وقتی برای اولین بار متوجه میشوید که فرزندتان از همسالان خود باهوشتر است – چه زمانی که مراحل رشد را زودتر طی میکند یا به سراغ اسباببازیها و بازیهایی میرود که انتظار درک آنها را در سن او ندارید – ممکن است حس کنید بزرگترین شانس را در دنیای والدین به دست آوردهاید.
اما حقیقت به این سادگی نیست. بزرگ کردن یک کودک با استعداد میتواند مسئولیت سنگینی به نظر برسد. حمایت از او و اطمینان از اینکه به تمام ظرفیتهای بالقوهاش دست مییابد، کار دشواری است؛ بهخصوص وقتی این ظرفیتها بسیار بیشتر از سایر کودکان باشد! چالشهای دیگر شامل این موارد است که او ممکن است سریعتر از همسالانش خسته و بیحوصله شود و منابع شما برای حمایت از یادگیریاش خیلی زود به پایان برسد. علاوه بر این، بسیاری از منابع موجود برای والدینِ کودکان تیزهوش، تنها بر مراحل اولیه یادگیری تمرکز دارند و راهنمایی چندانی برای حمایت از آنها در دوران نوجوانی ارائه نمیدهند.
در این مقاله، نگاهی میاندازیم به کارهایی که میتوانید برای اطمینان از حمایت، تشویق و مهمتر از همه، شادی فرزند با استعدادتان انجام دهید.
او را تشویق به انجام کارهایی کنید که در آنها ضعیف است
این احتمالاً پرتکرارترین توصیهای است که به والدین کودکان با استعداد میشود، اما در عین حال، یکی از سختترینها برای اجراست. برای ما طبیعی نیست که فرزندمان را به انجام کاری که در آن خوب نیست تشویق کنیم، بهخصوص اگر فرزندان دیگری با استعداد معمولی داشته باشیم. به طور کلی، ما در جامعه به طور ناخودآگاه فعالیتها را به دو دسته تقسیم میکنیم: آنهایی که بد بودن در آنها اشکالی ندارد و آنهایی که دارد. هیچکس از دیدن فردی که آخر هفتهها فوتبال بازی میکند، حتی اگر هرگز به سطح حرفهای نرسد، تعجب نمیکند؛ اما فردی که بیپایان رمان مینویسد در حالی که میداند نوشتههایش هرگز برای چاپ شدن به اندازه کافی خوب نیستند، کمی عجیب به نظر میرسد.
این رویکرد میتواند به نگرش ما نسبت به سرگرمیهای کودکان نیز سرایت کند. پس از یک سن خاص، شما به طور طبیعی آنها را به سمت کارهایی که در آن مهارت دارند سوق میدهید و از چیزهایی که در آن ضعیف هستند دور میکنید. این برای اکثر افراد کاملاً منطقی است. اما کودکان با استعداد – بهویژه آنهایی که نه تنها از نظر تحصیلی، بلکه در زمینههای دیگری مانند موسیقی یا ورزش نیز مهارت دارند – به فعالیتهایی نیاز دارند که در آنها فشار کمتری برای موفقیت احساس کنند و بتوانند شکست را تجربه کنند.
اگر این فرصتها را نداشته باشند، زمانی که در زندگی با موقعیتهایی مواجه شوند که نمیتوانند به راحتی در آنها موفق شوند (معمولاً با ورود به دانشگاه این اتفاق میافتد)، بسیار بیشتر سرخورده و ناامید خواهند شد. از سوی دیگر، لذت زندگی کمتر کسی صرفاً از فعالیتهایی ناشی میشود که در آنها فوقالعاده است. این یک پیام مهم است که کودکان تیزهوش ممکن است آن را از دست بدهند: میتوان از انجام کاری لذت برد، حتی اگر هرگز در آن بهترین نباشی.
ابزارهای لازم برای موفقیت را در اختیارش بگذارید
این کاری است که شما برای هر فرزندی، صرفنظر از سطح تواناییاش، انجام میدهید، اما برای کودکان تیزهوش نیاز به تفکر بیشتری دارد. در بسیاری از موارد، این به معنای دادن استقلال بیشتر است؛ مانند یک کارت کتابخانه و آزادی برای خواندن هر کتابی که دوست دارد (حتی اگر به معنای خواندن پشت سر هم بیست کتاب در یک موضوع بسیار خاص باشد). گاهی این ابزار، فراهم کردن آرامش و سکوت برای مطالعه یا استراحت است. گاهی نیز بازدید از موزهها یا شرکت در سخنرانیهایی است که علایق هر کودکی را تقویت میکند، اما در سطحی بالاتر از آنچه به طور معمول انتخاب میکنید.
