۱۸ آذر ۱۴۰۴

گوش دادن به موسیقی در حین فعالیت بدنی: چگونه لذت، عملکرد و درک فشار را تغییر می‌دهد؟

خلاصه مقاله

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که وقتی می‌خواهید به باشگاه بروید یا حتی یک پیاده‌روی ساده داشته باشید، اولین کاری که می‌کنید برداشتن هدفون و انتخاب یک پلی‌لیست پرانرژی است. انگار بدون موسیقی، دمبل‌ها سنگین‌ترند و زمان روی تردمیل کندتر می‌گذرد! اما تا حالا فکر کرده‌اید که آیا این فقط یک حس شخصی است یا واقعاً موسیقی روی عملکرد بدن و ذهن ما تأثیر علمی دارد؟

چیا قراره بخونی

این مقاله نشان می‌دهد گوش دادن به موسیقی قبل یا حین فعالیت بدنی، به‌طور قابل اعتماد اما نه بسیار بزرگ، هم احساس فرد را بهتر می‌کند و هم کارایی انجام تمرین را بالا می‌برد. برآیند ۱۳۹ مطالعه نشان می‌دهد اثر موسیقی در ورزش، بیشتر روان‌شناختی و تجربه‌ای است تا تغییرات بزرگ فیزیولوژیک مثل ضربان قلب.

معرفی مطالعه

نویسندگان یک متاآنالیز چندسطحی روی ۱۳۹ مطالعه با مجموع ۳۵۹۹ شرکت‌کننده انجام داده‌اند که بازه زمانی ۱۰۷ ساله (از ۱۹۱۱ تا ۲۰۱۷) را پوشش می‌دهد. از هر مطالعه، اندازه‌های اثر متعددی استخراج شده و در مجموع ۵۹۸ اندازه اثر در چهار دسته پیامدی بررسی شده است: پاسخ‌های روان‌شناختی، پاسخ‌های فیزیولوژیک، پاسخ‌های روان‌فیزیکی و پیامدهای عینی عملکرد.

در این کار از شاخص Hedges’ g به‌عنوان اندازه اثر، و از مدل متاآنالیز چندسطحی برای کنترل همبستگی میان چند پیامد در یک مطالعه استفاده شده است. برای هر پیامد، ناهمگنی (Q) و تعدیل‌کننده‌های بالقوه شامل نوع فعالیت (ورزش در برابر تمرین)، محل اجرا (آزمایشگاه/میدان)، ویژگی‌های موسیقی (تمپو، انتخاب توسط پژوهشگر یا فرد)، شدت فعالیت و طراحی مطالعه بررسی شده است.

نتایج اصلی در چهار حوزه پیامد

۱. پاسخ‌های روان‌شناختی (حالت عاطفی)

برای «ارزش عاطفی» یا لذت/نارضایتی لحظه‌ای از فعالیت، که عمدتاً با مقیاس Feeling Scale سنجیده شده، موسیقی اثر نسبتاً قابل توجهی داشته است. میانگین اندازه اثر برای این متغیر حدود g = 0.48 گزارش شده که در طبقه‌بندی معمول، اثری در حد متوسط محسوب می‌شود و نشان می‌دهد افراد در شرایط همراه با موسیقی، به‌طور معناداری تجربه خوشایندتری از فعالیت بدنی دارند.

ناهمگنی معناداری برای این پیامد مشاهده نشده و بنابراین تحلیل تعدیل‌کننده‌ها برای این حوزه انجام نشده است. این موضوع نشان می‌دهد که اثر مثبت موسیقی بر لذت‌بردن از فعالیت، نسبتاً پایدار است و در انواع گوناگون فعالیت‌ها و نمونه‌ها به شکل مشابهی ظاهر می‌شود.

