این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روانشناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجلهی Science منتشر شده است. نویسندگان اصلی این کار David E. Levari، Daniel T. Gilbert، Timothy D. Wilson، Beau Sievers، David M. Amodio و Thalia Wheatley هستند که همگی از چهرههای شناختهشده در زمینههای قضاوت و تصمیمگیری، روانشناسی اجتماعی و علوم اعصاب اجتماعی به شمار میآیند. این مقاله در سال ۲۰۱۸ در جلد ۳۶۰ مجله ساینس، همراه با فایل تکمیلی شامل مواد، روشها و نتایج تفصیلی آزمایشها منتشر شده است.
این پژوهش به بررسی یک خطای شناختی سیستماتیک میپردازد که در آن، کاهش شیوع (Prevalence) یک محرک خاص، منجر به گسترش مرزهای مفهومی آن محرک در ذهن ناظر میشود. فرضیه نویسندگان این بود که قضاوتهای انسانی اغلب «نسبی» (Relative) هستند تا «مطلق» (Absolute). بنابراین، وقتی سیگنال هدف (Target Signal) کمیاب میشود، سیستم ادراکی انسان آستانه تشخیص خود را کاهش میدهد و مواردی را که پیشتر مبهم یا ردشده تلقی میشدند، به عنوان سیگنال هدف شناسایی میکند.
متدولوژی و شرح آزمایشها
پژوهشگران برای آزمون این فرضیه، ۷ مطالعه (Study) مجزا را با استفاده از پارادایمهای مختلف طراحی کردند. در تمامی مطالعات، از مدلهای خطی تعمیمیافته آمیخته (Generalized Linear Mixed Models – GLMM) برای تحلیل دادهها استفاده شد، زیرا پاسخها دارای ساختار درونی و غیرمتوازن بودند.
مطالعه ۱ و ۲: ادراک رنگ (The Blue Dot Task)
در مطالعه اول، به شرکتکنندگان (N=22) مجموعهای از ۱۰۰۰ نقطه رنگی در طیف بنفش تا آبی نشان داده شد. در شرایط «پایدار»، شیوع نقاط آبی ۵۰٪ باقی ماند. در شرایط «کاهشی»، شیوع نقاط آبی به تدریج از ۵۰٪ به ۶٪ کاهش یافت.
-
نتیجه: در گروه کاهشی، با کم شدن نقاط آبی واقعی، شرکتکنندگان شروع به طبقهبندی نقاط بنفشرنگ به عنوان «آبی» کردند.
-
مطالعه ۲: حتی زمانی که به شرکتکنندگان صراحتاً هشدار داده شد که تعداد نقاط آبی کاهش خواهد یافت، باز هم اثر گسترش مفهوم مشاهده شد.
مطالعه ۳ و ۴: مقاومت در برابر اصلاح و تغییرات ناگهانی
در مطالعه سوم، علاوه بر دستورالعمل، انگیزههای مالی (پاداش نقدی برای دقت) نیز اضافه شد. با این حال، حتی انگیزه مالی نیز نتوانست مانع از تغییر قضاوت شود.
مطالعه چهارم نشان داد که این اثر هم در کاهش «تدریجی» شیوع و هم در کاهش «ناگهانی» (Abrupt) رخ میدهد. این یعنی سیستم شناختی به سرعت خود را با سطح جدید محرکها کالیبره میکند.
مطالعه ۵: اثر معکوس (افزایش شیوع)
آیا این اثر دوطرفه است؟ در این مطالعه، شیوع نقاط آبی از کم به زیاد تغییر کرد. نتایج نشان داد که «انقباض مفهوم» (Concept Contraction) رخ داد؛ یعنی با زیاد شدن نقاط آبی، شرکتکنندگان نسبت به نقاطی که قبلاً آبی میدانستند سختگیرتر شدند و آنها را «غیر آبی» نامیدند.
مطالعه ۶: قضاوت چهره (تهدید)
برای تعمیم نتایج به محرکهای اجتماعی، محققان از چهرههای مورفشده (Morphed Faces) استفاده کردند که طیفی از «غیرتهدیدآمیز» تا «تهدیدآمیز» را میساختند.
-
اجرا: با کاهش شیوع چهرههای خشن، شرکتکنندگان چهرههایی را که قبلاً خنثی یا کمی اخمو میدانستند، به عنوان «تهدیدآمیز» طبقهبندی کردند. این یافته نشان میدهد که در جوامع امنتر، آستانه تحمل خشونت پایینتر میآید.
مطالعه ۷: قضاوت اخلاقی (پیشنهادات پژوهشی)
در پیچیدهترین آزمایش، شرکتکنندگان نقش اعضای یک کمیته اخلاق (IRB) را بازی کردند و باید پیشنهادهای پژوهشی را رد یا تایید میکردند.
-
یافتهها: زمانی که پیشنهادهای «بسیار غیراخلاقی» کمیاب شدند، شرکتکنندگان شروع به رد کردن پیشنهادهایی کردند که در فاز اولیه آزمایش (که پیشنهادهای بد زیاد بود)، آنها را قابلقبول یا تنها «کمی مبهم» میدانستند.
تحلیل نتایج و بحث
دادهها نشان دادند که قضاوت انسان به شدت وابسته به زمینه (Context-dependent) است. نویسندگان استدلال میکنند که مکانیزمهای عصبی و روانشناختی ما بر اساس «تطبیق سطح» (Adaptation Level) و «نرمالسازی» (Normalization) کار میکنند.
-
عدم امکان قضاوت مطلق: انسانها حتی وقتی تلاش میکنند، نمیتوانند یک معیار ثابت (مثلاً «آبی واقعی» یا «تهدید واقعی») را در حافظه نگه دارند. معیار آنها دائماً بر اساس نمونههای اخیر بهروزرسانی میشود.
-
پیامدهای اجتماعی: این پدیده توضیح میدهد که چرا حل مشکلات اجتماعی (مانند کاهش جرم یا تبعیض) لزوماً به احساس رضایت منجر نمیشود. با حذف موارد حاد، موارد خفیفتر که قبلاً نادیده گرفته میشدند، اکنون به عنوان مشکلات جدی ادراک میشوند.
این پژوهش با ارائه شواهد تجربی قوی، مدلی را پیشنهاد میکند که در آن «موفقیت در حل یک مشکل» میتواند به طور پارادوکسیکال باعث شود آن مشکل در نظر ما «همچنان شایع» یا حتی بدتر به نظر برسد، زیرا تعریف ما از مشکل گسترش یافته است