کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی در نوجوانان: آیا نمرات خوب، کمالگرایی را تشدید میکنند؟
دوران نوجوانی، با تمام شور و هیجان و تغییرات سریعش، اغلب با فشارهای قابل توجهی نیز همراه است. یکی از پررنگترین این فشارها، دستیابی به موفقیت تحصیلی و کسب نمرات درخشان است که گاه به دغدغه اصلی نوجوانان، والدین و حتی نظام آموزشی بدل میشود. اما آیا این تلاش بیوقفه برای “بهترین بودن” و رسیدن به قلههای موفقیت، با ویژگی شخصیتی پیچیدهای به نام “کمالگرایی” گره خورده است؟ و سوالی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده: کدام یک از این دو، دیگری را تحت تأثیر قرار میدهد؟ آیا این کمالگرایی است که به نوجوانان در مسیر درس خواندن و پیشرفت کمک میکند، یا برعکس، این نمرات خوب و تشویقهای ناشی از آن است که بذر کمالگرایی را در وجود آنها آبیاری کرده و آن را شاخ و برگ میدهد؟
یک پژوهش علمی گسترده و خواندنی با عنوان دقیق “ارتباطات طولی بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی در دوران نوجوانی”، که حاصل تلاش جمعی از پژوهشگران برجسته دانشگاه اتاوا در کانادا، خانمها شاری اندلمن، هدر بریتین و تریسی ویلانکور است، به شکلی عمیق و موشکافانه به این سوالات بنیادین پاسخ میدهد. این مطالعه، که بخشی از یک پروژه تحقیقاتی طولی و بزرگتر به نام “مطالعه نوجوان مکمستر” (McMaster Teen Study) محسوب میشود ، به مدت شش سال تمام، از آغاز پایه هفتم تا پایان دوره دبیرستان در پایه دوازدهم، تعداد ۶۰۴ نوجوان کانادایی را گام به گام دنبال کرده تا پرده از راز این رابطه پیچیده و چندوجهی بردارد و جهتگیری واقعی آن را در طول سالیان حساس رشد مشخص سازد.
کمالگرایی دقیقاً چیست؟ نگاهی عمیقتر به این ویژگی چندوجهی
کمالگرایی، مفهومی بسیار فراتر از صرفاً “میل به بهترین بودن” یا “تلاش برای پیشرفت” است. روانشناسان امروزه آن را یک ویژگی شخصیتی پیچیده و چندوجهی میدانند که میتواند هم جنبههای بالقوه مثبت و سازنده و هم جنبههای منفی و حتی مخرب داشته باشد. جالب است بدانید که در گذشته، نگاه به کمالگرایی عمدتاً تکبعدی بود و بیشتر بر جنبههای ناکارآمد و مشکلآفرین آن تأکید میشد. اما از دهه ۱۹۹۰ به بعد، با توسعه نظریهها و پژوهشهای جدید، مشخص شد که داستان کمالگرایی بسیار پیچیدهتر از این نگاه سادهانگارانه است. با این حال، هنوز هم در میان متخصصان بحث و جدل وجود دارد که آیا کمالگرایی در نهایت یک ویژگی انطباقی و مفید برای فرد است یا در درازمدت میتواند به سلامت روان و عملکرد او آسیب برساند. آمارها نشان میدهند که حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از نوجوانان به شکلی منفی تحت تأثیر جنبههای ناسازگار کمالگرایی قرار میگیرند و این امر آنها را در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلاتی نظیر افسردگی، اضطراب و حتی بروز افکار آسیبرسان به خود و خودکشی قرار میدهد. کمالگرایی افراطی اغلب به عنوان یک “سبک روانرنجور فراگیر” توصیف شده که با احساساتی چون شکست مداوم، گناه، شرم و عزت نفس پایین همراه است.
برخی محققان بین کمالگرایی مثبت یا انطباقی، که در آن افراد برای دستیابی به پیشرفت و موفقیت تلاش میکنند و در عین حال توانایی مدیریت این رفتار را بر اساس شرایط و موقعیتهای مختلف از خود نشان میدهند ، و کمالگرایی منفی یا ناسازگار، که در آن رفتار کمالگرایانه با هدف اصلی اجتناب از شکست انجام میشود و شامل تعیین سطح غیرقابل دستیابی از عملکرد در تمامی موقعیتها است و اغلب با نگرانیهای کمالگرایانه (مانند خودارزیابی بیرحمانه و خودانتقادگری بیش از حد) همراه است، تمایز قائل شدهاند.
دو تن از نظریهپردازان بسیار برجسته در این حوزه، هیوئیت و فلت (۱۹۹۱)، کمالگرایی را به سه نوع یا بعد اصلی تقسیمبندی کردهاند که درک آنها برای فهم نتایج این پژوهش ضروری است:
- کمالگرایی خودمدار (Self-Oriented Perfectionism): این دسته از افراد، استانداردهای فوقالعاده بالا و اغلب غیرواقعبینانهای را منحصراً برای خودشان تعیین میکنند و عملکرد شخصی خود را با دقت و سختگیری بیرحمانهای مورد ارزیابی قرار میدهند. آنها نه تنها برای رسیدن به کمال مطلوب خود تلاش میکنند، بلکه یک جزء انگیزشی بسیار قوی نیز در آنها وجود دارد که آنها را وادار به اجتناب قاطعانه از هرگونه شکست یا نقص میکند. تحقیقات نشان دادهاند که “تلاشگری مثبت” (که جنبهای از کمالگرایی انطباقی است) با کمالگرایی خودمدار ارتباط دارد.