۲. عملکرد فیزیکی عینی

در حوزه عملکرد، شاخص‌هایی مانند زمان، مسافت، سرعت، توان، تعداد تکرارها یا مدت حفظ فعالیت بررسی شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد موسیقی با بهبود معنی‌دار عملکرد همراه است؛ اندازه اثر کلی برای عملکرد حدود g = 0.31 گزارش شده که یک اثر کوچک تا متوسط اما پایدار تلقی می‌شود.

با این حال، برای عملکرد ناهمگنی معنی‌دار مشاهده شده و آزمون تخمین سوگیری انتشار (Egger) نیز عدم تقارن نمودار قیفی را برای این حوزه تأیید کرده است. نویسندگان با حذف دو اثر بسیار بزرگ از یک مطالعه خاص، نشان داده‌اند که حتی با کنترل این موارد، جهت‌گیری کلی نتایج تغییری نمی‌کند، هرچند احتمال اندکی بزرگ‌تر برآورد شدن اثر عملکردی به دلیل سوگیری انتشار وجود دارد.

۳. پاسخ‌های روان‌فیزیکی: درک فشار (RPE)

درک فشار یا Rating of Perceived Exertion (RPE) به‌عنوان شاخصی از تجربه ذهنی سختی فعالیت، به‌طور گسترده در این بدنه مطالعاتی به کار رفته است. متاآنالیز نشان می‌دهد موسیقی به کاهش ادراک فشار کمک می‌کند؛ اندازه اثر کلی در حدود g = 0.22 گزارش شده که نشان‌دهنده یک اثر کوچک اما معنادار است.

بیشتر بخوانید :  آیا می‌توان اعتیاد را بدون زندان و مجازات کنترل کرد؟ داستان کشور پرتغال

نکته مهم این است که در تحلیل‌ها، فقط مواردی وارد شده که کاهش RPE با «کار برابر یا کمتر» همراه بوده و مواردی که RPE بالاتر همراه با کار بیشتر بوده‌اند، برای جلوگیری از تفسیر دوپهلو کنار گذاشته شده‌اند. بنابراین کاهش درک فشار در این متاآنالیز به معنای «همان کار با احساس سختی کمتر» یا «کار یکسان با فشار ذهنی پایین‌تر» است که می‌تواند به تداوم فعالیت و افزایش پذیرش تمرین کمک کند.

۴. پاسخ‌های فیزیولوژیک: اکسیژن و ضربان قلب

در بخش شاخص‌های فیزیولوژیک، دو متغیر اصلی بررسی شده‌اند: ضربان قلب (HR) و مصرف اکسیژن (VO2). نتایج نشان می‌دهد موسیقی اثر معنی‌داری بر کاهش ضربان HR ندارد؛ اندازه اثر نزدیک g = 0.07 و از نظر آماری غیرمعنادار گزارش شده است.

در مقابل، مصرف اکسیژن به‌طور خفیف اما معناداری به نفع شرایط همراه با موسیقی تغییر می‌کند، به‌طوری که اندازه اثر در حدود g = 0.15–0.17 گزارش شده و نشان‌دهنده بهبود اندک در کارایی مصرف اکسیژن است. برای VO2 ناهمگنی معناداری مشاهده نشده و لذا تحلیل تعدیل‌کننده‌ها در این حوزه انجام نشده، در حالی که برای ضربان قلب HR ناهمگنی وجود داشته اما تعدیل‌کننده‌ها الگوی منسجم و قدرتمندی را نشان نداده‌اند.

تحلیل تعدیل‌کننده‌ها

نویسندگان مجموعه‌ای از تعدیل‌کننده‌ها را برای پیامدهایی که ناهمگنی داشتند (عمدتاً عملکرد و RPE، و تا حدی HR) بررسی کرده‌اند. مهم‌ترین نتایج به‌طور خلاصه به موارد زیر اشاره دارد:

  • حوزه مطالعه (تمرین در برابر ورزش): اثرات موسیقی بر عملکرد در حوزه «تمرین/Exercise» قوی‌تر از حوزه «ورزش رقابتی/Sport» بوده است، که احتمالاً به دلیل استاندارد بودن بیشتر وظایف و تداخل کمتر عوامل موقعیتی و تعاملی در تمرین است. در زمینه‌های ورزشی پیچیده، حضور هم‌تیمی، حریف، تاکتیک و فشار رقابت می‌تواند بخشی از اثر موسیقی را خنثی یا پنهان کند.