این ابزارها میتوانند پیچیدهتر یا گرانتر نیز باشند. شاید لازم باشد یک معلم خصوصی استخدام کنید تا درسهایی فراتر از سطح مدرسه به او بدهد یا موضوعاتی را به او بیاموزد که در غیر این صورت فرصت یادگیریشان را نداشت. شاید لازم باشد او را به یک دوره یا اردوی تابستانی بفرستید تا نه تنها در کلاسهایی متناسب با سطح تواناییهایش شرکت کند، بلکه با همسالانی در سطح فکری خود نیز معاشرت کند.
اگر نیاز داشتید، کمک بگیرید
به یاد داشته باشید که «با استعداد بودن» در بسیاری از کشورها، درست مانند اوتیسم یا مشکلات یادگیری، نوعی «نیاز آموزشی ویژه» محسوب میشود. داشتن یک فرزند تیزهوش معمولاً آسانتر از سایر نیازهای ویژه است، اما همانطور که گفتیم، به این معنا نیست که کار سادهای است. هر چقدر هم که احساس خوششانسی کنید، ممکن است گاهی با چالشهایی جدی روبرو شوید. در چنین شرایطی، اشکالی ندارد که به دنبال کمک باشید. معلم خصوصی یا مدرسه فرزندتان ممکن است ایدههای خوبی برای حمایت از شما داشته باشند.
اما کمک گرفتن فقط برای فرزندتان نیست؛ شما نیز به یک شبکه حمایتی خوب نیاز دارید. میتوانید در فرومهای آنلاین با والدین دیگر کودکان با استعداد عضو شوید تا ایدههایتان را به اشتراک بگذارید و frustrations خود را بیان کنید. صرفاً دانستن اینکه دیگران نیز با مشکلات مشابه شما روبرو شدهاند، میتواند بسیار اطمینانبخش باشد، بهخصوص وقتی دوستانتان آرزو میکنند کاش آنها هم چنین “مشکلات” شیرینی داشتند.
تصور نکنید که او برای همیشه “تیزهوش” خواهد ماند
طبیعی است که فکر کنیم «یک بار نابغه، همیشه نابغه». درست است که بسیاری از کودکان با استعداد به نوجوانان و بزرگسالان با استعداد تبدیل میشوند، اما تیزهوشی میتواند کمی شبیه به قد بلند بودن باشد. یک کودک پنج ساله قد بلند با والدین قد بلند، احتمالاً به یک بزرگسال قد بلند تبدیل میشود، اما این احتمال هم وجود دارد که او صرفاً یک جهش رشد را زودتر از دوستانش تجربه کرده باشد و چند سال دیگر قد همه آنها تقریباً یکسان شود. فرزند شما نیز ممکن است صرفاً یک جهش رشد فکری را تجربه کند که لزوماً به معنای برتری علمی او برای تمام عمر نیست.
این بدان معناست که اگر فرزندتان نشانههایی از استعداد را بروز داد، نباید درباره آینده او نتیجهگیری قطعی کنید. همچنین نباید او را تشویق کنید که چنین تصوری داشته باشد. حتی اگر عملکرد تحصیلی او برای مدتی طولانی عالی باقی بماند، به یاد داشته باشید که درخشش در مدرسه لزوماً به معنای درخشش در دانشگاهی که آرزویش را دارد، نیست. در عمل، این یعنی برای برنامهریزی دانشگاه، حتماً یک گزینه جایگزین خوب نیز در نظر بگیرید.
برایش چالشهای فکری فراهم کنید
کودکان با استعداد مستعد سهلانگاری و اکتفا به حداقل تلاش هستند. حتی اگر معلم آنها در ارائه تکالیف برای سطوح مختلف توانایی فوقالعاده باشد، آنها احتمالاً برای گرفتن نتیجه خوب، تلاش کمتری نسبت به همسالان خود کردهاند. این امر به طور طبیعی منجر به رضایت کاذب و تنبلی میشود. شما میتوانید با فراهم کردن چالشهای فکری به او کمک کنید؛ نه فقط تکالیف سختتر، بلکه فعالیتهایی که از جنبههای مختلف ذهن او را تحریک کنند، مانند یادگیری زبانی که در مدرسه تدریس نمیشود.