- کمالگرایی جامعهمدار (Socially Prescribed Perfectionism): این دسته از افراد کمالگرا، عمیقاً معتقدند که دیگرانِ مهم در زندگیشان (مانند والدین، معلمان، مربیان یا حتی دوستان نزدیک) از آنها انتظارات غیرواقعی، بسیار بالا و کمالگرایانهای دارند و آنها باید به این انتظارات پاسخ دهند. تلاش آنها برای رسیدن به کمال، بیشتر با هدف کسب یا حفظ پذیرش اجتماعی و جلوگیری از عدم تأیید، انتقاد یا طرد شدن از سوی دیگران صورت میگیرد. این نوع از کمالگرایی، با “نگرانیهای ارزیابی ناسازگار” (که جنبهای از کمالگرایی منفی است) و به طور کلی با پیامدهای روانشناختی منفیتر ارتباط دارد.
- کمالگرایی دیگرمدار (Other-Oriented Perfectionism): در این نوع، فرد از دیگران انتظار دارد که بینقص باشند و استانداردهای بسیار بالایی را برای عملکرد دیگران تعیین کرده و آنها را به شکلی سختگیرانه قضاوت میکند. این نوع کمالگرایی، به دلیل پتانسیل ایجاد مشکل در روابط بین فردی، در مطالعه حاضر به دلیل کمبود اطلاعات موجود در مورد ظهور و توسعه آن در جمعیت جوانان و نوجوانان، مورد بررسی قرار نگرفته است.
نکته جالب توجه این است که کمالگرایی یک ویژگی شخصیتی نسبتاً پایدار است که ریشههای آن میتواند در دوران کودکی شکل بگیرد، اما ظهور و شتابگیری ابعاد مختلف آن در طول رشد متفاوت است. به عنوان مثال، مطالعات نشان دادهاند که کمالگرایی خودمدار حدود پایهی هفتم و کمالگرایی جامعهمدار حدود پایهی دهم، ممکن است شتاب رشدی بیشتری پیدا کند. این پایداری نسبی در ویژگی کمالگرایی میتواند نوجوانان را در درازمدت در معرض خطر بیشتری برای تجربه ناسازگاری روانشناختی و همچنین اختلال در عملکرد تحصیلی و سایر حوزههای زندگی قرار دهد.
پیشرفت تحصیلی: فراتر از یک نمره، نمادی از توانایی
پیشرفت تحصیلی، که در این پژوهش و بسیاری از مطالعات دیگر معمولاً با شاخصی به نام میانگین نمرات (Grade Point Average – GPA) سنجیده میشود، نه تنها عملکرد کلی دانشآموز در دروس مختلف را نشان میدهد ، بلکه به عنوان نمادی از توانایی و تلاش فرد در نظر گرفته میشود. این شاخص از طریق میانگینگیری نمرات نهایی دانشآموز در تمام دروسی که در طول یک سال تحصیلی گذرانده، محاسبه میشود و معمولاً دروس بر اساس تعداد واحدهایشان وزندهی میشوند. GPA بالاتر، نشاندهندهی پیشرفت تحصیلی بالاتر است. موفقیت تحصیلی برای نوجوانان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، زیرا نه تنها مسیر ورود آنها به دانشگاه و ادامه تحصیلات عالی را هموار میکند، بلکه بر چشماندازهای شغلی و آیندهی حرفهای آنها نیز تأثیر مستقیم دارد. تحقیقات متعدد، از جمله مطالعهای توسط گیزر و سانتلیسس (۲۰۰۷)، نشان دادهاند که نمرات کسب شده در دوران دبیرستان، پیشبینیکنندهی بسیار قوی و معتبری برای موفقیت تحصیلی در دانشگاه هستند، حتی قویتر از نمرات آزمونهای استاندارد ورودی. در پژوهش حاضر، برای اطمینان از دقت و اعتبار دادهها، نمرات GPA مستقیماً از سوابق رسمی دانشآموزی انتاریو (OSR) که توسط معلمان ثبت شده بودند، استخراج گردیده است. نحوهی محاسبه GPA نیز برای دورههای مختلف متفاوت بوده است؛ در دوره ابتدایی (پایههای ۷ و ۸ این مطالعه)، میانگین ترم از نمرات دروسی مانند انگلیسی، فرانسه، علوم/فناوری، تاریخ، جغرافیا، هنر و بهداشت/تربیت بدنی محاسبه میشد. اما در دوره دبیرستان (پایههای ۹ تا ۱۲)، به دلیل تنوع بیشتر دروس انتخابی و عدم یکنواختی برنامه درسی دانشآموزان، GPA سالانه با میانگینگیری از نمرات تمام دروس کسب شده در همان سال تحصیلی محاسبه میگردید.
رابطه کمالگرایی و نمرات: کدام مسیر را طی میکند و پیشینه چه میگوید؟
رابطه طولی و جهتدار بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی، موضوعی است که سالها ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده اما هنوز به طور کامل روشن نشده است. در حالی که برخی از محققان شواهدی یافتهاند که نشان میدهد کمالگرایی میتواند نتیجه و پیامد موفقیت تحصیلی باشد (یعنی نمرات خوب باعث افزایش کمالگرایی میشود) ، اکثر پژوهشها در گذشته بر بررسی تأثیر کمالگرایی بر پیشرفت تحصیلی بعدی متمرکز بودهاند (یعنی کمالگرایی منجر به تغییر در نمرات میشود).
