یادگاری

Memento

یک بازرس سابق بیمه که اکنون از فراموشی پیش‌گستر (Anterograde Amnesia) رنج می‌برد، با استفاده از یادداشت‌ها و خالکوبی‌ها به دنبال قاتل همسرش می‌گردد.

 فراموشی پیش‌گستر (Anterograde Amnesia) و شبیه‌سازی آن

 

هسته اصلی روانشناختی فیلم، وضعیت شخصیت اصلی، لئونارد شلبی، است. او پس از یک حادثه تلخ، توانایی ایجاد خاطرات جدید را از دست داده است. این وضعیت در علم روانشناسی فراموشی پیش‌گستر نامیده می‌شود.

  • دقت علمی: فیلم به شکل قابل قبولی این اختلال را به تصویر می‌کشد. لئونارد خاطرات بلندمدت خود (قبل از حادثه، از جمله هویت و مرگ همسرش) را به یاد دارد، اما نمی‌تواند تجربیات جدید را بیش از چند دقیقه در حافظه خود ثبت کند. او به حافظه رویه‌ای (Procedural Memory) خود متکی است و می‌تواند کارهایی مانند رانندگی را انجام دهد، اما حافظه رویدادی (Episodic Memory) او مختل شده است.
  • سیستم جبرانی: برای جبران این نقص، لئونارد یک سیستم پیچیده از یادداشت‌ها، عکس‌های پولاروید و خالکوبی‌ها ایجاد کرده است. این سیستم، استعاره‌ای از تلاش انسان برای ساختن معنا و تداوم در غیاب یک روایت درونی منسجم است. این “واقعیت” بیرونی که او برای خود می‌سازد، به شدت در برابر دستکاری آسیب‌پذیر است.

 

ساختار روایی و تأثیر آن بر مخاطب

 

نبوغ نولان در این است که مخاطب را در وضعیت ذهنی لئونارد شریک می‌کند. فیلم دارای دو خط داستانی است:

  • سکانس‌های رنگی: که به ترتیب زمانی معکوس روایت می‌شوند.
  • سکانس‌های سیاه و سفید: که به ترتیب زمانی مستقیم پیش می‌روند.

این دو خط داستانی در انتهای فیلم به هم می‌رسند.

  • همزاد پنداری از طریق سردرگمی: با دیدن وقایع به صورت معکوس، مخاطب نیز مانند لئونارد، بدون دانستن زمینه و علت یک رویداد، در میانه آن قرار می‌گیرد. ما نیز همراه با او تلاش می‌کنیم تا با استفاده از شواهد موجود، پازل داستان را کامل کنیم. این تکنیک، احساس بی‌اعتمادی، اضطراب و سردرگمی لئونارد را به بیننده منتقل می‌کند و همدلی عمیقی با او ایجاد می‌کند.

 

 حافظه، هویت و خودفریبی

 

فیلم این سؤال فلسفی را مطرح می‌کند: اگر ما خاطراتمان نباشیم، پس چه هستیم؟

  • هویت مبتنی بر گذشته: هویت لئونارد کاملاً در گذشته و در یک هدف واحد (انتقام مرگ همسرش) تعریف شده است. این تنها چیزی است که به زندگی او معنا می‌بخشد.
  • حافظه به مثابه تفسیر، نه واقعیت: لئونارد در دیالوگی کلیدی می‌گوید: “حافظه می‌تواند شکل یک اتاق یا رنگ یک ماشین را تغییر دهد… خاطرات تحریف‌شده هستند. آنها فقط یک تفسیرند، نه یک سند.” این جمله نشان می‌دهد که خاطرات ما، حتی خاطرات بلندمدت، قابل اعتماد نیستند و تحت تأثیر احساسات و باورهای فعلی ما بازسازی می‌شوند.
  • خودفریبی به عنوان مکانیزم دفاعی: نقطه اوج روانشناختی فیلم زمانی است که مشخص می‌شود لئونارد برای فرار از یک حقیقت دردناک‌تر (نقش خودش در مرگ همسرش پس از حادثه اولیه) و برای ایجاد یک هدف و معنا برای زندگی بی‌پایان و تکراری خود، عامدانه شواهد را دستکاری می‌کند. او یک پازل غیرقابل حل برای خود ایجاد می‌کند تا انگیزه زندگی کردن داشته باشد. این یک نمونه افراطی از خودفریبی به عنوان یک مکانیزم دفاعی برای مقابله با تروما و پوچی است.

 

سوگ و ترومای حل‌نشده

 

در لایه‌های عمیق‌تر، «یادگاری» داستانی درباره سوگ و ترومای حل‌نشده است.

  • چرخه بی‌پایان انتقام: ناتوانی لئونارد در پردازش تروما و سوگ همسرش، او را در یک چرخه بی‌پایان از خشونت و انتقام حبس کرده است. از آنجایی که او هرگز به “رضایت” حاصل از انتقام دست نمی‌یابد (چون آن را فراموش می‌کند)، این چرخه تا ابد ادامه پیدا می‌کند.
  • داستان سامی جنکیس: داستانی که لئونارد مرتباً درباره یک مشتری بیمه به نام سامی تعریف می‌کند که شرایطی مشابه او داشته، در واقع یک فرافکنی از داستان خود اوست. او با انتقال خاطرات دردناک خود به شخصیتی دیگر، تلاش می‌کند از بار گناه و حقیقت غیرقابل تحمل شانه خالی کند.

 

نتیجه‌گیری روانشناختی

 

«یادگاری» یک کاوش استادانه در باب شکنندگی روان انسان است. این فیلم به ما نشان می‌دهد که:

  • هویت ما یک ساختار ثابت نیست، بلکه روایتی است که دائماً بر اساس خاطرات (که خود غیرقابل اعتمادند) بازنویسی می‌کنیم.
  • انسان برای فرار از پوچی و درد، به هدف و معنا نیاز دارد و حاضر است برای ایجاد این معنا، حتی خود را فریب دهد.
  • تأثیر یک ترومای عمیق می‌تواند فرد را در گذشته منجمد کند و مانع از حرکت به سوی آینده شود.

در نهایت، «یادگاری» با قرار دادن مخاطب در جایگاه یک فرد دچار فراموشی، ما را وادار می‌کند تا در مورد ماهیت حافظه، حقیقت و روایتی که از زندگی خود می‌سازیم، عمیقاً تأمل کنیم.

فیلم های پیشنهادی

ددپول و ولورین
Deadpool & Wolverine
درمان یالوم
Yalom's Cure
فراسوی آرمان شهر
Beyond Utopia