با این حال، والدین کودکان تیزهوش تمایل دارند ساعتهای زیادی را به کلاسهای فوق برنامه اختصاص دهند. از این کار نیز باید اجتناب کرد. شما نباید لذت یادگیری را با پر کردن تمام وقت آزاد فرزندتان از بین ببرید. ایجاد تعادل بین این دو دشوار است، اما مهم است که مطمئن شوید فرزندتان میتواند به صورت مستقل نیز یاد بگیرد، نه فقط زمانی که شما او را به سمت فعالیتی هل دادهاید.
تا جای ممکن از مقایسه کردن بپرهیزید
مقایسه خود با دیگران در هر سنی طبیعی است. اگر فرزند شما با استعداد باشد، به طور طبیعی از باهوشتر بودن خود نسبت به همسالانش آگاه است. از این رویکرد دوری کنید و هرگز خودتان او را با دیگران مقایسه نکنید. ممکن است او تمایل داشته باشد خودش را به عنوان «بچه باهوش» قالببندی کند، در حالی که دوستش «بچه زیبا» و دیگری «بچه ورزشکار» است. این نوع تفکر محدودکننده است (و اغلب برای دوستانی که دوست ندارند اینگونه دستهبندی شوند، توهینآمیز است).
به همین ترتیب، از مقایسه او با خودتان یا سایر اعضای خانواده، بهویژه خواهر و برادرهایی که ممکن است به اندازه او باهوش نباشند، خودداری کنید. این کار سریعترین راه برای ایجاد حس حقارت در فرزندان دیگرتان و احتمالاً ایجاد حس برتری کاذب در فرزند با استعدادتان است.
در مورد انتخاب دوستانش ذهن باز داشته باشید
یکی از سختترین جنبههای بزرگ شدن به عنوان یک فرد با استعداد، انزوا از همسالان است. ممکن است متوجه شوید که فرزندتان در برقراری ارتباط با بچههای همکلاسش مشکل دارد. در نتیجه، ممکن است در دوستیابی به مشکل بر بخورد و وقتی دوستی پیدا میکند، شما از انتخاب او راضی نباشید. بهویژه، ممکن است متوجه شوید که او راحتتر با افراد بزرگتر از خودش دوست میشود. این موضوع میتواند نگرانکننده باشد، بهخصوص اگر آگاه باشید که بلوغ عاطفی او با سنش مطابقت دارد، نه با هوشش.
سعی کنید در این مورد تا جای ممکن ذهن باز داشته باشید، زیرا فرزندتان ممکن است با افراد زیادی که بتواند با آنها ارتباط برقرار کند، روبرو نشود. این به معنای نادیده گرفتن احتیاط نیست؛ دوستان بزرگتر ممکن است از فرزند شما سوءاستفاده کنند. اما اجازه ندهید احتیاط معقول، مانع از داشتن یک زندگی اجتماعی سالم برای فرزندتان با دوستانی شود که میتواند با آنها ارتباط برقرار کند.
در مورد تواناییهایش با او صادق باشید
برخی از والدین تلاش میکنند تا درک کامل تواناییهای فرزندشان را از او پنهان کنند، مثلاً نتایج آزمون هوش را به او نمیگویند تا مبادا دچار خودبزرگبینی شود. اما به احتمال زیاد فرزند شما از قبل میداند که متفاوت است؛ عدد دادن به این تفاوت و صادق بودن با او هیچ آسیبی نمیرساند.
با این حال، به همان اندازه مهم است که محدودیتهای با استعداد بودن را نیز به او بفهمانید؛ اینکه هیچکس صرفاً به خاطر تیزهوش بودن در مدرسه شغل خوبی به دست نیاورده است و اگر میخواهد از تواناییهایش نهایت استفاده را ببرد، باید مانند هر کس دیگری سخت کار کند. درک این موضوع که جذابیت، کاریزما، هوش تجاری و استعدادهای مختلف دیگری که به هوش خام ارتباطی ندارند، میتوانند به همان اندازه یا حتی بیشتر در موفقیت یک فرد نقش داشته باشند، بسیار مهم است.
ترکیب اعتماد به نفس با فروتنی برای هر کسی، بهویژه برای کسانی که با استعداد بزرگ شدهاند، چالشبرانگیز است. اما با حمایت شما، فرزندتان میتواند به یک بزرگسال شاد و کامل تبدیل شود.
منبع
https://www.oxford-royale.com/articles/8-ways-support-gifted-child