یافتههای پیشین نشان دادهاند که کمالگرایی خودمدار و کمالگرایی جامعهمدار گرچه اغلب با یکدیگر همبستگی بالایی دارند، اما زمانی که به عنوان یک عامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی بررسی میشوند، تأثیرات متفاوتی از خود نشان میدهند. به طور کلی، کمالگرایی جامعهمدار با پیشرفت تحصیلی رابطهی منفی و یا در بهترین حالت خنثی دارد، در حالی که کمالگرایی خودمدار معمولاً رابطهی مثبتی با موفقیت تحصیلی نشان میدهد. به عنوان مثال، مطالعهای که توسط کلاییچ و همکاران (۲۰۱۷) روی دانشجویان انجام شد، نشان داد که افرادی که دارای “کمالگرایی جامعهمدار خالص” بودند (یعنی سطح بالایی از کمالگرایی جامعهمدار و سطح پایینی از کمالگرایی خودمدار داشتند)، بدترین نتایج تحصیلی را تجربه میکردند که شامل فرسودگی تحصیلی بالاتر، مشارکت کمتر در فعالیتهای مدرسه و GPA پایینتر در طول ترم بود. در مقابل، دانشجویانی که دارای “کمالگرایی خودمدار خالص” بودند (یعنی سطح بالایی از کمالگرایی خودمدار و سطح پایینی از کمالگرایی جامعهمدار داشتند)، با فرسودگی کمتر، مشارکت بیشتر در فعالیتهای تحصیلی و در نهایت پیشرفت تحصیلی بالاتر همراه بودند. دانشجویانی که در هر دو نوع کمالگرایی نمرات بالایی داشتند (کمالگرایان مختلط)، پیامدهایی را تجربه کردند که بهتر از گروه کمالگرایان جامعهمدار خالص اما بدتر از گروه کمالگرایان خودمدار خالص بود. این یافتهها نشان میدهد که افرادی که دارای کمالگرایی جامعهمدار بالایی هستند، فشار روانی زیادی را به خود تحمیل میکنند که این امر میتواند منجر به شکلگیری احساسات منفی نسبت به مدرسه و کاهش مشارکت فعال در وظایف و فعالیتهای مرتبط با تحصیل شود. همچنین، مشخص شده است دانشآموزانی که بیش از حد خودانتقادگر هستند (که یکی از ویژگیهای کمالگرایی ناسازگار است)، کمتر احتمال دارد که از فعالیتهای تحصیلی صرفاً به خاطر لذت بردن از خود فعالیت، استقبال کنند.
در مطالعه دیگری توسط ورنر-فیلیون و گودرو (۲۰۱۰) روی دانشجویان دانشگاه، مشخص شد که کمالگرایی جامعهمدار با GPA رابطهی منفی دارد. این پژوهشگران دریافتند که کمالگرایان جامعهمدار به یک اندازه هم با نیاز به کسب موفقیت و هم با نیاز به اجتناب از شکست انگیزه پیدا میکنند و این تعادل ناسالم منجر به عملکرد تحصیلی پایینتر و رضایت تحصیلی کمتر میشود. در مقابل، کمالگرایی خودمدار در این مطالعه با موفقیت تحصیلی رابطهی مثبت داشت و مشخص شد که افراد با کمالگرایی خودمدار بالا، بیشتر با هدف برتری جستن بر دیگران انگیزه میگیرند تا اینکه بخواهند از نشان دادن بیکفایتی خود اجتناب ورزند. مطالعهای دیگر توسط بونگ و همکاران (۲۰۱۴) روی دانشآموزان پایه هفتم نیز نشان داد که کمالگرایی خودمدار با پیشرفت تحصیلی رابطهی مثبت دارد. در این مطالعه، اگرچه کمالگرایی جامعهمدار با پیشرفت تحصیلی رابطهی معناداری نداشت، اما با پیامدهایی مانند اضطراب امتحان و اهمالکاری تحصیلی مرتبط بود که این عوامل خود میتوانند در درازمدت بر پیشرفت تحصیلی تأثیر منفی بگذارند.
از سوی دیگر، برخی تحقیقات، از جمله مطالعهی مهم دامیان و همکاران (۲۰۱۷)، نشان دادهاند که هم تلاشهای کمالگرایانه و هم نگرانیهای کمالگرایانه میتوانند نتیجه و پیامد پیشرفت تحصیلی باشند. در این دیدگاه، نوجوانانی که پیشرفت تحصیلی بالایی را تجربه میکنند و در نتیجه، احساس کارآمدی تحصیلی (باور به تواناییهای خود برای موفقیت) در آنها افزایش مییابد، احتمال بیشتری دارد که افزایش در سطح تلاشهای کمالگرایانه (مرتبط با کمالگرایی خودمدار) را از خود نشان دهند، زیرا این باور در آنها تقویت میشود که دستیابی به کمال ممکن است امکانپذیر باشد. علاوه بر این، نوجوانانی که عملکرد تحصیلی بالایی دارند، ممکن است اینگونه برداشت کنند که دیگران (مانند والدین و معلمان) انتظارات بیشتری از آنها دارند و این انتظارات را به عنوان فشار بیشتر برای حفظ موفقیتهای قبلی خود درک کنند، که این امر به نوبهی خود میتواند منجر به افزایش نگرانیهای کمالگرایانهی آنها (مرتبط با کمالگرایی جامعهمدار) شود. مطالعهای توسط بیلینگ و همکاران (۲۰۰۳) نیز نشان داد دانشجویانی که قبل از امتحان میانترم سطح بالاتری از هر دو نوع کمالگرایی (انطباقی و ناسازگار) را گزارش کرده بودند، پس از دریافت نمرات خود، استاندارد بالاتری را برای امتحان بعدی خود تعیین کردند.
