دست نیافتنی ها

The Intouchables

یک مرد اشراف‌زاده، پس از آنکه بر اثر یک سانحه پاراگلایدر از گردن به پایین فلج می‌شود، جوانی از محله‌های فقیرنشین را به عنوان مراقب خود استخدام می‌کند.

این فیلم که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، به زیبایی هرچه تمام‌تر، تحول درونی دو شخصیت به ظاهر متضاد را به تصویر می‌کشد که در بستری از طنز و احساسات، به یکدیگر پیوند می‌خورند و زندگی را از نو برای هم معنا می‌کنند.

 

دو قطب متضاد: فیلیپ و دریس

 

تحلیل روانشناختی فیلم بدون درک عمیق دو شخصیت اصلی آن، فیلیپ (فرانسوا کلوزه) و دریس (عمر سی)، امکان‌پذیر نیست. این دو نماینده دو جهان کاملاً متفاوت هستند:

  • فیلیپ: مردی ثروتمند، اشراف‌زاده، بافرهنگ و اهل هنر که پس از یک سانحه دلخراش پاراگلایدر، از گردن به پایین فلج (کوادری‌پلژی) شده است. دنیای او، دنیایی ایستا، سرشار از نظم، سکوت و محصور در قید و بندهای آداب و رسوم اجتماعی و البته محدودیت‌های جسمانی است. از منظر روانشناختی، فیلیپ در ابتدای فیلم در نوعی “مرگ روانی” به سر می‌برد. او علی‌رغم برخورداری از تمام امکانات مادی، از لذت‌های اولیه زندگی محروم است و مهم‌تر از آن، نگاه ترحم‌آمیز دیگران، معلولیتش را هر لحظه به او یادآوری می‌کند و عزت نفسش را جریحه‌دار می‌سازد. او در لاک دفاعی خود فرو رفته و ارتباطی اصیل و بدون فیلتر با دنیای اطرافش ندارد.
  • دریس: جوانی سیاه‌پوست، پرانرژی، بی‌قید و بند و برخاسته از طبقات فرودست جامعه که سابقه‌ی کیفری نیز دارد. دنیای دریس، دنیای پویایی، سر و صدا، بداهه‌پردازی و بی‌توجهی به قواعد دست و پا گیر اجتماعی است. او نماد “زندگی” در خالص‌ترین و گاه بی‌پرده‌ترین شکل آن است. دریس در ابتدا تنها برای دریافت امضای تأیید بیکاری به مصاحبه‌ی شغلی برای پرستاری از فیلیپ آمده است، اما همین صداقت و بی‌تفاوتی اولیه‌ی او نسبت به وضعیت فیلیپ، نقطه‌ی عطفی در داستان می‌شود.

 

روانشناسی رابطه: فراتر از ترحم

 

کلیدی‌ترین عنصر روانشناختی در شکل‌گیری رابطه‌ی فیلیپ و دریس، فقدان ترحم از سوی دریس است. فیلیپ از پرستارانی که با او همچون یک بیمار بی‌دفاع و شکننده رفتار می‌کنند، خسته است. این نگاه‌ها، ناتوانی او را برجسته‌تر می‌کنند. اما دریس، با بی‌خیالی و شوخ‌طبعی ذاتی خود، فیلیپ را به عنوان یک “انسان” و نه یک “معلول” می‌بیند. او با فیلیپ شوخی می‌کند، او را به چالش می‌کشد و حتی فراموش می‌کند که او قادر به حرکت نیست. این رفتار، اگرچه در ابتدا ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد، اما در حقیقت همان چیزی است که روان فیلیپ به آن نیاز دارد: برخورد برابر و به رسمیت شناخته شدن انسانیت او ورای جسم ناتوانش.

این رابطه را می‌توان با نظریات روانشناسی انسان‌گرا، به خصوص دیدگاه‌های کارل راجرز، تحلیل کرد. راجرز بر اهمیت “توجه مثبت نامشروط” (Unconditional Positive Regard) در روابط تأکید دارد. دریس، ناآگاهانه، همین توجه را به فیلیپ ارزانی می‌دارد. او فیلیپ را همان‌گونه که هست می‌پذیرد و قضاوتی بر اساس معلولیتش نمی‌کند. این پذیرش بی‌قید و شرط، فضایی امن برای فیلیپ فراهم می‌کند تا از پیله‌ی انزوای خود خارج شود.

