخ هویتی دردناک گرفتار شده است:
رابطه بین تونی و دکتر شرلی، نمونهای درخشان از «فرضیه تماس» (Contact Hypothesis) در روانشناسی اجتماعی است. این فرضیه بیان میکند که تحت شرایط مناسب، تماس بین اعضای گروههای مختلف میتواند به کاهش پیشداوری و خصومت منجر شود. سفر جادهای، این شرایط را فراهم میکند:
در طول سفر، هر یک به تدریج بخشی از دنیای دیگری را تجربه میکند. تونی شاهد تحقیر و بیعدالتی سیستماتیکی است که دکتر شرلی روزانه با آن روبروست و این مشاهدات عینی، پیشداوریهای او را متزلزل میکند. از طرف دیگر، دکتر شرلی از طریق تونی با جنبههای سادهتر و بیریاتر زندگی آشنا میشود؛ خوردن مرغ سوخاری با دست یا گوش دادن به موسیقی عامهپسند، قدمهای کوچکی برای خروج از برج عاج تنهاییاش است.
نقطه اوج تحول روانشناختی هر دو شخصیت، در پایان فیلم رقم میخورد. تونی که در ابتدا از تماس با سیاهپوستان اکراه داشت، در مقابل افسران پلیس نژادپرست میایستد و با افتخار دکتر شرلی را «دوست» خود معرفی میکند. این دیگر یک رابطه کاری نیست، بلکه یک پیوند انسانی عمیق است.
دکتر شرلی نیز با انتخاب رفتن به خانه تونی در شب کریسمس به جای بازگشت به آپارتمان مجلل اما خالیاش، بزرگترین قدم را برای شکستن انزوای خود برمیدارد. او برای اولین بار، نه به عنوان یک پیانیست نابغه، بلکه به عنوان یک انسان، در یک جمع پذیرفته میشود. این پذیرش، درمانی برای زخم عمیق بیگانگی اوست.
در نهایت، «کتاب سبز» یک تحلیل روانشناختی از این واقعیت است که انسانیت، در ورای برچسبهای نژادی، طبقاتی و فرهنگی نهفته است. این فیلم نشان میدهد که چگونه رویارویی صادقانه با «دیگری» و به اشتراک گذاشتن تجربیات، میتواند قویترین پیشداوریها را در هم شکند و به درکی عمیقتر از خود و جهان پیرامون منجر شود. این سفر جادهای، در واقع سفری به درون است که در آن، هم تونی و هم دکتر شرلی، بخشهای گمشدهای از هویت انسانی خود را باز مییابند.