چه چیزی این مطالعه را از سایرین متمایز و پراهمیت میکند؟
این پژوهش به چند دلیل مهم از مطالعات قبلی متمایز است و به همین دلیل یافتههای آن بسیار ارزشمند تلقی میشود:
- دوره زمانی طولانی و آیندهنگر: اکثر مطالعات قبلی یا مقطعی بودهاند (یعنی دادهها فقط در یک نقطه زمانی جمعآوری شدهاند) یا اگر هم طولی بودهاند، دوره پیگیری آنها بسیار کوتاه (اغلب کمتر از یک سال) بوده است. این مطالعه با پیگیری نوجوانان به مدت شش سال کامل، از پایه هفتم تا دوازدهم، امکان بررسی دقیق تغییرات و روابط متقابل بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی را در طول یک دوره حساس رشدی فراهم کرده و به کشف اولویت زمانی بین این دو متغیر (یعنی کدام یک زودتر رخ میدهد و بر دیگری تأثیر میگذارد) کمک شایانی نموده است.
- استفاده از نمرات معتبر و عینی: بسیاری از مطالعات پیشین برای سنجش پیشرفت تحصیلی به نمرات خودگزارششده توسط دانشآموزان اتکا کردهاند. این در حالی است که تحقیقات نشان دادهاند نمرات خودگزارششده ممکن است چندان قابل اعتماد نباشند و دانشآموزان تمایل به بیشنمایی یا کمنمایی نمرات خود داشته باشند. در مقابل، این پژوهش از میانگین نمرات (GPA) که مستقیماً از سوابق رسمی مدرسه استخراج شده و توسط معلمان رتبهبندی گردیدهاند، استفاده کرده است که اعتبار و عینیت بسیار بالاتری دارد.
- تمرکز بر جمعیت نوجوانان در دوره راهنمایی و دبیرستان: بخش عمدهای از ادبیات موجود در مورد رابطه کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی بر روی جمعیت دانشجویان دانشگاه متمرکز شده است. این در حالی است که دانشجویان دانشگاه به دلیل فرآیند گزینش، لزوماً نماینده کل طیف یادگیرندگان نیستند و اغلب شامل افرادی با پیشرفت تحصیلی بالاتر هستند. دوران نوجوانی، به ویژه دوره راهنمایی و دبیرستان، دورهای بسیار حیاتی برای رشد و تحول کمالگرایی است و نوجوانان در این سنین به دلیل افزایش خودآگاهی، درگیر شدن بیشتر در مقایسههای اجتماعی و حساسیت به ارزیابیهای اجتماعی، ویژگیهای متفاوتی از خود نشان میدهند.
- پوشش انتقالهای تحصیلی مهم: این مطالعه دوره حساس انتقال از مدرسه راهنمایی به دبیرستان (پایه هشتم به نهم) را نیز پوشش داده است. این انتقال اغلب با چالشهای تحصیلی و اجتماعی جدیدی همراه است و میتواند بر پیشرفت تحصیلی و همچنین ویژگیهای شخصیتی نوجوانان تأثیر بگذارد.
- کنترل متغیرهای مداخلهگر مهم: پژوهشگران در تحلیلهای خود، تأثیر متغیرهای مهمی را که میتوانند بر پیشرفت تحصیلی تأثیر بگذارند، از جمله وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده (شامل درآمد خانواده و سطح تحصیلات والدین) ، جنسیت بیولوژیکی دانشآموز (دختران به طور متوسط نمرات بهتری نسبت به پسران کسب میکنند) ، و داشتن یا نداشتن برنامه آموزشی فردی (IEP) را به لحاظ آماری کنترل کردهاند. IEP یک سند مکتوب است که برای دانشآموزانی با نیازهای یادگیری خاص (شامل دانشآموزان با دشواریهای یادگیری یا دانشآموزان تیزهوش) تهیه میشود و خدمات آموزشی متناسب با نیازهای آنها را مشخص میکند.
روششناسی پژوهش: چگونه این سفر شش ساله انجام شد؟
- شرکتکنندگان: دادههای این مطالعه، همانطور که پیشتر اشاره شد، از پروژهی بزرگ “مطالعهی نوجوان مکمستر” استخراج شدهاند. نمونهی نهایی مورد تحلیل در این پژوهش خاص شامل ۶۰۴ شرکتکننده بود (که ۵۴ درصد آنها دختر بودند) و از پایهی هفتم (نقطهی زمانی ۳ یا T3 در مطالعهی بزرگتر) تا پایهی دوازدهم (نقطهی زمانی ۸ یا T8) به طور سالانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. اکثر این شرکتکنندگان سفیدپوست بودند (۷۱.۴٪).
- ابزارهای اندازهگیری:
- کمالگرایی: برای اندازهگیری کمالگرایی، از “مقیاس کمالگرایی کودک و نوجوان” (Child and Adolescent Perfectionism Scale – CAPS) استفاده شد. این مقیاس یک ابزار خودگزارشی معتبر شامل ۲۲ آیتم است که دو بعد اصلی کمالگرایی یعنی کمالگرایی خودمدار (۱۲ آیتم، مانند “من سعی میکنم در هر کاری که انجام میدهم کامل باشم”) و کمالگرایی جامعهمدار (۱۰ آیتم، مانند “افرادی در زندگی من هستند که از من انتظار دارند کامل باشم”) را بر روی یک طیف لیکرت ۵ درجهای (از “اصلاً در مورد من صدق نمیکند” تا “خیلی زیاد در مورد من صدق میکند”) اندازهگیری میکند. پایایی درونی هر دو خردهمقیاس (آلفای کرونباخ بین ۰.۸۳ تا ۰.۹۱ برای کمالگرایی خودمدار و بین ۰.۸۸ تا ۰.۹۱ برای کمالگرایی جامعهمدار در پایههای مختلف) در این مطالعه بالا و قابل قبول گزارش شده است. ساختار عاملی این مقیاس نیز در مطالعات قبلی تأیید شده است.
- پیشرفت تحصیلی: پیشرفت تحصیلی، همانطور که گفته شد، با استفاده از میانگین نمرات کلی سالانهی (GPA) دانشآموزان که از طریق سوابق رسمی دانشآموزی انتاریو (OSR) به دست آمده بود، اندازهگیری شد.