  • تمپو موسیقی: نتایج نشان داده‌اند که موسیقی با تمپوی بالا (بالاتر از حدود ۱۲۰ ضرب در دقیقه) اثر قوی‌تری بر عملکرد دارد نسبت به قطعات با تمپوی آهسته تا متوسط. این یافته با شواهد نوروفیزیولوژیک و بیومکانیکی درباره هم‌زمان‌سازی حرکتی با ریتم‌های سریع‌تر و نقش تمپو در برانگیختگی سازگار است.

  • طراحی مطالعه و محل اجرا: تفاوت‌هایی میان طرح‌های درون‌گروهی و بین‌گروهی، و نیز میان پژوهش‌های آزمایشگاهی و میدانی دیده می‌شود، اما این تفاوت‌ها به‌طور سیستماتیک جهت اثر را عوض نمی‌کنند و بیشتر بر اندازه و دقت برآوردها اثر می‌گذارند. به‌طور کلی، کنترل بیشتر در آزمایشگاه، احتمال آشکار شدن اثرات کوچک را افزایش می‌دهد، در حالی که در میدان، اکولوژیک بودن بالا ولی واریانس مزاحم نیز بیشتر است.

برای ارزش عاطفی و مصرف اکسیژن، به دلیل نبود ناهمگنی، ورود تعدیل‌کننده‌ها ضروری تشخیص داده نشده و می‌توان این حوزه‌ها را نسبتاً پایدارترین پیامدها در برابر تفاوت‌های موقعیتی و طراحی دانست.

بیشتر بخوانید :  کدام فرزند محبوب‌تر است؟ علم به این سوال قدیمی پاسخ می‌دهد

مکانیزم‌های پیشنهادی برای تبیین نتایج

نویسندگان مقاله نتایج کمی متاآنالیز را در چارچوب یک مدل مفهومی وسیع‌تر درباره «موسیقی و فعالیت بدنی» تفسیر می‌کنند. سه خوشه اصلی مکانیزم‌ها برجسته شده است:

  • تنظیم عاطفه و هیجان: موسیقی از طریق سازوکارهایی مانند رفلکس ساقه مغز به محرک‌های صوتی سریع و بلند، ارزیابی شناختی تجربه، و شرطی‌سازی تداعی‌گرایانه با موقعیت‌های لذت‌بخش، می‌تواند عاطفه مثبت، انگیختگی مناسب و هیجاناتی مانند سرزندگی یا آرامش را در زمینه تمرین فعال کند. این تنظیم عاطفی با یافته اثر متوسط بر ارزش عاطفی (FS) و نقش کلیدی لذت در پایبندی به فعالیت بدنی هم‌خوان است.

  • توجه و ادراک فشار: با توجه به ظرفیت محدود کانال‌های حسی، ورود محرک موسیقایی می‌تواند بخشی از «پهنای باند» پردازش را اشغال کرده و به‌صورت رقابتی، شدت پردازش سیگنال‌های بدنی مرتبط با خستگی و ناراحتی را کاهش دهد. شواهد EEG کاهش فعالیت در باند تتا و کاهش اتصال کارکردی در نواحی پیش‌پیشانی و حسی-حرکتی را در حضور موسیقی نشان می‌دهند که با کاهش هشیاری نسبت به خستگی و در نتیجه کاهش RPE هم‌راستا است.

