برخی از افراد به سرعت متوجه می شوند که به روان درمانی نیاز دارند. به عنوان مثال، هنگامی که آنها یک وضعیت حاد عاطفی، افسردگی، فوبیا، حملات پانیک یا اختلالات شخصیتی را تجربه می کنند که زندگی روزمره آنها را مختل می کند. بسیاری دیگر با سردرگمی از خود می پرسند: “آیا من به روان درمانی نیاز دارم؟” برخی نشانه های ضعیف وجود دارد که ممکن است به آن نیاز داشته باشید، اما “رنج” کافی برای توجیه آن وجود ندارد.
من معتقدم که روان درمانی می تواند فراتر از درمان یا کمک به شرایط روانی، متحد شما باشد. در اینجا روش هایی وجود دارد که می توانید از روان درمانی به نفع خود استفاده کنید:
دریافت حمایت مستمر
اگرچه ممکن است برای برخی دریافت حمایت آسان به نظر برسد، اما همه حمایت ها یکسان ایجاد نمی شوند. درمانگران به طور فعال گوش می دهند، از واکنش های خود آگاه هستند و اطمینان حاصل می کنند که به شما کمک می کنند تا بدون انحراف تمرکز خود را حفظ کرده و کنترل خود را از دست ندهید. صحبت کردن در فضایی بدون قضاوت و پذیرنده به شما کمک می کند تا در میان انبوه افکار و احساسات خود غربالگری کنید، احساس کنید شنیده می شوید و خود را بهتر درک می کنید – که حتی اگر مشکل فوری برای پرداختن به آن نداشته باشید، حس آرامش را به ارمغان می آورد.
به دست آوردن بازتاب
در حالی که ما کاملاً قادر به نگاه کردن به خود در آینه هستیم تا ببینیم آیا همه چیز از نظر ظاهری خوب است، اما از نظر ذهنی فاقد این قابلیت هستیم. ما نمی توانیم پیراهن فرآیندهای ذهنی را جمع کنیم، نمی توانیم شلوار احساسات را اتو کنیم یا مژه های افکار را فر کنیم. تکنیک های متعددی وجود دارد که یک درمانگر می تواند برای بازتاب شما از آنها استفاده کند، دو مورد از آنها عبارتند از:
- یافتن الگوها در آنچه می گویید و احساس می کنید و نشان دادن آنها به شما.
- واکنش با انتقال متقابل آنها، یعنی پاسخ غیرکلامی آنها (البته به صورت کلامی) به اطلاعات غیرکلامی که شما به اشتراک می گذارید.
روان درمانی می تواند آینه ای از روان شما باشد. دیدن و شنیدن خود از طریق درمانگرتان به خودی خود درمانی است، زیرا سردرگمی و شک به خود را کاهش می دهد.
به شما کمک می کند تا احساسات سرکوب شده را کشف کنید (که هنوز بر شما تأثیر می گذارد)
تصور کنید در روز چند پاسخ عاطفی دارید. در ماه. در سال. بیشتر ما متوجه احساسات سرکوب شده ای که با خود حمل می کنیم نمی شویم، زیرا اگر متوجه می شدیم، نمی دانستیم با آنها چه کنیم. وقتی متوجه آنها نمی شویم، آنها همچنان بر ما تأثیر می گذارند. به عنوان مثال، خشم حل نشده ممکن است منجر به رفتار پرخاشگرانه منفعل شود. روان درمانی به باز کردن این احساسات و خلاص شدن از شر منفی گرایی کمک می کند. گاهی اوقات درمانگران با گرایش روان پویشی از رویاها برای کمک به انجام این کار استفاده می کنیم. هدف تجزیه و تحلیل هر احساسی که فراموش کرده اید نیست، بلکه رهاسازی و تخلیه آن احساسات سرکوب شده قبل از اینکه شما را کنترل کنند و باعث شوند شما عمل کنید.
احساسات را قابل تحمل می کند
نیازی به خلاص شدن از شر هر احساس منفی نیست. روان درمانی به شما می آموزد که چگونه احساسات و عواطف شدید یا طاقت فرسا را بدون شکستن تحمل کنید. شما یاد می گیرید که با احساسات باشید، آنها را درک کنید و بگذارید بدون اینکه توسط آنها له شوید، عبور کنند. ظرف احساسی شما عمیق تر می شود و از نظر عاطفی انعطاف پذیرتر می شوید. علاوه بر این، روان درمانی فقط در مورد احساسات منفی نیست – به شما آموزش می دهد که احساسات مثبت را نیز متوجه شده و تقویت کنید.