- متغیرهای کمکی (Covariates): وضعیت اقتصادی-اجتماعی (SES) از طریق دو شاخص اندازهگیری شد: درآمد خانوار (بر روی یک مقیاس ۸ درجهای از کمتر از ۲۰ هزار دلار کانادا تا بیشتر از ۸۰ هزار دلار کانادا) و سطح تحصیلات والدین (بر روی یک مقیاس ۵ درجهای از “دبیرستان را تمام نکرده” تا “مدرک تحصیلات تکمیلی دانشگاهی”). این اطلاعات از مراقب اصلی شرکتکننده در مطالعه جمعآوری شده و به دلیل ثبات بالای آنها در طول زمان، از دادههای نقطه زمانی اول (یا دوم در صورت نبود اطلاعات در نقطه اول) استفاده شد. جنسیت بیولوژیکی شرکتکنندگان (۰=پسر، ۱=دختر) نیز به عنوان متغیر کنترل در تحلیلها وارد شد. وضعیت داشتن یا نداشتن برنامهی آموزشی فردی (IEP) (۰=بدون IEP، ۱=دارای IEP) نیز از طریق گزارش سالانهی والدین در پایههای نهم تا دوازدهم ارزیابی گردید و اگر والدین در هر یک از این سالها وجود IEP را گزارش میکردند، دانشآموز به عنوان دارندهی IEP طبقهبندی میشد.
- تحلیل دادهها: برای بررسی رابطهی طولی بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی و همچنین برای کشف جهتگیری این روابط، از روش آماری پیشرفتهای به نام “مدل پنل متقاطع تأخیری” (cross-lagged panel model) با استفاده از نرمافزار Mplus نسخه ۸.۱ استفاده شد. این مدل امکان بررسی همزمان روابط همزمان بین متغیرها در هر نقطه زمانی و همچنین روابط تأخیری (تأثیر یک متغیر در یک زمان بر متغیر دیگر در زمان بعدی) را، با کنترل سطح قبلی همان متغیر، فراهم میکند. در این روش، مجموعهای از مدلهای تودرتو (nested models) مورد آزمون قرار گرفتند و در هر مرحله، برازش مدل با دادهها با استفاده از شاخصهای برازش متعددی (مانند کای-اسکوئر، RMSEA، SRMR، CFI و TLI) ارزیابی شد. برای مدیریت دادههای گمشده نیز از روش برآورد حداکثر درستنمایی با اطلاعات کامل (FIML) استفاده شد که یک روش پیشرفته و معتبر است.
نتایج کلیدی پژوهش: وقتی نمرات خوب، کمالگرایی را شعلهور میکنند! رمزگشایی از یافتهها
تحلیلهای آماری پیچیده و دقیق این پژوهش، نتایج بسیار جالب، روشنگر و تا حدی غافلگیرکنندهای را به همراه داشت که درک ما را از رابطه بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی در دوران نوجوانی عمیقتر میکند:
- مسیر یکطرفه و قدرتمند از نمرات به سوی کمالگرایی: این، بدون شک، کلیدیترین و برجستهترین یافتهی این مطالعه بود.
- نتایج به وضوح نشان دادند که پیشرفت تحصیلی (کسب نمرات بهتر یا GPA بالاتر) به طور مداوم، مثبت و معناداری، هم سطح کمالگرایی خودمدار را در سال تحصیلی بعدی پیشبینی میکرد. این بدان معناست که دانشآموزانی که در یک سال تحصیلی نمرات بهتری کسب میکردند، در سال بعد تمایل بیشتری به تعیین استانداردهای بالاتر و سختگیرانهتر برای خود نشان میدادند و بیشتر به سمت کمالگرایی خودمدار متمایل میشدند. این رابطه در تمام نقاط زمانی مورد بررسی (از پایه ۷ تا ۱۲) مشاهده شد.
- به طور مشابه، نتایج نشان دادند که پیشرفت تحصیلی (GPA بالاتر) همچنین به طور مثبت و معناداری، سطح کمالگرایی جامعهمدار را در سال تحصیلی بعدی پیشبینی میکرد. یعنی، موفقیت درسی باعث میشد نوجوانان در سال بعد اینگونه احساس کنند که دیگران (والدین، معلمان و غیره) از آنها انتظارات بالاتری دارند و باید برای برآورده کردن این انتظارات تلاش کنند. این رابطه نیز در تمام نقاط زمانی مورد بررسی پایدار بود.
- نکته بسیار مهم و تعیینکننده این بود که در هیچ مقطع زمانی، هیچکدام از اشکال کمالگرایی (نه کمالگرایی خودمدار و نه کمالگرایی جامعهمدار) نتوانستند پیشرفت تحصیلی بعدی (GPA سال بعد) را پیشبینی کنند. این یافته قویاً از این ایده حمایت میکند که در دوران نوجوانی، کمالگرایی به احتمال بسیار زیاد، نتیجه و پیامد پیشرفت تحصیلی است، و نه علت یا پیشدرآمد آن. به عبارت دیگر، این نمرات خوب هستند که به کمالگرایی دامن میزنند، نه برعکس.
- رابطه درونی و تقویتکننده بین انواع کمالگرایی:
- همانطور که در مطالعات قبلی نیز مشاهده شده بود و انتظار میرفت، کمالگرایی خودمدار و کمالگرایی جامعهمدار در هر مقطع زمانی (درون هر سال تحصیلی) با یکدیگر رابطهی همزمان مثبت و معناداری داشتند. یعنی نوجوانانی که در یک نوع از کمالگرایی نمرهی بالایی میگرفتند، در نوع دیگر نیز تمایل به کسب نمرات بالا داشتند.