  • هم‌زمان‌سازی شنوایی–حرکتی (Auditory–Motor Synchronization): انسان گرایش ذاتی به هماهنگ‌کردن ریتم حرکتی با ریتم موسیقی دارد؛ این هم‌زمان‌سازی می‌تواند هزینه متابولیک را از طریق بهبود کارایی عصبی–عضلانی و هماهنگی سینماتیک کاهش دهد. یافته اثر کوچک ولی معنادار بر VO2 و تأکید بر تمپوی سریع در بهبود عملکرد، هر دو با این مکانیزم بیوموسیقیایی سازگار هستند.

به این ترتیب، الگوی نتایج (بهبود متوسط در عاطفه، بهبود کوچک در عملکرد، کاهش کوچک در RPE، بهبود اندک در مصرف اکسیژن و عدم تغییر معنی‌دار در HR) با ترکیبی از مکانیزم‌های روان‌شناختی، عصبی و حرکتی تبیین‌پذیر است.

پیامدهای کاربردی و پژوهشی

از منظر کاربردی، این متاآنالیز از استفاده آگاهانه از موسیقی در مداخلات ورزشی و سلامت‌محور حمایت می‌کند، به‌ویژه برای افزایش لذت، کاهش احساس سختی و ایجاد تجربه‌ای خوشایندتر در شدت‌های متوسط تا نزدیک به آستانه تهویه‌ای. در طراحی برنامه‌های تمرینی عمومی و نیز در توان‌بخشی، انتخاب موسیقی با تمپوی نسبتاً بالا و بار عاطفی مثبت می‌تواند به‌طور معناداری، هرچند نه بسیار بزرگ، به بهبود پایبندی و کیفیت تجربه کمک کند.

از نظر پژوهشی، نویسندگان بر این نکته تأکید می‌کنند که با وجود اندازه اثرهای کلی مثبت، سوگیری انتشار به‌ویژه در حوزه عملکرد باید در تفسیر نتایج مدنظر قرار گیرد و مطالعات آینده لازم است گزارش‌های کامل‌تری از نتایج غیرمعنادار ارائه دهند. همچنین پیشنهاد می‌شود پژوهش‌ها به سمت جمعیت‌های بالینی، محیط‌های میدانی متنوع‌تر و فناوری‌های جدید هم‌زمان‌سازی تطبیقی موسیقی–حرکت حرکت کنند تا فهم عمیق‌تری از شرایط بهینه استفاده از موسیقی در ورزش و تمرین حاصل شود.

خبر خوب این است که دانشمندان دقیقاً روی همین موضوع دست گذاشته‌اند. در مقاله‌ای که اخیراً در مجله معتبر Psychological Bulletin چاپ شده (و ما آن را برای شما زیر و رو کردیم)، محققان نتایج ۱۳۹ تحقیق مختلف را که روی بیش از ۳۵۰۰ نفر انجام شده بود، یک‌کاسه کردند (که به آن متاآنالیز می‌گویند) تا یک‌بار برای همیشه به این سوال پاسخ دهند. نتایج شگفت‌انگیز بود!

در ادامه، کلیدی‌ترین یافته‌های این تحقیق بزرگ را به زبان ساده برایتان باز می‌کنیم تا بدانید دفعه بعد که دکمه Play را می‌زنید، دقیقاً چه اتفاقی در بدن و مغزتان می‌افتد.

۱. حال‌تان را حسابی خوب می‌کند (مهم‌ترین تأثیر)

بیایید با مهم‌ترین و قوی‌ترین نتیجه این تحقیق شروع کنیم: احساسات.
تحقیقات نشان داده که بزرگترین تأثیر موسیقی در ورزش، روی «حال و هوای» شماست. وقتی با موسیقی ورزش می‌کنید، میزان لذت بردن شما از فعالیت بدنی به طرز چشمگیری بالا می‌رود.

