۱ آذر ۱۴۰۴

هوش مصنوعی چگونه نحوه تفکر انسان را تغییر می‌دهد؟

خلاصه مقاله

سال‌ها عادت داشتیم فکر کردن را امری «از درون به بیرون» ببینیم؛ گفت‌وگوها و مونولوگ‌های درونی ما با ریتم انسانیِ تردید، مکث، خستگی و بازاندیشی شکل می‌گرفت. در چنین فضایی، ایده‌ها آهسته بالغ می‌شدند و مسیری پرپیچ‌وخم را طی می‌کردند تا به تصمیم و نتیجه برسند. حالا با ورود هوش مصنوعی مولد، یک شریک فکری جدید وارد صحنه شده که نه خسته می‌شود، نه رشته کلام را گم می‌کند و نه به مکث و «هوم…» نیاز دارد. این شریک تازه، فقط پاسخ نمی‌دهد؛ به‌تدریج طرز نشستن ذهن ما، ریتم تصمیم‌گیری و شکل‌گیری ایده‌ها را عوض می‌کند. نویسنده متن اصلی این تغییر را «جاذبه شناختی» می‌نامد؛ نیرویی آرام و نامرئی که کم‌کم مسیر حرکت فکر ما را خم می‌کند.

چیا قراره بخونی

سرعتی که از بیرون تحمیل می‌شود

یکی از اولین تغییرها در مواجهه با هوش مصنوعی، تغییر سرعت است. ذهن ما عادت دارد بین ایده‌ها پرسه بزند، دور یک موضوع بچرخد و در طول زمان، «کم‌کم» به پاسخ نزدیک شود. اما وقتی با یک مدل زبانی کار می‌کنیم، پاسخ تقریباً آنی ظاهر می‌شود و ما ناخواسته سرعت تصمیم‌گیری خود را با ریتم ماشین هماهنگ می‌کنیم. دیگر کمتر پیش می‌آید که با خود بگوییم «بگذار چند روز روی این فکر بخوابم»؛ در عوض، خیلی سریع‌تر به مرحله «قبول، رد، یا ویرایش» می‌رویم. نتیجه این است که فرایند اکتشاف ذهنی، که قبلاً پهن و باز و زمان‌بر بود، به سفری کوتاه‌تر و بیشتر شبیه «انتخاب از بین گزینه‌ها» تبدیل می‌شود. چیزی تحمیل نمی‌شود، اما به‌تدریج از قدم زدنِ آرام در فکر، به دویدن در مسیر آماده‌شده هوش مصنوعی عادت می‌کنیم.

بیشتر بخوانید :  چرا دیگر نمی‌توانم یک کتاب کامل بخوانم؟ بازیابی توجه از دست رفته

ناپدید شدن حاشیه‌های ابهام و تردید

گفت‌وگوهای انسانی معمولاً اطراف خود یک حاشیه نرم از ابهام و تردید دارند؛ جاهایی که می‌گوییم «نمی‌دانم»، «شاید»، «هنوز مطمئن نیستم». این مکث‌ها نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه زنده بودن و وزن‌دار بودن فکر است. اما هوش مصنوعی طوری پاسخ می‌دهد که گویی همه‌چیز روشن و مرتب است؛ جملات منظم، ساختار یافته و اغلب بدون لکنت و تردید. این نوع قطعیت زبانی (نه لزوماً فلسفی) روی ما هم اثر می‌گذارد و کم‌کم یاد می‌گیریم شبیه ماشین حرف بزنیم: صاف، مطمئن و کم‌حوصله نسبت به ابهام. خطر اینجاست که وضوح و روانیِ متن را با «درک عمیق» اشتباه بگیریم و تصور کنیم چون جمله‌ها محکم‌اند، پس فکر هم حتماً عمیق است. به این ترتیب، ستون فقرات زبان سفت‌تر می‌شود، اما شاید از انعطاف‌پذیریِ مواجهه با پیچیدگی‌های واقعی زندگی کم کنیم.

وقتی شلختگیِ فکر را به ماشین واگذار می‌کنیم

هر فرایند خلاق و فکری، یک مرحله نیمه‌آشکار و شلخته دارد؛ جایی که ایده‌ها در ذهن ما هنوز مبهم، ناقص و گاهی متناقض‌اند. قبلاً این مرحله بیشتر در خلوت ذهن یا در دفترچه‌های شخصی و گفت‌وگوهای صمیمی می‌گذشت. الان خیلی زود همان هسته مبهم را در قالب یک پرامپت به مدل می‌دهیم و هوش مصنوعی فوراً یک «پوسته منظم» دور آن می‌سازد؛ متنی که به‌نظر منسجم و قابل ارائه می‌آید. ما هم اغلب به‌جای ساختن ایده از صفر، وارد مرحله ویرایش، کم و زیاد کردن و تنظیم متن آماده می‌شویم. این کار بدون تردید بار شناختی را کم می‌کند و کار را سریع‌تر جلو می‌برد، اما تجربه زیسته «خلق چیزی از هیچ» را هم کم‌رنگ‌تر می‌کند. شلختگیِ خلاق یعنی جایی که خودِ ما با ابهام کشتی می‌گیریم، آرام‌آرام از ذهن به بیرون تبعید می‌شود و به صفحه چت با ماشین منتقل می‌گردد.