- علاوه بر این، نتایج نشان دادند که کمالگرایی خودمدار و کمالگرایی جامعهمدار روابط متقابل (reciprocal)، مثبت و از نظر زمانی پایدار (time-invariant) در طول سالهای مورد بررسی از خود نشان دادند. این بدان معناست که افزایش در سطح کمالگرایی خودمدار در یک سال، منجر به افزایش بعدی در سطح کمالگرایی جامعهمدار در سال بعد میشد و بالعکس، افزایش در کمالگرایی جامعهمدار نیز به افزایش بعدی در کمالگرایی خودمدار میانجامید. این یافته نشاندهندهی وجود یک چرخهی تقویتکنندهی متقابل بین دو نوع اصلی کمالگرایی در طول دوران نوجوانی است.
- نقش کلیدی و برجستهی انتقال از دوره راهنمایی به دبیرستان:
- بررسیهای دقیقتر نشان داد که تأثیر متقاطع و تأخیری از پیشرفت تحصیلی (GPA) به کمالگرایی خودمدار، در زمان حساس انتقال از مدرسهی راهنمایی (پایهی هشتم) به دبیرستان (پایهی نهم) به طور معناداری قویتر از مسیرهای مشابه در سالهای بعدی دبیرستان (یعنی از پایه نهم به دهم، دهم به یازدهم و یازدهم به دوازدهم) بود. این یافته نشان میدهد که موفقیت تحصیلی در پایان دورهی راهنمایی، تأثیر بسیار مهم و قدرتمندی بر شکلگیری و تقویت استانداردهای شخصی بالا و کمالگرایی خودمدار در آغاز دورهی چالشبرانگیز دبیرستان دارد.
- روابط همزمان (درون هر مقطع زمانی) بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی:
- نتایج نشان داد که کمالگرایی خودمدار به طور همزمان (یعنی در همان سال تحصیلی) با GPA در پایههای تحصیلی ۷، ۸، ۹ و ۱۱ رابطهی مثبت و معناداری داشت. (گرچه این رابطه همزمان در پایههای ۱۰ و ۱۲ در مدل نهایی مسیر به سطح معناداری آماری نرسید، اما در سطح همبستگی سادهی دو متغیره، این ارتباطات نیز مثبت و معنادار بودند).
- در مقابل، کمالگرایی جامعهمدار در هیچ یک از مقاطع زمانی با GPA رابطهی همزمان و معناداری در مدل نهایی مسیر نشان نداد.
- اثرات غیرمستقیم و پیچیدهتر در مسیر کمالگرایی:
- تحلیلهای بیشتر همچنین نشان دادند که اثرات غیرمستقیم مثبت و معناداری از GPA به کمالگرایی جامعهمدار از طریق میانجیگری کمالگرایی خودمدار وجود دارد. این یافتهی پیچیده بیانگر آن است که نمرات بالا و موفقیت تحصیلی، ابتدا منجر به افزایش استانداردهای شخصی و رشد کمالگرایی خودمدار در نوجوانان میشود، و سپس این افزایش در کمالگرایی خودمدار، به نوبهی خود، منجر به افزایش درک آنها از انتظارات بالای دیگران (به ویژه والدین) و در نتیجه افزایش کمالگرایی جامعهمدار میشود.
این یافتههای مهم به چه معنا هستند؟ تفسیر عمیقتر و پیامدهای عملی
این پژوهش جامع و طولی، با ارائه شواهد محکم، درک ما را از رابطه بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی در دوران نوجوانی به چالش میکشد و نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، این موفقیت تحصیلی است که به احتمال زیاد آتش کمالگرایی را شعلهورتر میکند، نه برعکس. نوجوانانی که طعم شیرین موفقیت تحصیلی را میچشند، ممکن است ناخواسته در مسیری قرار بگیرند که به تدریج سطوح بالاتری از کمالگرایی (هم خودمدار و هم جامعهمدار) را تجربه کنند. این پدیده، علیرغم اینکه با یک پیامد مثبت اولیه (موفقیت تحصیلی) آغاز میشود، میتواند در درازمدت آسیبپذیری آنها را در برابر استرس، اضطراب و سایر مشکلات روانشناختی افزایش دهد.
- چرا نمرات خوب و موفقیت تحصیلی منجر به افزایش کمالگرایی خودمدار میشود؟ تجربهی موفقیتهای تحصیلی مکرر و کسب نمرات بالا میتواند باعث شود نوجوانان احساس توانمندی و کارآمدی شخصی بیشتری در زمینهی تحصیلی پیدا کنند. این افزایش در احساس کارآمدی تحصیلی (یعنی باور به اینکه “من میتوانم موفق شوم و به اهدافم برسم”)، همانطور که در نظریهی شناختی اجتماعی شخصیت آلبرت بندورا نیز مطرح شده است ، میتواند آنها را به سمت تعیین اهداف شخصی بالاتر و استانداردهای سختگیرانهتر برای خود سوق دهد، زیرا این تصور در ذهن آنها شکل میگیرد که دستیابی به کمال و کسب نمرات عالیتر، نه تنها ممکن بلکه امری دستیافتنی است. این یافته با نتایج مطالعه دامیان و همکاران (۲۰۱۷) نیز همسو است که نشان دادند موفقیت تحصیلی و کارآمدی تحصیلی به افزایش تلاشهای کمالگرایانه منجر میشود. با این حال، باید توجه داشت که سطوح بسیار بالای کمالگرایی خودمدار، علیرغم ارتباط احتمالی با وجدان کاری و انگیزه، میتواند به دلیل خودارزیابی و خودانتقادگری بیش از حد و بیرحمانه، به ویژه در مواجهه با شکستهای ادراکشده (حتی اگر این شکستها از دید دیگران کوچک باشند)، منجر به کاهش رفاه روانشناختی و حتی افزایش خطر ابتلا به مشکلات روانپزشکی مانند افسردگی و اضطراب شود. افراد با کمالگرایی خودمدار بالا، اغلب حتی پس از دستیابی به یک استاندارد عملکردی، آن را ناکافی و چالشبرانگیز ندانسته و به سرعت استاندارد بالاتری برای خود تعیین میکنند و بدین ترتیب در یک چرخهی معیوب و بیپایان از تعیین اهداف غیرواقعبینانهتر و تلاش برای دستیابی به آنها گرفتار میشوند.
