آیا شما همان کسی هستید که همه برای حل مشکلاتشان به او پناه میآورند؟ همان دوستی که در نیمهشب هم پاسخگوی تلفن است، همان فرزندی که نیازهای والدینش را به رویاهای خود ترجیح میدهد، یا همان همسری که همیشه خستگی و خواستههایش را پشت یک لبخند پنهان میکند؟
اگر این تصویر برایتان آشناست، شما احتمالاً یک «قهرمان» در زندگی اطرافیانتان هستید. اما قهرمان بودن، هزینهای پنهان دارد. وقتی تمام انرژی شما صرف نجات دیگران میشود، چه کسی قرار است ناجی شما باشد؟ به دنیای پیچیده «طرحواره ایثار» خوش آمدید؛ تلهای روانی که در لباس فضیلت، شما را از خودتان تهی میکند.
ایثار یا خودتخریبی؟ نگاه عمیق جفری یانگ
دکتر جفری یانگ، طرحواره ایثار (Self-Sacrifice) را یک الگوی عمیقاً ریشهدار معرفی میکند که در آن، فرد به شکلی افراطی و تقریبا غیرارادی، نیازهای دیگران را بر خواستههای خود اولویت میدهد. هسته اصلی این طرحواره یک باور سمی است: «نیازهای من به اندازه نیازهای دیگران مهم نیست. وظیفه من، مراقبت از دیگران است.»
این طرحواره مانند یک قرارداد نانوشته و یکطرفه عمل میکند که شما آن را با تمام دنیا امضا کردهاید. نگهبان این قرارداد، یک احساس قدرتمند و فلجکننده به نام «عذاب وجدان» است. هر زمان که تلاش میکنید کمی به خودتان فکر کنید یا درخواستی را رد کنید، این نگهبان با تمام قوا به شما حمله کرده و برچسب «خودخواه» را بر پیشانیتان میزند. در نتیجه، شما دوباره به چرخه خدمت بیپایان به دیگران بازمیگردید.
دو روی سکهی ایثار: آشنایی با دو نوع طرحواره
طرحواره ایثار همیشه به یک شکل خود را نشان نمیدهد. یانگ معتقد است این الگو میتواند دو چهره متفاوت داشته باشد:
ایثار ناشی از حس مسئولیتپذیری افراطی (Compulsive Caregiving):
این نوع ایثار از یک همدلی بسیار بالا و حس مسئولیتپذیری شدید نسبت به افراد ضعیف و آسیبپذیر نشأت میگیرد. شما درد دیگران را به شدت احساس میکنید و خود را موظف میدانید که رنج آنها را تسکین دهید.
- مثال: دوستی دارید که در یک رابطه عاطفی سمی گرفتار شده است. شما ساعتها پای درددل او مینشینید، برایش راه حل پیدا میکنید و حتی با شریک عاطفیاش صحبت میکنید، در حالی که پروژههای کاری خودتان روی هم تلنبار شده و استرس تمام وجودتان را گرفته است. شما معتقدید «او بیشتر از من نیاز به کمک دارد.»
ایثار ناشی از ترس از طرد شدن و احساس گناه (Guilt-Driven Sacrifice):
در این نوع، انگیزه اصلی شما ترس است. ترس از اینکه اگر نیازهای دیگران را برآورده نکنید، شما را فردی خودخواه بدانند، ناراحت شوند، یا طردتان کنند. «نه» گفتن برای شما مساوی با از دست دادن محبت و تایید دیگران است.
- مثال: خانوادهتان از شما انتظار دارند آخر هفته برای کمک در کارهای خانه به آنها سر بزنید. با اینکه شما تمام هفته را سخت کار کردهاید و به استراحت نیاز دارید، این درخواست را قبول میکنید. چرا؟ چون میترسید اگر مخالفت کنید، شما را «فرزند ناخلف» یا «بیتوجه» خطاب کنند و از شما دلخور شوند
مثالی از تله ایثار: داستان «آرش، معمار رویاهای دیگران»
آرش یک معمار بااستعداد بود که رویای بزرگش، طراحی و ساخت یک کتابخانه کوچک و مدرن در محله قدیمیشان بود. او ماهها برای طراحی نقشهها وقت گذاشته بود و تمام پساندازش را برای شروع پروژه کنار گذاشته بود. این کتابخانه، هویت و آرزوی شخصی آرش بود.
یک روز، برادر کوچکترش با چهرهای نگران پیش او آمد. او میخواست یک کافه راهاندازی کند اما سرمایه کافی نداشت و در طراحی داخلی آن هم به مشکل خورده بود. آرش که نمیتوانست ناراحتی برادرش را ببیند، بخش بزرگی از پسانداز خود را به او قرض داد و قول داد که شبها تا دیروقت روی طراحی کافه او کار کند. او به خودش گفت: «رویای من میتواند صبر کند، اما برادرم الان به من نیاز دارد.»
چند هفته بعد، یکی از دوستان صمیمیاش که در شرف ازدواج بود، از او خواست تا در بازسازی خانه جدیدشان کمک کند. دوستش میدانست که بودجه کمی دارد و مهارت آرش میتواند هزینههایشان را به شدت کاهش دهد. آرش که نمیخواست دوستش را در این شرایط مهم ناامید کند، تمام آخر هفتههایش را وقف بازسازی خانه او کرد.
شش ماه گذشت. کافه برادرش با طراحی بینظیر آرش افتتاح شد و خانه دوستش به زیبایی آماده شد. همه از آرش تشکر میکردند و او را «رفیق واقعی» و «برادر فداکار» مینامیدند.
یک شب، آرش به سراغ نقشههای کتابخانهاش رفت. گرد و غبار روی آنها نشسته بود. وقتی به حساب بانکیاش نگاه کرد، دید که تقریبا خالی است. ناگهان خستگی تمام آن ماهها بر سرش آوار شد. او برای همه رویاهایشان را ساخته بود، اما آجر اول رویای خودش را هم نگذاشته بود. در آن لحظه، آرش در میان تشویقهای دیگران، تنهاترین معمار دنیا بود. او فهمید که ایثار بیش از حد، او را به پیمانکار آرزوهای دیگران تبدیل کرده، در حالی که معماری رویای خودش را فراموش کرده است.
این داستان نشان میدهد که طرحواره ایثار چگونه با نیت خوب شروع میشود، اما در نهایت با تهی کردن منابع (زمان، انرژی و پول) و سرکوب نیازهای شخصی، فرد را به بنبست روحی و سرخوردگی میرساند.
منابع برای مطالعه بیشتر:
- کتاب “زندگی خود را دوباره بیافرینید” (Reinventing Your Life) نوشته جفری یانگ و جانت کلوسکو؛ این کتاب به عنوان منبع اصلی برای شناخت طرحوارهها به زبان ساده شناخته میشود.
- کتاب “طرحواره درمانی: راهنمای کاربردی برای متخصصین بالینی” (Schema Therapy: A Practitioner’s Guide) نوشته جفری یانگ، جانت کلوسکو و مارجوری ویشار؛ این کتاب منبعی تخصصیتر و جامعتر است.
- https://schematherapysociety.org/Schema-Therapy