عمل مراقبت از خود
به عنوان مراجع، ما در روان درمانی واپس روی می کنیم، که خوب است زیرا به ما کمک می کند تا به بخش های پنهان روان خود دسترسی پیدا کنیم. ما چهره یک بزرگسال دلسوز را بر روی درمانگر خود فرافکنی می کنیم که از کودک درون ما مراقبت می کند. با کمک آنها، شما در نهایت آنچه را که خود جوانترتان به آن نیاز داشت اما هرگز دریافت نکرد، در آغوش می گیرید – بنابراین اکنون می توانید آن را به جلو ببرید. شما با آن تصورات غلط قدیمی که در کودکی به طور کامل بلعیده اید روبرو می شوید و آنها را آنطور که واقعاً بودند می بینید. دیگر از طریق دریچه تحریف شده کودکی نیست، بلکه در پرتو روشن آنچه واقعاً هستید، که به شما کمک می کند تا از بزرگسالی خود به طور کامل لذت ببرید.
اضطراب را کاهش می دهد
اضطراب از عدم اطمینان تغذیه می کند. روان درمانی به طور قابل پیش بینی مال شماست – فضایی که در آن با افکار آزاردهنده تنها نیستید و با ساعت جلسه بعدی خود (هر سه شنبه ساعت 3 بعد از ظهر یا هر ریتمی که داریم) لنگر انداخته اید. حتی جلسات “بد” یا “غیرمولد” نیز کمک می کنند. (مثل اینکه پیتزای بد هنوز بهتر از نبودن پیتزا است.) با گذشت زمان، صرفاً دانستن اینکه مکان و زمان درمانی شما وجود دارد، از شدت آن می کاهد. این روند است: نه لزوماً زنجیره ای از پیشرفت ها، بلکه پایه ریزی و ایجاد تعادل و قابل پیش بینی بودن در زندگی، جلسه به جلسه، مانند تکه به تکه.
تنهایی را کاهش می دهد
یکی از راه های درمان تنهایی، یک رابطه است. یک رابطه درمانی مداوم به شما زمینه محکمی برای ایستادن در حین جستجوی ارتباط در جای دیگر می دهد. برخی از افراد حتی در حین یک رابطه احساس تنهایی می کنند، بنابراین در این مورد، روان درمانی به کشف چرایی و اینکه در مورد آن چه باید کرد کمک می کند. علاوه بر این، پیوند درمانی پایدار به شما کمک می کند تا مهارت هایی را که سایر روابط را ممکن می سازد، توسعه دهید: گوش دادن بدون زره، صحبت کردن بدون ترس و حضور در زمانی که ارتباط خطرناک به نظر می رسد.
سرعت درونی و کیفیت زندگی را بهبود می بخشد
روان درمانی به شما می آموزد که چه زمانی در هنگام اضطراب و فوریت های عجولانه ترمز کنید و چه زمانی از طریق رکود شتاب بگیرید – همه در یک ریتم دلسوزانه که نه فشار می آورد و نه می کشاند. این بهداشت روانی در عمل است: مراقبت از سرعت روانی منحصر به فرد شما. این خود زندگی را اصلاح می کند: جایگزینی واکنش پذیری با حضور، ارتباطات سطحی با عمق، و شک به خود با خودی استوار. در طول راه، شما با گروه شخصیت های درونی خود ملاقات خواهید کرد، به عنوان مثال، کودک لرزان، نوجوان ناامید، خود عاقل تری که منتظر بوده تا کنترل را به دست بگیرد.

فکر نهایی
روان درمانی نیازی به ترمیم، درمان یا معالجه یک علامت ندارد و لازم نیست برای شروع “به اندازه کافی بیمار” باشید. شما فقط باید انسان باشید. دامنه قابلیت های آن که می توانید از آن بهره مند شوید بسیار گسترده تر است. این ارتباط با درمانگر و در نتیجه با خودتان است که می تواند به شما در ساختن و تقویت آنچه در حال حاضر وجود دارد کمک کند: کنجکاوی، انعطاف پذیری، منابع درونی و صدای آرامی که می گوید: “شاید من لیاقت بهتری را دارم.”
منابع
- Gabbard, G. O. (2017). Long-term psychodynamic psychotherapy: A basic text (3rd ed.). American Psychiatric Association Publishing.
- Shedler, J. (2010). The efficacy of psychodynamic psychotherapy. American Psychologist, 65(2), 98–109.