- چرا نمرات خوب و موفقیت تحصیلی منجر به افزایش کمالگرایی جامعهمدار میشود؟ افزایش پیشرفت تحصیلی و کسب نمرات درخشان ممکن است باعث شود نوجوانان اینگونه احساس کنند که دیگران (به ویژه والدین، معلمان و حتی گاهی همسالان) پس از مشاهده این موفقیتها، انتظارات بسیار بالاتری از آنها دارند و آنها موظفند که این تصویر “دانشآموز کامل و بینقص” را برای دیگران حفظ کنند. نوجوانان با سطح بالای کمالگرایی جامعهمدار عمیقاً بر این باورند که برای حفظ ارتباطات اجتماعی خود، جلب رضایت افراد مهم در زندگیشان و جلوگیری از ناامید کردن آنها، باید به طور مداوم استانداردهای کمالگرایانهای را که احساس میکنند از سوی دیگران بر آنها تحمیل شده است، دنبال کرده و به آنها دست یابند. انتظارات والدین، بهویژه والدینی که خودشان بسیار پرتوقع و کنترلگر هستند، به طور خاص بر اهداف کمالگرایانه تأکید دارند، فرزندان خود را در موقعیتهایی قرار میدهند که دستیابی به استانداردهای بسیار بالا را برجسته میکند و برای اشتباهات و ناکامیها پیامدهای منفی شدیدی در نظر میگیرند، میتواند در شکلگیری و تقویت این نوع از کمالگرایی در پاسخ به موفقیت تحصیلی، نقش بسیار مهمی ایفا کند. مطالعات قبلی، از جمله پژوهش دامیان و همکاران (۲۰۱۳)، نشان دادهاند نوجوانانی که والدین خود را دارای انتظارات سختگیرانهای میدانستند، افزایش بیشتری در سطح کمالگرایی جامعهمدار خود در ماههای بعد نشان دادند. همچنین، در دوران حساس نوجوانی که هویت فردی هنوز در حال شکلگیری است و ترسهای اجتماعی (مانند ترس از قضاوت منفی دیگران و طرد شدن) برجستهتر میشوند ، نوجوانان ممکن است برای هدایت رفتار خود و ارزیابی عملکردشان، بیشتر به بازخورد و تأیید دیگران مهم متکی باشند، که این امر میتواند رابطهی بین موفقیت تحصیلی و کمالگرایی جامعهمدار را تقویت کند، بهویژه برای آن دسته از نوجوانانی که عملکرد تحصیلی بالا را بخش بسیار مهمی از هویت و ارزش خود میدانند.
- اهمیت یافتهی مربوط به انتقال از دوره راهنمایی به دبیرستان و تفسیر آن: مشاهدهی اینکه مسیر تأثیرگذاری GPA بر کمالگرایی خودمدار در پایهی هشتم به نهم (یعنی زمان انتقال از دورهی راهنمایی به دبیرستان) به طور معناداری قویتر از سالهای بعدی دبیرستان است ، نشاندهندهی یک پویایی رشدی جالب و قابل تأمل است. به نظر میرسد نوجوانانی که دورهی راهنمایی را با سطح بالایی از موفقیت تحصیلی و نمرات خوب به پایان میرسانند، ممکن است با انگیزهی بسیار بیشتری برای حفظ یا حتی افزایش استانداردهای شخصی خود و نشان دادن تواناییهایشان وارد مرحلهی تحصیلی جدید، رقابتیتر و چالشبرانگیزتر دبیرستان شوند. این امر میتواند ناشی از تمایل به اثبات خود در محیط جدید، در برابر معلمان و همکلاسیهای جدید و در مواجهه با استانداردهای آکادمیک بالاتر و انتظارات بیشتر باشد. با این حال، به نظر میرسد پس از اینکه نوجوانان در محیط دبیرستان تا حدی مستقر شده و با قوانین، هنجارها و سطح دشواری آن سازگار میشوند، این رابطهی قوی اولیه، تا حدی تعدیل شده و به یک ثبات نسبی میرسد و شاید عوامل دیگری در سالهای بعدی دبیرستان نقش پررنگتری در نوسانات کمالگرایی پیدا کنند.
- تفسیر مسیر غیرمستقیم و پیچیدهی GPA ← کمالگرایی خودمدار ← کمالگرایی جامعهمدار: یافتهی مربوط به اثرات غیرمستقیم نشان میدهد که یک مسیر پیچیدهتر و چند مرحلهای نیز در شکلگیری کمالگرایی جامعهمدار در پاسخ به موفقیت تحصیلی در کار است. در این مسیر، نمرات بالا و موفقیت تحصیلی ابتدا باعث میشود نوجوانان استانداردهای شخصی سختگیرانهتری برای خود تعیین کنند و سطح کمالگرایی خودمدار آنها افزایش یابد. سپس، این افزایش در استانداردهای شخصی و تلاش مستمر برای دستیابی به آنها، ممکن است باعث شود نوجوانان اینگونه برداشت کنند که انتظارات والدین و سایر افراد مهم نیز از آنها بالاتر رفته است (حتی اگر این برداشت کاملاً دقیق و منطبق با واقعیت نباشد و صرفاً یک سوءبرداشت از سوی نوجوان باشد). این درک از افزایش انتظارات دیگران، به نوبهی خود منجر به افزایش سطح کمالگرایی جامعهمدار میشود. در دوران نوجوانی، والدین هنوز هم به طور معمول در موفقیت تحصیلی فرزندان خود درگیر و سرمایهگذاری میکنند و این درگیری میتواند به چنین برداشتهایی دامن بزند. تحقیقات نشان دادهاند که این انتظارات ادراکشده از والدین ممکن است به انتظارات ادراکشده از سایر افراد مهم نیز تعمیم یابد و برآورده کردن این استانداردها برای احساس پذیرفته شدن ضروری به نظر برسد.