 

تحول و رشد متقابل: تکمیل پازل وجودی

 

رابطه‌ی فیلیپ و دریس یک خیابان دوطرفه است. هر یک از آنها چیزی را به دیگری می‌بخشد که در دنیای خود از آن بی‌بهره بوده است:

  • تأثیر دریس بر فیلیپ: دریس، فیلیپ را با جنبه‌های فراموش‌شده‌ی زندگی آشتی می‌دهد. او فیلیپ را به دل خیابان‌های پاریس می‌برد، با موسیقی فانک و رقص آشنایش می‌کند، او را به کشیدن سیگار تشویق می‌کند و مهم‌تر از همه، او را وادار به ریسک کردن و خروج از منطقه‌ی امن خود می‌کند. او به فیلیپ یادآوری می‌کند که زندگی علی‌رغم محدودیت‌ها، همچنان می‌تواند هیجان‌انگیز و لذت‌بخش باشد. او ترس‌های فیلیپ، به خصوص ترس از برقراری ارتباط عاطفی با زنی که از طریق نامه با او در ارتباط است را به چالش می‌کشد و او را به سمت تجربه‌ی دوباره‌ی عشق سوق می‌دهد.
  • تأثیر فیلیپ بر دریس: از سوی دیگر، فیلیپ نیز دنیای جدیدی را به روی دریس می‌گشاید. او دریس را با اپرا، نقاشی مدرن و ادبیات آشنا می‌کند و استعداد پنهان او در نقاشی را کشف و تشویق می‌کند. فیلیپ به دریس مسئولیت‌پذیری، نظم و نگاهی عمیق‌تر به هنر و زندگی را می‌آموزد. او به دریس کمک می‌کند تا پتانسیل‌های درونی خود را که در سایه‌ی زندگی دشوارش نادیده گرفته شده بود، شکوفا کند.

از منظر روانشناسی تحلیلی یونگ، فیلیپ و دریس را می‌توان نمادی از دو قطب مخالف در روان یک فرد دانست: درون‌گرایی (Introversion) و برون‌گرایی (Extraversion). فیلیپ نماد تفکر، احساسات عمیق و دنیای درونی است، در حالی که دریس نماینده‌ی عمل، هیجان و دنیای بیرونی است. پیوند این دو، به نوعی نمادی از فرآیند “فردیت” (Individuation) است که در آن، فرد با پذیرش و یکپارچه‌سازی جنبه‌های متضاد شخصیت خود به تمامیت و کمال روانی دست می‌یابد.

 

نمادها و مفاهیم کلیدی

 

  • اتومبیل مازراتی: این خودروی لوکس و سریع، نمادی از آزادی، قدرت و لذتی است که فیلیپ از آن محروم است. رانندگی‌های پرسرعت دریس با این ماشین، به نوعی بازپس‌گیری این آزادی از دست رفته برای فیلیپ است.
  • پاراگلایدر: این وسیله که عامل فلج شدن فیلیپ بوده، نمادی از اوج و سقوط، و ریسکی است که زندگی را معنادار می‌کند. پرواز دوباره‌ی فیلیپ در انتهای فیلم، نشانه‌ی غلبه‌ی او بر ترس‌ها و پذیرش دوباره‌ی زندگی با تمام فراز و نشیب‌هایش است.
  • تقابل هنر کلاسیک و فرهنگ عامه: اپرا و موسیقی کلاسیک مورد علاقه‌ی فیلیپ در مقابل موسیقی فانک و رقص دریس، نمادی از تقابل دو طبقه‌ی اجتماعی و دو سبک زندگی است که در نهایت در کنار یکدیگر به تعادل و هم‌زیستی می‌رسند.

 

نتیجه‌گیری: قدرت شفابخش ارتباط انسانی

 

“دست‌نیافتنی‌ها” در هسته‌ی خود، داستانی درباره‌ی قدرت شفابخش ارتباط انسانی است. این فیلم به ما نشان می‌دهد که چگونه دوستی و محبت خالصانه، فارغ از هرگونه مرزبندی اجتماعی، نژادی و جسمی، می‌تواند عمیق‌ترین زخم‌های روحی را التیام بخشد و به زندگی معنایی دوباره ببخشد. این فیلم تأکیدی است بر این حقیقت روانشناختی که انسان‌ها برای رشد و تعالی به یکدیگر نیازمندند و در آینه‌ی وجود دیگری است که می‌توانند خود را بهتر بشناسند و به نسخه‌ی کامل‌تری از خویشتن تبدیل شوند. “دست‌نیافتنی‌ها” جشنی است برای زندگی، دوستی و این باور که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز، دلیلی برای خندیدن و امیدواری وجود دارد.

فیلم های پیشنهادی

ددپول و ولورین
Deadpool & Wolverine
درمان یالوم
Yalom's Cure
فراسوی آرمان شهر
Beyond Utopia