به زبان ساده، موسیقی ورزش را از یک «وظیفه اجباری و سخت» به یک «تفریح» تبدیل می‌کند. در روانشناسی به این تغییر رویکرد، حرکت از “شناخت” به “لذت‌جویی” (Hedonism) می‌گویند. یعنی به جای اینکه فقط با خودتان بگویید «ورزش برای سلامتی مفید است»، واقعاً از لحظه لذت می‌برید. این نکته برای کسانی که تازه ورزش را شروع کرده‌اند و دنبال بهانه‌ای برای رها کردن آن هستند، حکم طلا را دارد!

۲. زور بازوی‌تان را بیشتر می‌کند!

شاید باورش سخت باشد، اما موسیقی واقعاً می‌تواند شما را قوی‌تر و سریع‌تر کند. این تحقیق نشان داد که موسیقی تأثیر مثبت و معناداری روی عملکرد فیزیکی دارد.

  • اگر می‌دوید، احتمالا کمی سریع‌تر می‌دوید.

  • اگر وزنه می‌زنید، شاید بتوانید تکرارهای بیشتری انجام دهید.

محققان به این اثر «نیروافزایی» (Ergogenic effect) می‌گویند. انگار موسیقی مثل یک موتور کمکی کوچک عمل می‌کند که وقتی بدن‌تان خسته می‌شود، به شما هول می‌دهد تا ادامه دهید.

۳. سختی ورزش را کمتر حس می‌کنید

این یکی از جالب‌ترین بخش‌های ماجراست. مغز ما ظرفیت محدودی برای پردازش اطلاعات دارد. وقتی شما در حال گوش دادن به یک آهنگ جذاب هستید، بخشی از حواس مغزتان پرتِ ریتم و ملودی می‌شود. نتیجه؟ مغز فرصت کمتری دارد که به سیگنال‌های «خستگی» و «درد عضلانی» که از بدن می‌آید توجه کند.

در نتیجه، شما همان فشار همیشگی را تحمل می‌کنید، اما احساس می‌کنید که کار آسان‌تر است. دانشمندان به این می‌گویند «کاهش درک فشار» (Reduced Perceived Exertion). البته حواس‌تان باشد، اگر فشار ورزش خیلی خیلی زیاد باشد (مثلاً دوی سرعت با تمام توان)، دیگر موسیقی نمی‌تواند حواس‌تان را کاملاً پرت کند، چون فریاد عضلات‌تان بلندتر از صدای موزیک می‌شود!

۴. اکسیژن را بهتر مصرف می‌کنید

این بخش کمی فنی است اما خیلی جالب! تحقیقات نشان داده کسانی که با موسیقی ورزش می‌کنند، کارایی اکسیژن بهتری دارند. یعنی بدن‌شان یاد می‌گیرد با مقدار اکسیژن کمتری، همان کار را انجام دهد یا به عبارت دیگر، موتور بدن‌شان بهینه‌تر می‌سوزاند.
یکی از دلایلش این است که وقتی ما خودمان را با ریتم آهنگ هماهنگ می‌کنیم (مثلاً گام‌های دویدن‌مان را با ضرب آهنگ تنظیم می‌کنیم)، حرکات‌مان منظم‌تر و روان‌تر می‌شود و انرژی کمتری هدر می‌دهیم.

۵. چه چیزی تغییر نمی‌کند؟ ضربان قلب

برخلاف تصور خیلی‌ها، این تحقیق نشان داد که موسیقی تأثیر خاص و معناداری روی تعداد ضربان قلب ندارد. یعنی قلب شما کار خودش را می‌کند و متناسب با فشار ورزش می‌تپد، چه موسیقی باشد و چه نباشد. پس اگر فکر می‌کنید با یک آهنگ آرام می‌توانید وسط یک دوی ماراتن ضربان قلب‌تان را پایین بیاورید، احتمالاً اشتباه می‌کنید!

چند نکته برای استفاده بهتر

حالا که فهمیدیم موسیقی کار می‌کند، چطور بهترین استفاده را از آن ببریم؟ این تحقیق چند ریزه‌کاری مهم را هم مشخص کرده است:

  • تند یا کند؟ برای عملکرد بهتر، موسیقی تند (Fast Tempo) بهتر از موسیقی کند یا متوسط جواب می‌دهد. پس برای رکورد زدن، سراغ آهنگ‌های بیس‌دار و سریع بروید .

