۱ مرداد ۱۴۰۴

تحریف های شناختی چیست؟ ۱۵ خطای فکری که زندگی شما را مختل می‌کند

چیا قراره بخونی

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که افکارتان شما را به سمت نگرانی، اضطراب یا ناامیدی سوق می‌دهند؟ شما تنها نیستید. بسیاری از این الگوهای فکری منفی، تحریف های شناختی (Cognitive Distortions) نام دارند. این‌ها خطاهای ذهنی ناخودآگاهی هستند که درک ما از واقعیت را تغییر می‌دهند و بر سلامت روان ما تأثیر منفی می‌گذارند.
در این راهنمای کامل، به شما نشان می‌دهیم که تحریف‌های شناختی دقیقاً چه هستند، چرا به وجود می‌آیند و چگونه می‌توانید با شناسایی و اصلاح آن‌ها، کنترل افکار و احساسات خود را به دست بگیرید.
چرا دچار تحریف های شناختی می‌شویم؟
تحریف‌های شناختی الگوهای فکری غیرمنطقی هستند که باعث می‌شوند ما رویدادها را منفی‌تر از آنچه هستند، تفسیر کنیم. این الگوها به دلایل مختلفی از جمله تجربیات گذشته، یادگیری‌های دوران کودکی و حتی مکانیزم‌های دفاعی مغز شکل می‌گیرند. شناخت این دلایل، اولین قدم برای مقابله با آن‌هاست.
لیست 15 تحریف شناختی رایج (به همراه مثال)
دکتر دیوید برنز، نویسنده کتاب مشهور «از حال بد به حال خوب»، فهرستی از رایج‌ترین خطاهای شناختی را معرفی کرده است. در ادامه با 15 مورد از این تحریف‌ها و مثال‌های ملموس آن‌ها آشنا می‌شوید.

1. تفکر همه یا هیچ (سیاه و سفید)

در این نوع تفکر، همه چیز را در دو دسته مطلق می‌بینید: عالی یا افتضاح، موفقیت کامل یا شکست مطلق. هیچ حد وسطی وجود ندارد.
* مثال: «چون در یک بخش از پروژه شکست خوردم، پس کل پروژه یک فاجعه کامل است.»

2. تعمیم افراطی

شما یک اتفاق منفی را به تمام جنبه‌های زندگی خود تعمیم می‌دهید.
* مثال: «در این مصاحبه شغلی رد شدم، پس من هیچ‌وقت نمی‌توانم شغل خوبی پیدا کنم.»

3. فیلتر ذهنی

شما فقط به جنبه‌های منفی یک موقعیت توجه کرده و تمام نکات مثبت را نادیده می‌گیرید؛ مانند یک قطره جوهر که کل لیوان آب را کدر می‌کند.
* مثال: مدیرتان از ۹ کار شما تعریف می‌کند و ۱ پیشنهاد برای بهبود می‌دهد. شما تمام شب را به آن ۱ پیشنهاد فکر می‌کنید.

4. بی‌ارزش کردن نکات مثبت

شما موفقیت‌ها و ویژگی‌های مثبت خود را بی‌اهمیت، شانسی یا ناچیز می‌دانید.
* مثال: اگر کسی از شما تعریف کند، با خود می‌گویید: «او فقط از روی ترحم این را گفت.»

بیشتر بخوانید :  چگونه رسانه‌های مثبت به اندازه مدیتیشن استرس را کاهش می‌دهند؟

5. پرش به نتیجه‌گیری

شما بدون وجود شواهد کافی، یک نتیجه‌گیری منفی می‌کنید. این مورد دو شکل رایج دارد:
* ذهن‌خوانی: فکر می‌کنید می‌دانید دیگران چه فکری درباره شما می‌کنند. («او فکر می‌کند من احمقم.»)
* پیش‌گویی: آینده را به صورت منفی پیش‌بینی می‌کنید. («مطمئنم در امتحان فردا شکست می‌خورم.»)

6. بزرگ‌نمایی و کوچک‌نمایی

شما اهمیت اشتباهات خود را بیش از حد بزرگ کرده (بزرگ‌نمایی) و اهمیت نقاط قوت خود را کوچک می‌کنید (کوچک‌نمایی).
* مثال: یک اشتباه کوچک در کار را یک فاجعه بزرگ می‌بینید، اما موفقیت بزرگتان را شانسی تلقی می‌کنید.

7. استدلال عاطفی

شما فرض می‌کنید که احساسات شما بازتابی از واقعیت هستند.
* مثال: «من احساس اضطراب می‌کنم، پس حتماً خطر بزرگی در راه است.»

8. بایدها و نبایدها

شما لیستی سفت و سخت از قوانینی دارید که خودتان و دیگران “باید” از آن‌ها پیروی کنید. شکستن این قوانین باعث ایجاد احساس گناه یا عصبانیت می‌شود.
* مثال: «من باید همیشه در همه کارها موفق شوم.» یا «او نباید این حرف را می‌زد.»

9. برچسب زدن

شما به جای توصیف یک اشتباه، یک برچسب منفی و کلی به خودتان یا دیگران می‌زنید.
* مثال: به جای اینکه بگویید «من در این کار اشتباه کردم»، می‌گویید «من یک بازنده هستم.»

10. شخصی‌سازی

شما خود را برای اتفاقات منفی که کاملاً خارج از کنترل شما بوده‌اند، سرزنش می‌کنید یا خود را دلیل اصلی آن اتفاق می‌دانید.
* مثال: «فرزندم در مدرسه نمره کمی گرفته، حتما من مادر/پدر بدی هستم.»