- اهمیت رابطهی متقابل و تقویتکننده بین کمالگرایی خودمدار و کمالگرایی جامعهمدار: یافتهی دیگر این مطالعه که نشان میدهد افزایش در یک نوع از کمالگرایی به افزایش در نوع دیگر منجر میشود و این یک چرخهی تقویتکنندهی متقابل و بالقوه ناسالم ایجاد میکند ، بسیار حائز اهمیت است. این یافته بر اهمیت حیاتی مداخلهی زودهنگام برای نوجوانانی که نشانههای اولیهی کمالگرایی (از هر نوع) را از خود بروز میدهند، تأکید میکند تا از ورود آنها به این چرخهی معیوب و تشدید شونده و در نتیجه، از اثرات منفی و گاه جبرانناپذیر درازمدت آن بر سلامت روان، عملکرد کلی و کیفیت زندگی آنها، پیشگیری به عمل آید.
- خطر پنهان برای دانشآموزان به ظاهر موفق و نیاز به توجه ویژه: این یافتهها در مجموع یک هشدار مهم را به همراه دارند: نوجوانانی که به طور مداوم عملکرد تحصیلی بالایی از خود نشان میدهند و به ظاهر بسیار موفق هستند، ممکن است به طور خاص در معرض خطر افزایش تدریجی سطوح کمالگرایی (هم خودمدار و هم جامعهمدار) و در نتیجه، استرس مزمن، اضطراب، فرسودگی و سایر مشکلات روانشناختی ناشی از آن باشند. کمالگرایی، به ویژه در ابعاد ناسازگارش، با پیامدهای منفی درازمدتی مانند افسردگی، خودآزاری و حتی خودکشی مرتبط است. بنابراین، صرفاً تمرکز بر نمرات بالا و تشویق موفقیت تحصیلی بدون توجه به ویژگیهای شخصیتی و سلامت روان نوجوانان، میتواند رویکردی ناقص و بالقوه آسیبزا باشد.
پیام نهایی و کاربردی این پژوهش: موفقیت آری، اما کمالگرایی افراطی و ناسالم، هرگز!
این پژوهش گسترده و ارزشمند، با ارائه شواهد علمی محکم و مبتنی بر یک دوره پیگیری شش ساله، پیام بسیار مهمی را برای والدین، مربیان، متخصصان سلامت روان و خود نوجوانان به ارمغان میآورد: در دوران پر فراز و نشیب نوجوانی، به نظر میرسد که این موفقیت تحصیلی و کسب نمرات بالاست که به احتمال زیاد جرقههای کمالگرایی (هم از نوع خودمدار و هم از نوع جامعهمدار) را شعلهورتر میکند و آن را تشدید مینماید، و نه برعکس. این یافته، تصور رایج بسیاری از افراد را به چالش میکشد. بنابراین، نوجوانانی که به طور مداوم عملکرد تحصیلی بالایی از خود نشان میدهند و از سوی اطرافیان به عنوان دانشآموزان “موفق” و “ممتاز” شناخته میشوند، ممکن است به طور خاص و به شکلی پنهان، در معرض خطر افزایش تدریجی سطوح کمالگرایی ناسالم و در نتیجه، استرس مزمن، اضطراب، فرسودگی تحصیلی و سایر مشکلات جدی روانشناختی قرار گیرند.
درک این پویاییهای پیچیده و اغلب پنهان بین کمالگرایی و پیشرفت تحصیلی، بهویژه در بستر منحصر به فرد رشد و تحول دوران نوجوانی، از اهمیت حیاتی برخوردار است. این دانش عمیقتر میتواند راهگشای طراحی و اجرای مداخلات روانشناختی و آموزشی بهموقع، هدفمند و مؤثر برای کمک به نوجوانان باشد تا بتوانند سازگاریهای ناسازگار مرتبط با کمالگرایی را کاهش داده و به جای گرفتار شدن در چرخههای معیوب کمالگرایی، مسیرهای رشدی مثبتتر، سالمتر و متعادلتری را در زندگی خود طی کنند. شناسایی زودهنگام نوجوانانی که علیرغم داشتن پیشرفت تحصیلی بالا، نشانههایی از افزایش نگرانیهای کمالگرایانه، استرس بیش از حد یا ترس از شکست را از خود بروز میدهند، میتواند یک گام بسیار مهم و اساسی در جهت پیشگیری از مشکلات آتی و ارتقای سلامت روان و بهزیستی کلی آنها در مسیر پر پیچ و خم ورود به دوران بزرگسالی باشد. این پژوهش، بیش از پیش، ضرورت ادامهی تحقیقات در این حوزه را با استفاده از روشهای پژوهشی متنوعتر، در نظر گرفتن طیف وسیعتری از عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی، و همچنین در نمونههای فرهنگی متفاوت و متنوع، آشکار میسازد تا بتوان به درک جامعتر و عمیقتری از این پدیدهی مهم دست یافت.