فکر کردن برای یک مخاطب ماشینی

تغییر مهم دیگری که کمتر به آن توجه می‌کنیم، قبل از نوشتن پرامپت اتفاق می‌افتد. کم‌کم یاد می‌گیریم چطور طوری فکر کنیم که ماشین راحت‌تر بفهمد: ساده‌تر می‌نویسیم، مقدمه‌ها را کوتاه می‌کنیم و مثال‌های انسانی و زمینه‌های احساسی را حذف می‌کنیم. آنچه در گفت‌وگوی انسانی طبیعی است – پرش‌های ذهنی، خاطره شخصی، شوخی، اشاره به گذشته مشترک – در صحبت با هوش مصنوعی اغلب کنار گذاشته می‌شود، چون «به درد مدل نمی‌خورد». این یعنی خودِ فرایند فکر کردن ما، به‌تدریج با قالبی که ماشین بهتر می‌فهمد، هماهنگ می‌شود و منحنی طبیعی فکر انسان کمی خم می‌شود. ما در عمل داریم برای موجودی فکر می‌کنیم که نه بدن دارد، نه خاطره مشترک و نه تاریخچه عاطفی؛ و همین، شکل پرسش‌ها و مسیرهای ذهنی ما را قبل از نوشتن یا حرف زدن تغییر می‌دهد.

جاذبه شناختی: وقتی فکر برنمی‌گردد

هوش مصنوعی را معمولاً یا «ابزار» می‌نامیم یا «آینه»، اما نویسنده متن استدلال می‌کند که این توصیف‌ها کافی نیستند. ابزار را می‌توان کنار گذاشت و به حالت عادی برگشت، و آینه صرفاً بازتاب ماست؛ در حالی که هوش مصنوعی شبیه یک نیروی جاذبه شناختی عمل می‌کند که کم‌کم طرز ایستادن ذهن را عوض می‌کند. بسیاری از ایده‌هایی که با کمک مدل می‌سازیم، در ساختار و زبان ماشین شکل گرفته‌اند و بعد دیگر به‌سادگی نمی‌توانیم آنها را «از نو» و مستقل از آن تجربه، دوباره بیندیشیم. اینجاست که پرسش مهمی مطرح می‌شود: آیا می‌توانیم فکری را که یک‌بار با کمک هوش مصنوعی شکل داده‌ایم، دوباره بدون حضور آن فکر کنیم؟ به نظر می‌رسد پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، چون خمیدگی‌ای که ایجاد شده، تا حدی پایدار می‌ماند.

چگونه آگاهانه کنار هوش مصنوعی فکر کنیم؟

همه این تغییرها لزوماً نشانه وابستگی ناسالم یا تنبلی ذهنی نیست؛ مغز انسان ذاتاً پلاستیک است و در برابر شریک‌های جدیدِ گفت‌وگو، خود را سریعاً بازتنظیم می‌کند. مسأله اصلی، «آگاه بودن» نسبت به این تنظیم مجدد است تا به‌جای آن‌که بی‌صدا در ریتم ماشین حل شویم، بتوانیم ریتم انسانی خود را هم حفظ کنیم. می‌توانیم آگاهانه زمان‌هایی را برای فکر کردنِ آهسته، با کاغذ و قلم یا گفت‌وگوی انسانی کنار بگذاریم و مراحل شلخته و خامِ ایده را دست‌کم برای مدتی درون ذهن خود نگه داریم. همچنین مفید است هر از گاهی قبل از باز کردن چت با هوش مصنوعی، چند دقیقه‌ای فقط برای خودمان سوال را باز کنیم، احتمالات را مرور کنیم و حداقل یک نسخه ابتدایی از پاسخ را در ذهن یا روی کاغذ تجربه کنیم. هوش مصنوعی می‌تواند زاویه‌های تازه‌ای به ما نشان بدهد و افق دید را گسترش دهد، اما اگر بدون خودآگاهی با آن خو بگیریم، همان‌قدر که دید ما را وسیع می‌کند، می‌تواند دامنه حرکات طبیعی فکر را هم محدود کند. تأثیر آن آرام و بی‌صداست، و شاید دقیقاً به همین دلیل است که بیش از هر زمان دیگری به سواد و خودنظارتی شناختی نیاز داریم.

منبع

https://www.psychologytoday.com/us/blog/the-digital-self/202511/when-ai-changes-the-shape-of-thought

 

سلامت روان عمومی معرفی ابزارهای سلامت روان

2

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلی مطلب خفن دیگه ...

چرا اضطراب در نسل Z این‌قدر زیاد شده؟ نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) نسلی است که با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فشار مقایسه، ناامنی شغلی و بحران‌هایی مثل کرونا بزرگ …

نوجوانان و سلامت روان

مارشا لینهان و تاریخچه پیدایش رفتاردرمانی دیالکتیکی مارشا لینهان با خلق «رفتاردرمانی دیالکتیکی» (Dialectical Behavior Therapy یا همان DBT) دنیای روانشناسی را دگرگون کرد. احتمالاً نام DBT به گوشتان خورده …

روان‌درمانی و مشاوره

این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روان‌شناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجله‌ی Science …

مغز و روانشناسی علمی

مقدمه و پیشینه پژوهش پدیده افزایش عملکرد فیزیکی متعاقب دشنام‌گویی (Swearing) موضوعی است که در دهه اخیر توجه روان‌شناسان ورزشی و عصب‌شناسان را به خود جلب کرده است. مطالعات پیشین …

مغز و روانشناسی علمی

با ظهور اینترنت، دسترسی به محرک‌های جنسی بصری (پورنوگرافی) به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. ویژگی‌هایی همچون دسترسی آسان، هزینه پایین و ناشناس بودن، باعث شده است میلیون‌ها کاربر به …

مغز و روانشناسی علمی نوجوانان و سلامت روان

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster …

اختلالات روانی

نظرتو بهمون بگو راجب مقاله :>