11. فاجعه‌سازی

شما همیشه منتظر بدترین فاجعه ممکن هستید و هر مشکل کوچکی را به یک مصیبت بزرگ تبدیل می‌کنید.
* مثال: «اگر در این آزمون قبول نشوم، زندگی‌ام تمام است.»

12. مغالطه انصاف

شما انتظار دارید که زندگی همیشه باید منصفانه باشد و اگر چنین نباشد، عصبانی و ناامید می‌شوید.

13. سرزنش کردن

شما دیگران را مسئول مشکلات و احساسات منفی خود می‌دانید و از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کنید.

14. مغالطه‌های کنترل

این باور که یا شما کنترل کاملی بر همه چیز دارید (کنترل بیرونی) یا هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارید و یک قربانی هستید (کنترل درونی).

بیشتر بخوانید :  آیا می‌توان اعتیاد را بدون زندان و مجازات کنترل کرد؟ داستان کشور پرتغال

15. همیشه بر حق بودن

شما نیاز دارید که در هر بحثی پیروز شوید و ثابت کنید که حق با شماست. اشتباه کردن برای شما غیرقابل تحمل است.

چگونه با تحریف های شناختی مقابله کنیم؟ (راهکارهای عملی)

خوشبختانه، شما مجبور نیستید تا ابد در دام این خطاهای فکری باقی بمانید. با استفاده از تکنیک‌های درمان شناختی-رفتاری (CBT)، می‌توانید این الگوها را تغییر دهید:
* شناسایی فکر: اولین قدم این است که متوجه شوید کدام تحریف شناختی در ذهن شما فعال شده است.
* به چالش کشیدن فکر: از خودتان سوالات قدرتمندی بپرسید. آیا شواهدی برای این فکر وجود دارد؟ آیا می‌توانم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنم؟
* بازسازی شناختی: فکر تحریف‌شده را با یک فکر منطقی‌تر، متعادل‌تر و واقع‌بینانه‌تر جایگزین کنید.
پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. آیا تحریف های شناختی نشانه یک بیماری روانی است؟

همه افراد گهگاه دچار تحریف‌های شناختی می‌شوند. اما اگر این الگوها شدید، مداوم و مخرب باشند، می‌توانند با شرایطی مانند اضطراب و افسردگی مرتبط بوده و بهتر است با یک متخصص سلامت روان مشورت شود.

۲. موثرترین راه برای اصلاح خطاهای شناختی چیست؟

درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از موثرترین روش‌های درمانی برای شناسایی و اصلاح این الگوهای فکری است. تکنیک‌هایی مانند نوشتن افکار روزانه و بازسازی شناختی بسیار مفید هستند.

۳. آیا می‌توانم به تنهایی بر این تحریف‌ها غلبه کنم؟

بله، با استفاده از کتاب‌های خودیاری معتبر (مانند کتاب دکتر برنز) و تمرین مداوم تکنیک‌ها، افراد زیادی می‌توانند پیشرفت قابل توجهی داشته باشند. با این حال، کمک گرفتن از یک درمانگر می‌تواند این فرآیند را تسریع و تسهیل کند.

نتیجه‌گیری: کنترل ذهن خود را به دست بگیرید
تحریف‌های شناختی بخش رایجی از تجربه انسانی هستند، اما نباید اجازه دهید که کیفیت زندگی شما را تعیین کنند. با آگاهی از این 15 خطای فکری و تمرین مداوم برای به چالش کشیدن آن‌ها، می‌توانید دیدگاه واقع‌بینانه‌تر و مثبت‌تری نسبت به خود و دنیای اطرافتان پیدا کنید.

برای مطالعه بیشتر راجب سلامت روان به صفحه مجله سای مراجعه کنید .

سلامت روان عمومی مغز و روانشناسی علمی مهارت‌های زندگی

5

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلی مطلب خفن دیگه ...

چرا اضطراب در نسل Z این‌قدر زیاد شده؟ نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) نسلی است که با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فشار مقایسه، ناامنی شغلی و بحران‌هایی مثل کرونا بزرگ …

نوجوانان و سلامت روان

مارشا لینهان و تاریخچه پیدایش رفتاردرمانی دیالکتیکی مارشا لینهان با خلق «رفتاردرمانی دیالکتیکی» (Dialectical Behavior Therapy یا همان DBT) دنیای روانشناسی را دگرگون کرد. احتمالاً نام DBT به گوشتان خورده …

روان‌درمانی و مشاوره

این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روان‌شناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجله‌ی Science …

مغز و روانشناسی علمی

مقدمه و پیشینه پژوهش پدیده افزایش عملکرد فیزیکی متعاقب دشنام‌گویی (Swearing) موضوعی است که در دهه اخیر توجه روان‌شناسان ورزشی و عصب‌شناسان را به خود جلب کرده است. مطالعات پیشین …

مغز و روانشناسی علمی

با ظهور اینترنت، دسترسی به محرک‌های جنسی بصری (پورنوگرافی) به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. ویژگی‌هایی همچون دسترسی آسان، هزینه پایین و ناشناس بودن، باعث شده است میلیون‌ها کاربر به …

مغز و روانشناسی علمی نوجوانان و سلامت روان

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster …

اختلالات روانی

نظرتو بهمون بگو راجب مقاله :>