  • ورزش یا مسابقه؟ جالب است بدانید تأثیر موسیقی در تمرینات ورزشی (Exercise) بیشتر از مسابقات حرفه‌ای (Sport) است. شاید چون در تمرین استرس کمتری داریم و بیشتر می‌توانیم روی موزیک تمرکز کنیم.

  • انتخاب با کیست؟ فرقی نمی‌کند موسیقی را خودتان انتخاب کرده باشید یا مربی/محقق برایتان گذاشته باشد؛ در هر دو حالت اثرش را می‌گذارد. اما تجربه نشان داده آهنگ‌هایی که با آن‌ها خاطره دارید یا دوست‌شان دارید، انگیزه بیشتری می‌دهند.

نتیجه‌گیری نهایی

اگر دنبال راهی هستید که به برنامه ورزشی‌تان پایبند بمانید، موسیقی یکی از ارزان‌ترین و موثرترین ابزارهاست. نتایج این متاآنالیز بزرگ (که معتبرترین نوع تحقیق در دنیای علم است) خیال‌مان را راحت کرد که آن هدفونی که در گوش می‌گذارید، فقط برای سرگرمی نیست؛ بلکه یک ابزار روانشناسی قدرتمند است که:

  1. لذت‌تان را بیشتر می‌کند.

  2. خستگی‌تان را کمتر می‌کند.

  3. عملکردتان را بهتر می‌کند.

پس همین الان پلی‌لیست‌تان را آپدیت کنید و با انرژی بیشتری بند کفش‌هایتان را ببندید!

مغز و روانشناسی علمی

4

دانلود فایل اورجینال مقاله گوش دادن به موسیقی در حین فعالیت بدنی: چگونه لذت، عملکرد و درک فشار را تغییر می‌دهد؟ به صورت رایگان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلی مطلب خفن دیگه ...

چرا اضطراب در نسل Z این‌قدر زیاد شده؟ نسل Z (متولدین ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲) نسلی است که با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، فشار مقایسه، ناامنی شغلی و بحران‌هایی مثل کرونا بزرگ …

نوجوانان و سلامت روان

مارشا لینهان و تاریخچه پیدایش رفتاردرمانی دیالکتیکی مارشا لینهان با خلق «رفتاردرمانی دیالکتیکی» (Dialectical Behavior Therapy یا همان DBT) دنیای روانشناسی را دگرگون کرد. احتمالاً نام DBT به گوشتان خورده …

روان‌درمانی و مشاوره

این مقاله پژوهش کلاسیکی در حوزه روان‌شناسی شناختی و اجتماعی با عنوان «Prevalence-induced concept change in human judgment» است که در یکی از معتبرترین مجلات علمی دنیا، یعنی مجله‌ی Science …

مغز و روانشناسی علمی

مقدمه و پیشینه پژوهش پدیده افزایش عملکرد فیزیکی متعاقب دشنام‌گویی (Swearing) موضوعی است که در دهه اخیر توجه روان‌شناسان ورزشی و عصب‌شناسان را به خود جلب کرده است. مطالعات پیشین …

مغز و روانشناسی علمی

با ظهور اینترنت، دسترسی به محرک‌های جنسی بصری (پورنوگرافی) به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. ویژگی‌هایی همچون دسترسی آسان، هزینه پایین و ناشناس بودن، باعث شده است میلیون‌ها کاربر به …

مغز و روانشناسی علمی نوجوانان و سلامت روان

اختلال شخصیت وسواسی-جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) که در متون روان‌پزشکی با عنوان OCPD شناخته می‌شود، یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیت در جمعیت عمومی است. این اختلال در «خوشه C» (Cluster …

اختلالات روانی

نظرتو بهمون بگو راجب مقاله :>